چهره واقعی کسی که او را خال المومنین می نامند

معاويه "زياد بن ابيه" را والي كوفه و بصره كرد.وي شيعيان را تعقيب ميكرد و پس از دستگيري به دار مي آويخت...دست و پاي آنها را ميبريد و چشمهاي آنها را بيرون مي آورد (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 3 ص 15)

 

معاويه شرايط صلح با امام حسن-ع- را زير پا گذاشت

وي در كوفه بالاي منبر رفته گفت: من با حسن بن علي پيماني كه حاوي شروطي بود بستم.ولي اينك پيمان را شكسته و همه شروط را زير اين دو پاي خود ميگذارم.

منابع: تاريخ طبري ج 4 ص 124-الامامه و السياسه ص 164 و ....

 

به دستور معاويه امام حسن-ع- به شهادت رسيد.

وقتي خبر شهادت آن حضرت را شنيد خوشحال شد و سر به سجده گذاشت.

 

منابع سني: مروج الذهب ج 3 ص8-الامامه و السياسه ج1 ص 175 و ....

  

معاويه را رسول خدا-ص- لعن نمود(تاريخ طبري-ج1-ص375)

امام علي-ع- نيز بارها او را لعن نمود(شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 3 ص 228-احقاق الحق و ازهاق الباطل ج 1 ص 49)

 

معاويه معراج را رويا و خواب ميدانست (زندگاني محمد-ص- تاليف دكتر هيكل-ج1- ص 268)

 

به دستور معاويه مسلمانان بزرگي همچون حجر بن عدي-ره- و 6 نفر از يارانش در "مرج العذرا" به شهادت رسيدند(تاريخ طبري ج 4 ص 187)

 

به دستور معاويه مالك اشتر (از ياران امام علي-ع-) در راه مصر مسموم و به شهادت رسيد. بعد از اين واقعه معاويه بالاي منبر رفت و گفت: علي دو دست داشت. يكي را در صفين قطع كردم (عمار ياسر) و يكي را امروز(مالك اشتر)

منابع سني: كامل ابن اثير ج 3 ص187-تاريخ طبري ج 4 ص 71 و 72.

 

محمد بن ابي بكر كه از طرف امام علي-ع- والي مصر بود به دستور معاويه به شهادت رسيد (تاريخ يعقوبي ج 2 ص 139)

معاويه قاتل عثمان بود

منابع سني: تاريخ يعقوبي-ج2-ص162

 

معاويه به مامور خود گفت: كسي را كه با راي و فكر تو موافق نيست به قتل برسان و اموال و دارايي هر كس را كه در طاعت ما نيست غارت كن و از هر دهي كه گذشتي ويران ساز

 

منابع سني:تاريخ يعقوبي-ج2-ص141

 

معاويه حتي از نظر بزرگان اهل سنت مطرود و ملعون است(شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد-ج1-ص113 چاپ مصر)

 

معاويه با سنت رسول خدا-ص- در مسئله "الولد للفراش و للعاهر الحجر" مخالفت كرد كه روايت آن در كتب اهل سنت آمده است.

 

منبع: المختصر في اخبار-ج1-ص184

 

معاويه قاتل عثمان بود

منابع سني: تاريخ يعقوبي-ج2-ص162

 

معاويه به مامور خود گفت: كسي را كه با راي و فكر تو موافق نيست به قتل برسان و اموال و دارايي هر كس را كه در طاعت ما نيست غارت كن و از هر دهي كه گذشتي ويران ساز

 

منابع سني:تاريخ يعقوبي-ج2-ص141

 

معاويه حتي از نظر بزرگان اهل سنت مطرود و ملعون است(شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد-ج1-ص113 چاپ مصر)

 

معاويه با سنت رسول خدا-ص- در مسئله "الولد للفراش و للعاهر الحجر" مخالفت كرد كه روايت آن در كتب اهل سنت آمده است.

 

منبع: المختصر في اخبار-ج1-ص184

قتل عام شیعیان پاکستان توسط وهابی ها

اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های سني های تندروي پاکستان(وهابی ها)  به شهادت رسیده اند. البته این جنایات در عراق و افغانستان نیز ادامه دارد و به نام اسلام مشغول سر بريدن مسلمین و بالاخص شیعیان هستند . اشتباه نکنیم آنها نه وهابي هستند نه مزدور اسرائیل و نه امریکا و نه بعثی بلکه از شمول اهل سنت هستند کسانیکه خلیفه اول و دوم و سوم و با اکراه خلیفه چهارم هم دارند . کسانی هستند که هنگام سر بریدن من و توی مسلمان فریاد الله اکبر می زنند و با افتخار از خداوند می خواهند این جنایات را به عنوان جهاد فی سبیل الله قبول نماید . خیلی راحت در مسجد بمب منفجر می کنند ، خیلی راحت بیگناهان را سر می برند و زنان حامله را شکم پاره می کنند ، کودکان را زنده زنده می سوزانند

چندی قبل نیز سنی های پاکستان حدود 30 مسافر شیعه را در میانه راه پیاده نمودند و آنها را کنار یک تانکر سوخت زنده زنده سوزاندند و اکنون یک دسته گل دیگر سنی های پاکستان که جدیدا به نیت قربه الی الله سر می برند و دست و پا قطع می کنند .

نوشته بالای عکس : ( اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به سرکردگی "عطا الرحمن" و "کرنال مجید" ربوده شده و پس از شکنجه ددمنشانه سر بریده شدند و به شهادت رسیدند. بدنهای سوخته و قطعه قطعه شده آنان در روز 19 ژوئن 2008 میلادی پیدا شد. )

 

علمای شیعه و شیعیان محض رعایت حال آقایان اهل تسنن سعی می کنند این دسته از حیوانات جنایتکار را وهابی معرفی کنند ولی کجا وهابی هستند؟ آیا پیروان ابن حنبل وهابیند؟ د رحالیکه حنبلی ها فرقه ای از فرق اهل تسنن محسوب می شوند و در همه جا و همه مکان به جای مبارز با اسرائیل و امریکا مشغول مسلمان کشی هستند ! اینان کسانی هستند که در کشورهای عراق ، افغانستان ، پاکستان و ایران مشغول قتل عام مسلمین و سربریدن و زنده زنده سوزاندن شیعیان به نیت قربه الی الله هستند . اینان کسانی هستند که در محراب مطهر مساجد بمب می گزارند و نمازگزاران الله را تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که در بازارها و معابر عمومی که مسلمین مشغول رفت و آمد هستند پیکر نحسشان را منفجر می کنند و دهها و صدها شیعه را به نیت قربه الی الله تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که به ناموس و اموال و جان شیعه به نیت قربه الی الله حمله می کنند و آنها را غارت می کنند . وا عجبا از این جمود فکری کوته نظران اهل تسنن . چرا بگوییم وهابی ؟! باید همه بدانند اینان نه نام دیگری دارند و نه فرقه ای جدای از مذهب اهل تسنن بلکه از همان سنی ها هستند . کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مولوی های کوته فکر مشغول درس خواندن هستند ، کسانی هستند که ماهیانه از دلارهای نفتی امریکایی تزریق شده به صنعت سعودی ها ارتزاق می کنند ، کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مذهبی سعودی های عربستان دروس مذهب خوانده اند و یاد گرفته اند که فقط و فقط خودشان مسلمان هستند ، کسانی هستند که در شهرک صدر عراق در یک بمبگذاری 120 زن و کودک را زنده زنده با بمب های خود سوزاندند .

حال خوب است به این شرح حال به دیده دقت بنگرید :

مادر نماز صبح خود را می خواند ، دیگر استراحت نمی کند کودکان شیرین زبان خود را بیدار می کند اندک اندک هنگام صبحانه می شود، نانی تهیه می کند و صبحانه آماده می کند . همه سر یک سفره خندان می نشینند کودک سر سفره شیرین زبانی می کند پدر شوخی می کند ،  مادر می خندد ، هنگام کار می شود ، پدر خانواده به سر کار می رود ، مادر نیز با کودک خود به بازار خرید و فروش می رود تا بلکه میوه ، سبزی و مواد اولیه نهار را تهیه کند ، از این مغازه به آن مغازه ، با یکی سر قیمت چانه می زند ، کودک در کنار مادر حضور دارد . بالاخره یک چرخ میوه فروش را پیدا می کنند تا مقداری میوه بخرند وناگهان بمب .....

مادر تکه تکه می شود

کودک زنده زنده می سوزد

و صدهای کودک و مادر دیگر نیز به همین بلا گرفتار می شود .

مادر خبر نداشت که یک سنی حیوان صفت قصد بهشت کرده است و به خود بمب بسته و خود را منفجر کرده است .

نمونه دیگر از این سنی های تندرو که در استان فرات دستگیر شده بودند که از اعضای گروه «التوحيد و الجهاد»  یکی از گروهای جنایتکار اهل سنت هستند تاكنون به سربريدن 61 شيعه و تجاوز به 15 دختر عراقي اعتراف كرده‌اند.  بنا بر اين اعترافات، هر يك از اين چهار تن، براي بريدن سر هرشيعه 200 دلار و سركرده آنها نيز 500 دلار دريافت مي‌كرده است.


 

 

این هم تصویری از چند شیعه که توسط سنی های تندرو در منطقه جنوب بغداد یکی بعد از دیگری سربریده شده اند

 

 

در این کلیپ نیز اعدام دسته جمعی حدود 30 کارگر شیعه را می بینید که توسط سنی ها به رگبار بسته می شوند . نگویید وهابی . بی جهت مخفی نکنید ، در این کلیپ همانگونه که می شنوید برای خودشان با سرود عربی الله اکبر می خوانند . هنگام تیراندازی الله اکبر می گویند ، هنگام سربریدن نیز الله اکبر می گویند .

http://www.hezareh3.com/film/crime.wmv

در کلیپ زیر نیز یک جوان شیعه را سنی های تندرو در یک محله خلوت به جرم شیعه بودن نه به جرم همکاری با امریکایی یا دزدی بلکه فقط به جرم شیعه بودن سر می برند و هنگام سر بریدن از ته دل الله اکبر می گویند و با گریه از خدا می خواهند این قربانی را بپذیرد و ثوابش برایشان محفوظ نگهدارد تا در بهشت به راحتی وارد شوند

http://www.hezareh3.com/film/019.wmv

 

شفاعت و توسل

نظر وهابیت درمورد شفاعت :

    محمدبن عبدالوهاب می گوید: اگرمقصود شفاعت خواهان،طلب شفاعت ازملائکه، پیامبران و اولیـاسـت که به واسطـۀ آنها تقـرب به خـدا جـویند ، این همان چیـزی اسـت که به واسطـۀ آن خون ها و اموالشان مباح شمرده می شود.

    این گفتـارمحمدبن عبـدالـوهاب برگـرفته از ابن تیمیه است که می گوید : کسانی که پیامبـربا آنها جنگیـد به جهـت همان چیـزی اسـت که بیـان کردیم وآنها به آن اقـرارمی کردند. و نیزقائـل بودند که بت ها مدبّرچیزی نیستند و پناهشان به بت ها از روی شفاعت خواهی است. ازاین رو اگرکسی ازصالحان شفاعت بجوید، همان نظرکافران را دارد... 1

 

نکته :

    درحقـیقـت پیـروان فرقـۀ ضاله و گمـراه وهابیـت معتقـد هستنـد که فقـط باید ازخداوند طلـب شفاعـت کرد تا پیغمبـر یا اولیـاء را شفیـع انسان قـرار دهد. امّا درخـواسـت مستقیـم شفاعـت از پیغمبر یا هریک ازصالحین و اولیاء شرک اکبراست.

 

 

ــ شافعان در دنیا :

1ـ توبه :

    « قُل یا عِبادِی الَّذینَ اِسرَفُوا عَلَی اَنفُسِهِم ... وَ اَسلِمُوا لَه » 2

    بگو : ای بندگان من که برخود اسـراف وستـم کرده اید، از رحمـت خداونـد ناامید نشویـد که خدا همۀ گناهان را می آمرزد. زیرا او بسیارآمرزنده است وبه درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید.

*پس توبه راهی است برای بخشش و آمرزش گناهان و نزدیکی به خدای متعال.

2ـ ایمان :

    « یا اَیُّها الَّذینَ اَمَنوا اِتَّقوا الله ... وَاللهُ غَفُورٌ رَحیم » 3

    ای کسانیـکه ایمان آورده اید! تقـوای الهی پیشه کنید وبه رسولش ایمان بیاورید تا دو مهم از

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ رویکرد عقلانی بر باورهای وهابیت : ج1، ص49 و 50

2ـ زمر آیۀ 53 و54                                                                                                         3ـ حدید آیۀ 28                                                                                                                             

 

رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قراردهد که با آن راه بروید وگناهان شما را ببخشد و

خداوند آمرزنده و مهربان است.

 *پـس ایمـان آوردن به رسـول خـدا که همـان ایمـان به خـداسـت، سبـب نـزول رحمـت خـدا و مغفرت گناهان می شود. 

 

3ـ عمل صالح :

    « وَعَدَ اللهُ الَّذینَ اَمَنُوا ... اَجرٌ عَظیم » 1

    خداوند به کسانیکه ایمان آورده و عمـل صالـح انجام داده اند وعـدۀ آمـرزش و پاداش عظیـم داده است.

*پس آمرزش و مغفرت وکسب پاداش و اجرعظیم درمقابل ایمان وعمل صالح است.

 

4 ـ قرآن :

    « یَهدِی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوَنَهُ ... إِلَی صِرَطٍ مُّستَقِیم » 2

    خداوند به بـرکت آن (قـرآن)، کسانی را که ازخشنـودی او پیـروی کنند، به راههـای سلامت هـدایت کند و به فـرمان خـود از تـاریـکی ها به سـوی روشنـایی ها می بـرد و آنها را به سـوی راه راست رهبری می نماید.

 

5ـ پیامبران :

    « وَلَو اَنَّهُم إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُم جَا ءُوکَ فََاستَغفِرُوا اللهَ ... تَوَّاباً رَّحِیماً » 3 

    و اگر ایـن مخالفـان هنگامی که به خـود ستـم می کردند به نزد تو می آمدند و طلـب آمرزش می کردند و پیامبرهم برای آنها استغفار می کرد خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

*آیات ذکرشده دلالت بروجود شفاعت در دنیا وتأثیرگذاری آنها براعمال و سرنوشت انسان ها دارد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مائده آیۀ 9

2ـ مائده آیۀ 16

3ـ نساء آیۀ 64    

 

ــ شفیعان روزقیامت :

1ـ پیامبران :

    « وَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحمَنُ ... مُّکرَمُونَ » 1

    وآنان(مشـرکان) گفتنـد : خداوند رحمـان فـرزنـدی برای خـود انتخـاب کـرده اسـت، (حاشا) او منـزّه است، بلکه آنها بنـدگـان شایستۀ اویند ...

    « وَ لَا یَشفَعُونَ اِلَّا لِمَنِ ارتَضَی » 2

وآنان جز برای کسی که خدا از او راضی است شفاعت نمی کنند ...

 

2ـ ملائکه :

    « وَ کَم مَّن مَّلَکٍ ... یَرضَیَ » 3

    و چه بـسا فـرشتـگان آسمـان که شفـاعـت آنها سـودی نمی بخشـد مگرپس ازآن که خدا برای هرکس بخواهد و راضی باشد، اجازه دهد.

 

3ـ شهیدان :

    « وَ لَا یَملِکُ الَّذِینَ یَدعُونَ ... وَ هُم یَعلَمُونَ » 4 

    کسانی را که غیرازاو می خوانند، قـادربرشفاعـت نیستند مگرآنها که شهادت به حق دادند و به خوبی آگاهند. 

 

4 ـ مؤمنان :

    ازآیۀ سابق روشن می شود که مـؤمنان هم ازجمله شافعان هستند وخداوند خبراز الحاق آنان به شهدای روزقیامت داده است.

    « وَ الَّذِینَ اَمَنُوا بِاللهِ ... وَالشُّهَدَاءُ عِندَ رَبَّهِم » 5 

    کسانیکه به خدا ورسولش ایمان آورده اند، آنان صدیقین وشهداء نزد پروردگارشانند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ انبیاء آیۀ 26

2ـ انبیاء آیۀ 26 ـ 28 

3ـ نجم آیۀ 26

4ـ زخرف آیۀ 86

5ـ حدید آیۀ 19 

ــ شفاعت نوعی دعا وطلب مغفرت است :

    معـنای شفاعـت، طلـب و درخـواسـت چیزی است ازصاحب شفاعـت برای شفاعـت شـونده. در این صـورت شفاعـت پیامبـریا غیراو به معنای دعا ونیایش به درگاه الهـی است و اوبخشش گناه و برطرف کردن نیازها را ازخداوند خواهان است، پس شفاعت نوعی دعا است.

    جـوازطـلـب دعـا ازضـروریـات دین است. با این سخـن طـلـب شفاعـت (دعا)ازهـرمـؤمنی جایزاست تا چه رسد به پیامبران، به ویژه رسول گرامی اسلام(ص).

    ممکن است کسی بگوید : شفاعـت شفیـع زمانی پذیـرفتـه می شـود که شفاعـت کننـده مقـام و وجهی نزد خداوند داشته باشد. درجواب باید گفت : خداوند برای هرمـؤمنی که شفاعـت می کند حـرمتـی قائـل است. علاوه براین شفاعـت، اختصاصی به انبیـاء ندارد وبرای تمامی مـؤمنان و ملائکه حق شفاعت داده شده است. 1 

 

ــ اجماع علمای اسلام بر مشروعیت شفاعت :

    علمای اسلام برمشروعیت شفاعت واینکه پیامبراکرم(ص) یکی ازشفیعان روزقیامت است، اجمـاع کرده اند؛ اگـرچـه دربرخی ازفـروع شفاعـت و شاخـه های آن اختلاف نموده اند. اینک دیدگاه بزرگان تشیع و اهل تسنن را پیرامون شفاعت نقل می نماییم :

1ـ ابومنصورماتریدی(متوفای 333هـ.ق) درذیل آیۀ شریفۀ :« وَلا یَشفَعُونَ اِلَّا لِمَنِ ارتَضَی » 2                                                                                      می گوید : این آیه اشاره به شفاعت مقبول دراسلام دارد. 3

2ـ تاج الدین ابوبکرکلاباذی (متوفای 380 هـ.ق) می گوید : علماء اجماع دادند که اقراربه تمام آن چه خداوند درمورد شفاعـت ذکر کرده و روایات نیز برآن توافق دارد واجب است ... 4 

3ـ شیخ مفید(336 ـ 413 هـ.ق) می فرماید: امامیّه اتّفاق نظردارند که رسـول خدا(ص) در روز قیامت برای جماعتـی ازمرتکبان گناهان کبیـره ازامّت خود شفاعـت می کند. ونیزامیرالمؤمنین و امامان دیگر(علیه السلام) برای صاحبان گناهان کبیـره ازشیـعیـان، شفاعـت می کنند. وخداوند بسیاری ازخطا کاران را با شفاعت آنان، از دوزخ نجات می دهد. 5

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـرویکرد عقلانی برباورهای وهابیت ج1، ص67 ـ 69

2ـ انبیاء آیۀ 28

3ـ تأویلات اهل السنة ص 148

4ـ التصرف لمذهب اهل التصرف ص 54 ـ 55

5ـ اوائل المقالات ص 15

4ـ عـلامّـۀ مجـلسـی(ره) می فـرمایـد : درمـورد شفـاعـت، بین مسلمانان اختـلافـی نیسـت که از ضـروریـات دین اسلام اسـت. به این معنا که رسـول خـدا(ص) در روزقیامـت برای امـّت خود، بلکه امّت های پیشین شفاعت می کند ... 1

 

 

 

ــ نظر وهابیت در مورد توسل، استغاثه و طلب حوائج :

 

*ابن تیمیه می گوید :

    اگرشخصـی خطاب به مرده ای که دربـرزخ به سـر می برد، بگوید : مـرا دریاب، یا کمکـم کـن، یا شفیـع من باش و یا مـرا بردشمنـم یاری گـردان ومانند این جمـلات ( که انجام آنها فـقـط درقئرت خداوند است )، ازاقسام شرک است. 2 

 

*وی درکتاب رسالة زیارة القبور والاستنجاد بالمقبور می نویسد :

    کسـی که نـزد قبـر نبـی یا انـسان صالحـی آید واز وی کمـک طلبـد، مثلاً بگوید مـرضش را زایـل کنـد یا قـرض او را ادا کنـد، شـرکـی آشکاراست که گوینـدۀ آن باید توبـه کند و اگر توبـه نکرد باید کشته شود.

 

*و نیزمی گوید :

    بسیاری ازافـراد گمـراه می گویند : این شخص ازمن به خداوند نزدیکتراست ومن ازخداوند دورترهستم ومن نمی توانم او را بخوانم ،مگربه واسطۀ این شخص، ومانند این جملات. این ها همه گفتارمشرکان است. 3

 

*محمدابن عبدالوهاب نیزمی گوید :

    خواندن واستغاثه به غیرخداوند، موجب خروج ازدین و دخول درجرگۀ مشرکان و پرستـش کنندگان بت ها می شود ومال و خون چنین شخصی مباح است، مگرآنکه توبه کند. 4 

 

*شیخ عبدالعزیز،بازمفتی سابق حجازمی گوید :

    توسـل به جاه و برکـت یا حـقِ کسی، بدعـت است ولی شرک نیست؛ ازاین همین رو هـرگاه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ بحارالانوار ج8، ص 29 

2ـ الهدیة السنیة ص 40

3ـ کشف الارتیاب ص 214

4ـ کشف الارتیاب ص 214

 

 

کسی بگوید :« اللهم انّی اسالک بجاه انبیائک و ... جایزنیست، بلکه بدعت و شرک آلود است.1  

 

*ناصرالدین البانی می گوید :

من معتقدم کسانیکه به اولیاء و صالحان و ... توسل می کنند از راه حق گمراهند. 2

 

 

 

ــ نقد نظروهابیت درمورد توسل :

*شافعی می گوید :

    گاهی توسل به پیامبر(ص) طلب امری ازآن حضرت است، یعنی ایشان دراین امرسبب واقع شـود و ازخداوند برای شخص امـری را درخـواست کند و یا برای شخصی از خداوند شفاعـت بخواهد. چنین توسلی ازحضـرت رسول همان طلب دعا ازایشان است، گـرچه عبـارت مختـلف می باشد( توسـل، شفاعـت، استغـاثه و...) همین نوع است گفتارکسی که به حضرت می گوید : ازتو خواهانـم که همـراه شما دربهشت باشم. هدف وی آنـست که پیامبر(ص) سـبب و شافـع وی در ورود به بهشت بشود. 3

*قسطلانی ازعلمای اهل سنت می گوید :

    برزائـرشایسته است که زیاد دعـا و تضـرع نماید و نیزاستغـاثـه و تـشفـّع و تـوسـل به جناب پیامبـر(ص) بجـوید. درنتیجه سـزاواراست کسی که از او طـلـب شفاعـت می نماید، خـداونـد هم شفاعـت شفیع را درحقش قبول بنماید ... استغاثه، توسل، شفاعت خواهی ... وتوجه به نبی(ص) چه قبل وچه بعد ازخلقت ایشان وچه درمدت حیات دنیـایی اش وچه بعد ازمرگ که دربرزخ به سر می برد وچه بعد ازآن که برانگیخته خواهد شد، بدون اشکال است. 4

 

*مرحوم علامۀ امینی درتوجیه و توضیح توسل می فرماید :

    توسـل بیش از این نیست که شخصی با واسطه قراردادن ذوات مقدسه به خدا نزدیک شود و آنان را وسیـلۀ برآورده شدن حاجات خود قـراردهد؛ زیرا آنان نزد خدا آبرومندند، نه اینکه ذات مقدس آنان را به طورمستقـل در برآورده شدن حاجت هایـش دخیـل بداند، بلکه آنان را مجـاری

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مجموع فتاوی ومقالات متنوعة شیخ بن باز  ج 4، ص 311 

2ـ فتاوی الالبانی  ص  432

3ـ وفاء الوفاء ج 2 ، ص 421

4ـ مسند  ج 5، ص 317    و    المواهب اللدینیة  ج 3 ، ص 417  

 

فیض، حلقه های وصل و واسطه های بین مولی و بندگان می داند ... با این عقیده که تنها مؤثر حقیقی درعالم وجود خداوند سبحان است وتمام کسانیکه متوسل به ذوات مقدسه می شوند همین نیّت را دارند، حال این چه ضدیّتی با توحید دارد؟... 1

 

*سیرۀ مسلمین ازگذشته تا کنون، استغاثه به قبـور پیامبران و صالحان است وعلماء هم فتوا به جوازچنین عملی داده اند که نمونه هایی ازآن بیان می شود :

 

1ـ استغاثه به قبرپیامبر(ص) :

    از دارمی نقل شده است : اهل مدینه دچارقحطی شدید شدند وبه عایشه شکایت بردند. وی به آنها گفت : به قبـر پیامبـرتوجه کنید و سـوراخی ازقبـربه طـرف آسمان قـراردهیـد تا بین قبـر و آسمان سقـفـی قـرارنگیرد. راوی می گوید : این کار را انجام دادند، درنتیجه بارانی بر ما بارید به طوری که علفـزار رویید و شتـران چاق گردیدند و دنبـۀ گوسفنـدان از کثـرت چربی سـرباز کرده وبه اصطلاح ، فتق گردید. وآن سال، سال فتق نامیده شد. 2

 

 

2ـ قبرابو ایوب انصاری :

    حاکـم گـویـد : مردم به سـوی قبـر او می رفتند و آن را زیارت می کردند. و وقتی که دچـار قحطی می شدند از آن قبر استسقا ( طلب باران) می نمودند. 3

 

3ـ قبرامام موسی بن جعفر(ع) : 

    رئـیس حنابله، ابی علی خلال می گفت : هرمشکلی که بـرایم پیش می آمد، آهنگ قبرموسی بن جعفرمی کردم و به او متوسل می شدم. خداوند نیز آنچه را که دوست می داشتم، برایم آسان می کرد. 4 

 

4ـ توسل به قبر احمدابن حنبل :

    ابن جـوزی شاگرد ابن تیمیه، درمناقب احمد ازعبدالله بن موسی حکایت می کند : من وپدرم دریک شب تاریک برای زیارت احمد بیرون رفتیم.درآن هنگام آسمان تاریک ترشد.پدرم گفت: پسرم بیا به وسیلۀ این عبد صالح(ابن حنبل)به خداوند متوسـل شویم،تا او راه را برای ما روشن سازدچراکه من ازسی سال تا کنون هروقت که به اومتوسل می شوم،حاجتم برآورده می شود.5

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ الغدیر ج 3، ص 403

2ـ سنن الدارمی ج1، ص 56ــ سبل الهدی و الرشاد ج12،ص347ــ وفاء الوفاء،ج4،ص1374ــ کشف الایتاب ص 313  

3ـ مستدرک الحاکم ج3، ص 518    ــ    صفة الصفوة  ج 1، ص 470

4ـ تاریخ بغداد  ج1، ص 120

5ـ مناقب احمد ( ابن جوزی)  ص 297 

 

همه کار وتحقیق دو سال و نیم خود را تقدیم می کنم به روح پاک شهدای راه حقیقت و شهدای اسلام و تشیع.

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

 

التماس دعا

نقد محمدبن عبدالوهاب از درون

 فهرست مطالب

مقدمه

غلو درباره شيخ محمد عبدالوهاب:

شيخ سليمان عبدالوهاب من را از برادر خود نجات داد :

عبدالوهاب ومشكل تشكيك در تراث امت اسلام :

توحيد عبد الوهاب بر اثر انفعال وى از توحيد اهل تسنن وتشيع نشات گرفته است :

فتنه كه از توحيد عبد الوهاب نشات گرفته است :

كتابهاى عبدالوهاب در رد كتابهاي توحيد شيعيان وسنيان :

فرق ميان توحيد قرآنى وميان توحيد عبدالوهاب :

نقش توحيد عبد الوهاب در ايجاد فرهنگ ضد اعتقاد  به وجود خدا

بزرگان وهابيت توحيد عبدالوهاب را ترك كردند واز توحيد قرآن تبعيت كردند :

شيخ محمد عبدالله مسعرى

شيخ سلمان عوده :

نقش شهيد سيد قطب در نجات من از توحيد عبدالوهاب :

غفلت عبدالوهاب از علم اصول فقه علت شكست وى در درك توحيد بوده است :

شيخ سعيد بن مسفر :

علت ترك سلفيان وسنيان توحيد عبدالوهاب :

مشكل تقليد مطلق از عبد الوهاب :

مشكل عدم تمييز ميان توحيد سلف صالح وميان توحيد عبدالوهاب :

مشكل عدم تمييز ميان معنى عبادت در استعمال عرب وميان معنى عبادت در  استعمال قرآن :

مشكل بنيادين در خود شخص عبدالوهاب :

عبدالوهاب ومشكل تكفير مسلمانان :

روش مناسب براى نجات وهابيان از عبدالوهاب :

اختلاف ميان سيد قطب وميان عبدالوهاب در معرفت توحيد :

مشكل عدم تمييز ميان عدالت ياران بيامبر وميان حجيت آنها در نزد عبدالوهاب :

غفلت شيخ عبدالوهاب از احاديث نهى ازقتل نمازگزاران حتى اگر مشرك بودند :

اشتباه عبدالوهاب وطرفداران وى در نسبت تكفير شيعه به ابن تيميه :

غفلت شيخ عبدالوهاب از خطر امويان نتيجه تقليد او از ابن تيميه :

فرق ميان روش ابن تيميه وابن عبدالوهاب وميان روش سيد قطب در موضوع بنى اميه :

فرق ميان روش ابن تيميه ابن عربى مالكى وابن عبد  الوهاب وميان روش سيد قطب در معرفت امام على  :

ديدگاه سيد قطب در صحابه پيامبر كه عبدالوهاب در آنها غلو كرده است :

نقش سيد قطب در نجات من از ديدگاه ابن تيميه وابن عبدالوهاب در مورد امام على وبنى اميه :

ديدگاه سيد قطب در مورد امام حسين ونقش او در نجات بنده از تفكر ابن تيميه وتفكر عبد الوهاب :

فهرست منابع و مصادر

جنایات وهابیت در طائف و سوریه

جنایات وهابیت درطائف:

    درذیقعدۀ سال 1217 هجری قمری پس ازجنگ های متعـددی که بین اهالی طائف وسپاه وهابی های جنایتـکار رخ داد، سرانجام اهالی طائـف تسلیـم شده ودرخواست عفـو و امان نمودنـد. ولی وهابـی های جنایتکار پس از ورود به قلعۀ طائف باهرکسی که مصـادف می شدند به قتل می رساندند وزمین قلعه را با خون مردان ، زنان و کودکان رنگین کردند.

   وهابی ها حتی به کودکانی که درگهـواره آرمیـده بودند واطفـال شیرخواری که در آغـوش مادرانشان بودند، رحـم نکردند وهمـه را سـر بریدند. وبه خاک وخون کشیدند وگروهی ازمردم را که ازشهرخارج شده وفرار کرده بودند دنبال کردند وکشتند. پیکر چاک چاک آن بینوایان راطعمۀ جانوران نموده و آنچه مال وثـروت یافتند به یغما بردند ومجـدداً سه روزبعـد، وهابی ها برای افـرادی که درخانه ها مخفی شده بودند امان نامـه فرستادند واین بار نیـز وهابی ها خیـانت کرده واین افراد بیچـاره را که اکثـریت آنها را زنان وکودکـان تشکیـل می دادند، لخـت کرده وبه مدت 12 روزبـدون آب ونان برفراز تپه ای محاصره نمودنـد. گاهـی با چوب وچمـاق آنها را می زدنـد وگاهی سنـگ جاف به سـوی آنها پـرتاب می کردنـد و سرانجام  پس از 12 روزسلحشوران دلاوراهل طائف که تا آخرین نفس سنگرخود راترک نکرده بودند و دیگراندوختۀ غذایی و رزمی  نداشتند به وعـده های مـزدورانـۀ وهابی های بی ایمان اعتماد کرده وبا دست خالی ازسنگرهای خود بیرون آمدند، وهابی ها اینها را نیزبرفراز تپه قرار دادند وهمگی را از دم شمشیر گذراندند ومدت 16 روز پیکـرهایشان برفراز تپه ،طعمۀ درندگان وپرندگان بود... و قبـرشریف بسیاری ازصحابه وعلما را نبش نموده وبی حرمتی نمودند.

 

جنایات وهابی ها درسوریه:

    درسال 1225 هجری قمـری وهابیان به شام ( سوریـۀ فعـلی ) یـورش بردند ودارائـی همـۀ مردم را تاراج کردند وغلات را سوزاندند ومردمان بی گناه را کشتنـد وزنان را اسیـر کردند وکودکان را به قتـل رساندند وخانه ها را ویران کردند وفساد وآشوب به راه انداختند.

وهابیت به پایان عمر خود نزدیک می شود

خشـونـت فـوق الـعـادۀ وهابی های افـراطی چیـزی نیـست که بـرکسی پـوشیـده وپنـهان باشد. جنایات وکشتاری که وهابی ها درطول تاریخ خود ازمسلمانان کرده، بسیاروحشتناک است.

    سیـل خونی که درشهرکربلا ازشیعیان به راه انداختند وغارت اموال و ویرانگری شهرکربلا را همه به خاطر دارند.(1) وجنایات دیگری که اشاره خواهد شد...

   همه ی این جنایت ها وکشتارها حاکی ازوجود خشونـت درجوهـرتعـلیمـات وهابی ها می باشد وعمده فلسفه وعلت این خشونت ها به خاطـروجود فتواهای تـروریـستی ازسوی مفـتـی های وهابی ها است که اشـاره خواهـد شد. بـدین صورت که عالم وهابی ابتدا می آید فتـوای کافـربودن شیعیـان را صادرمی کند و آنگاه وهابی ها به یک منـطقـۀ شیعـه نشیـن حمـله کرده و شـروع به جنـایات وکشتـار وغـارت امـوال می کنند.

    امام وهابیان ــ طبق اسناد قطعی ــ مسلمانان را به دو دلیـل ازمشرکان عصر جاهـلیت بدترمی شمرد وبا چنین قضاوتی معلـوم است آنها چه برسرمسلمانان خواهنـد آورد، نیازی به مراجعـه به تاریخ نیست. نگاهی به عصـرخودمان بیندازیم: ازجمله میـوه های تلـخ این شجـرۀ خشونـت، درعصـرما «طالبان» و «سپـاه صحـابه» وبعضی ازگروههـای دیگرمانند «القـاعـده» هستند که چه ضـربه ای را به اسلام وارد آوردند وتصویر زشتی ازاسلام در اذهان جهانیان ترسیم کردند.

    اکنون تمام قرایـن وشواهد، حاکی از فروپاشی وبه پایان رسیدن عمر وهابیت است که مهمترین علت آن وجود خشونت فوق العاده دربین حامیان وطرفداران این فرقه است.