پیام تسلیت
رحلت حضرت آیت الله العظمی تبریزی به پیشگاه بیقه الله الاعظم و رهبر معظم انقلاب و همه مسلمانان تسلیت می گوییم
روحش شاد باد
رحلت حضرت آیت الله العظمی تبریزی به پیشگاه بیقه الله الاعظم و رهبر معظم انقلاب و همه مسلمانان تسلیت می گوییم
روحش شاد باد
سؤال:
آيا لعن كردن خلفا و اصحاب جايز است ؟
( ادامه )
لعن و سبّ أمير المؤمنين عليه السلام
يكى از ظلمهاى بزرگى كه در حق مولا أمير مؤمنان حضرت على ( ع ) روا داشتهاند ، دشنامها وبدگوئيهاى فراوان در باره آن حضرت است . و بنيانگذار اين روش زشت و ضدّ دينى و اخلاقى كسى نيست جز معاوية بن أبى سفيان كه مفتخر به خال المؤمنين است كه عدهاى جاهل و يا معاند ، از اعمال و كردار او با عظمت ياد مىكنند .
او كسى است كه در پايان نمازهايش چه جمعه و غير جمعه و بر بالاى منبر هنگام سخنرانى از على ( ع ) به زشتى ياد مىكند و حتّى فرمانى هم براى ديگر سخنرانان در دور افتادهترين شهرها صادر مىكند تا به شايستهترين بنده خدا فحش و ناسزا بگويند .
حَمَوى از دانشمندان اهل سنّت مىگويد : عليّ بن أبي طالب در منابر شرق و غرب كشور اسلامى سبّ و لعن مىشد حتّى در دو شهر مقدّس ، يكى محلّ ولادت او ، و ديگرى محلّ هجرت و همراهى او با پيامبر يعنى شهر مدينه ، در منبرها بر او نفرين و به بدى ياد مىكردند معجم البلدان : 3 / 191 ، و5 / 38 . .
زمخشرى و سيوطى دو تن از بزرگان و دانشمندان سنّى مذهب مىگويند : در دوران بنو اميّه بر بالاى بيش از هزار منبر على را لعنت مىكردند ، و پايه گذار اين سنّت ، شخص معاويه بود ربيع الأبرار زمخشرى : 2 / 186 ، النصاع الكافية لمحمد بن عقيل : 79 ، عن السيوطى ، النص والاجتهاد : 496 . .
چرا اين همه نا سزا؟!
و اكنون اين سؤال كه ريشه در اعماق دردهاى روحى و روانى هر مسلمان با غيرت دارد مطرح مىشود كه :
مگر عليّ بن أبي طالب ( ع ) از أصحاب و ياران رسول خد ( ص ) نبود؟
مگر آن حضرت از خلفا و جانشينان پيامبر خدا شمرده نمىشد؟
مگر داماد پيامبر گرامى ( ص ) و همسر پاره تن آن حضرت نبود؟
مگر او - نستجير باللّه - مسلمان نبود؟ مگر نه اين است كه رسول گرامى فرمود : هر گونه ناسزا گفتن به مسلمان موجب فسق است : «سباب المسلم فسوق » صحيح بخارى : 171 ح 48 ، كتاب الايمان - باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله . صحيح مسلم : 1 / 58 ، باب قول النبى ( ص ) : «سباب المسلم فسوق » . .
پس چرا سبّ و لعن على ( ع ) جنبه شرعى و قانونى به خود مىگيرد؟
معاويه چگونه حكومتى تشكيل داده كه پايههاى آن بايد با سبّ على ( ع ) استوار مىگردد كه بنا به نقل ابن عساكر ، مروان به امام زين العابدين ( ع ) گفت : هنگام محاصره عثمان ، كسى همانند على ( ع ) از وى دفاع ننمود . حضرت فرمود : پس چرا اين همه او را در بالاى منابر ناسزا مىگوييد؟
مروان پاسخ داد : اساس حكومت ما ، استوار نمىگردد مگر با اين ناسزاها .
«ما كان فى القوم أحد أدفع عن صاحبنا من صاحبكم يعنى عليا عن عثمان قال قلت فما لكم تسبونه على المنبر قال لا يستقيم الأمر إلا بذلك تاريخ مدينة دمشق لابن عساكر : 42 / 438 ، الصواعق المحرقة ص 33 ، النصائح الكافية ص 114 عن الدار قطنى ، شرح نهج البلاغة : 13 / 220 . .
چه اتفاقى در تاريخ اسلام مىافتد كه وقتى عمر بن عبد العزيز تصميم مىگيرد از لعن على ( ع ) جلوگيرى كند ، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد بر مىآورند «تركت السنّة ، تركت السنّة » هان ، سنت پيامبرا را ترك كردى!! قال ابن عقيل : إنّ عمر بن عبد العزيز لما ترك تلك البدعة المنكرة ، وهى التطاول على مقام أمير المؤمنين على عليه السلام فى خطبة الجمعة أرتج المسجد بصياح من فيه بعمر بن عبد العزيز تركت السنة تركت السنة . العتب الجميل ص 74 - 75 ، النصايح الكافية : 116 تهنئة الصديق المحبوب لحسن بن على السقاف : 59 ، ط . دار الإمام النووى - عمان - الأردن ، شرح نهج البلاغه لابن أبى الحديد : 13 / 222 .
یکی از عقایدی که وهابیها را از اهل سنت جدا می کند چون اهل سنت نسبت به اهل بیت بغض ندارند و اهل بیت را دوست دارند ولی وهابی ها نه؟؟!!
از جمله افکار وهابیان بی احترامی و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام است.و می توان این مسئله را یکی از اهم اسباب دشمنی آنها با شیعه دانست.لذا مشاهده می کنیم که البانی و پیروان او حتی با اطلاق کلمه «سید» بر رسول خدا (ص) مخالفت می کنند و احادیثی را که در آن ها لفظ سیادت و سید بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اطلاق شده را تضعیف می کنند.(ر.ک:تناقضات البانی. سقاف ج۲ ص ۷۲ و ج۳ ص ۱۵۸)
شیخ رضوان عدل شافعی مصری (۱۳۰۳ه.ق) می گوید:
«و کان محمد بن عبدالوهاب ینهی عن الصلاه علی النبی (ص) و یتاذی من سماعها و ینهی عن الاتیان بها لیله الجمعه و عن الجهر بها علی المنابر و یوذی من یفعل ذلک و یعاقبه اشد العقاب و بما قتله.»(روضه المحتاجین لمعرفه قواعد الدین ص ۳۸۴)
محمد بن عبدالوهاب از درود فرستادن و صلوات بر پیامبر (ص) نهی می کرد و از شنیدن آن اذیت می شد واز آن در شب های جمعه نهی می نمود ونیز از بلند صلوات فرستادن بر روی منابر جلوگیری می کرد واگر کسی چنین می کرد او را اذیت می نمود و شدیدا عقاب می کرد وچه بسا او را به قتل می رسانید.
شهاب الدین احمد معروف به ابن عبد ربه اندلسی (۴۶۳ ه) مبحثی از کتاب خود را به ماجراهای سقیفه بنی ساعده اختصاص داده و در ذیل عنوان « انان که از بیعت ابوبکر سرپیچی کردند» می گوید:
(آنان عبارت بودند از)علی - عباس - زبیر - و سعدبن عباده.
اما علی و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشستند تا این که ابوبکر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنها را از خانه فاطمه بیرون بیاورد وبه او گفت:اگر سرباز زدند با انان بستیز.
عمر با مشعل اتشین آمد تا خانه را بر آنها آتش بزند فاطمه پیش امد و به او گفت:پسر خطاب آمده ای تا خانه ما را آتش بزنی. گفت بله یا این که تن به بیعت در دهید.
(عقد الفرید ج۴ ص ۸۷ تحقیق خلیل شرف الدین)
این سخن بی پرده از این تاریخ نگار بزرگ قوی ترین گواه بر این است که خلیفه به جهت بیعت گرفتن از علی و همراهان دستور سوزاندن در خانه را صادر کرد. وراستی بیعتی که با قهر و زور گرفته شود چه ارزشی دارد؟؟
ادامه دارد.......
لطفا برای دریافت فیلم ایمیل خود را در قسمت نظرات بنویسین

۱.برخی از کلوب ها عضویت بنده را مسدود کرده اند
۲.برخی از کلوب ها مطالب بنده را که در مقاله اهل سنت بود حذف کرده اند
۳.مدیر کلوب با پیشنهاد بنده در مورد ایجاد کلوب در نقد وهابیت یک ماه است که مخالفت می کند. ودلیلش این است که ایجاد این کلوب مخالف شان جهمهوری اسلامی است ولی کسی نیست به آنها بگوید این همه کلوب هایی که .... هستند هیچ خلاف شان حکومت نیست ولی ایجاد کلوبی برای نقد وهابی ها و سنی های تندرو و متعصب خلاف شان حکومت است؟؟؟!!!
۴. نامه ها و پیغام ها و یاددا شت های غیر اخلاقی وغیر شوون اخلاقی کرارا ومکررا به پروفایلم در کلوب ودر قسمت نظرات وبلاگ ارسال می شود که خلاف شان مسلمانی است که در آن ها کلمات رکیک وفحاشی به مقدسات می باشد.
برای نمونه یکی از پیغام هارا که تقریبا نسبت به پیغام های دیگر محترمانه تر است برای شما نشان می دهم....

۱.بلاذری و «الانساب»
احمد بن یحیی بن بلاذری نویسنده بزرگ و صاحب کتاب تاریخ معروف این حادثه دلخراش را در کتاب خود یادآور شده است.وی در خلال گفتار مفصلی پیرامون سقیفه می گوید:
هنگامی که مردمان با ابوبکر بیعت کردند علی و زبیر از بیعت سرباز زدند.
تا آنجا که می گوید:
ابوبکر به دنبال علی فرستاد تا بیعت نماید.اما او بیعت نکرد.پس عمر در حالی که ابزار آتش افروزی به همراه داشت بدانجا آمد . فاطمه او را در کنار در خانه دید و بدو گفت:پسر خطاب! آیا می خواهی در خانه ام را آتش بزنی ؟ عمر گفت : بلی و آتش زدن در خانه تو برای تقویت رسالت پدرت است.
(انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۸۶ چاپ دارالمعارف قاهره)
استدلال به این روایت در گرو وثاقت مولف کتاب (بلاذری) و راویان آن است. ذهبی در کتاب تذکره الحفاظ به نقل از حاکم می گوید:
بلاذری یگانه دوران خودش در حفظ احادیث بود.ابوعلی حافظ و دیگر مشایخ و اساتید ما در مجلس وعظ او حضور می یافتند و از بیان اسانید وی لذت می بردند و من هرگز ندیدم که ایشان پیرامون اسناد وی با اشکال یا انتقادی نمایند.
(تذکره الحفاظ - ذهبی ج ۳ ص ۸۹۲ شماره ۸۶۰)
وی همچنین در کتاب سیر اعلام النبلا می گوید:
علامه ادیب مصنف ابوبکر احمد بن یحیی بن جابر بغدادی بلاذری نویسنده وصاحب التاریخ الکبیر است.
(سیر اعلام النبلا ج ۱۳ ص ۱۶۳ شماره ۹۶)
ابن کثیر در کتاب البدایة و النهایة به نقل از ابن عساکر می گوید: بلاذری ادیبی توانا بود. او کتاب های زیبایی را به رشته تحریر در آورده است.
(البدایة والنهایة ج ۱۱ ص ۹۶ حوادث سال ۲۷۹ )
حالا این تنها فقط یک دلیل از کتب اهل سنت بود بر اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها را شهید کردند ودر خانه حضرت را آتش زدند و... وبا سند از کتب خودشون وبا تایید عالم خودشون از کتب خودشون هر روز یک دلیل از کتب خودشون می آوریم تا قضیه بر برادران و خواهران اهل سنت و وهابی ها روشن شود .
یا حق
حسین مهدوی
ادامه دارد.......
ب)اعتقادات وهابيت درباره عدل
وهابيان قائلند به اينكه خداوند عادل نبوده و عالم هستي بر اساس عدل برقرار نيست و خداوند هر كسي را كه بخواهد در دنيا و آخرت پاداش مي دهد و وارد بهشت مي كند چه فردي خوب باشد و چه فردي بد باشد و خداوند هر كس را كه بخواهد در دنيا و آخرت عذاب مي كند و وارد دوزخ مي نمايد چه فردي بد باشد و چه فردي خوب و قائلند كه خداوند چون خالق است مي تواند در حق بندگان ظلم كند.
و نيز معتقدند كه انسان داراي اختيار نيست بلكه آنچه خداوند براي او رقم زده محقق مي شود و در اين ميات همت و سعي و تلاش و يا كاستي و سستي بي اثر است
ادامه دارد........
الف-اعتقاد وهابيت درباره خداوند و توحيد
ب -اعتقاد وهابيت درباره عدل خداوند
ج-اعتقاد وهابيت درباره نبوت
د-اعتقاد وهابيت درباره امامت
ي-اعتقاد وهابيت درباره معاد
الف-اعتقاد وهابيت در رابطه با خداوند متعال و توحيد.
فرقه وهابيت فرقه مجسمه و مشبهه است يعني قائلند كه خداوند به تكامل آدم جسم مادي بوده و داراي شكل و شمايل مي باشد و معتقدند كه خداوند اعضاء و جوارحي مانند دست،پا،انگشت،ساق،و چشم،پهلو و نشستن و برخاستن و جا و مكان و جهت و محدوديت و نظير ديگر اجسام و مخلوقات دارد و خداوند وهابيان بر روي عرش نشسته و به مقدار چهار انگشت از عرش كوچكتر استو كرسي در مقابل عرش و محال پاهاي خداست و عرش خداوند را چهار ملائكه حمل مي كنند.
يكي به صورت انسان،يكي به صورت گاو نر،ديگري به صورت باز شكاري،و چهارمي به صورت گوزن قرار دارد كه گوزن بالاي هفت آسمان قرار دارند و بين زانو گاهم آنها هفتاد و يك تا هفتاد دو سه سال فاصله است و نيز وهابيان قائلند كه خداوند آسمانها را بر يك انگشت و زمين ها را بر يك انگشت و درختان
را بر يك انگشت و آب و خاك را بر يك انگشت و ديگر مخلوقات را بر يك انگشت نگهداشته و مي گويد:(انا الملك) (پادشاه منم)
و معتقدند كه خداوند جواني بسيار زيبا با موهاي بلند است و نعليني از طلا به پا و توي از طلا به صورت دارد كه در عالم خواب نيز قابل رويت مي باشد و در شبهاي جمعه بر خرش سوار مي شود و از عرش به پايين مي آيد و بالاي پشت بام منازل بندگانش مي ايستد تا راز و نياز بندگانش را بشنود و ببيند و سپس پاداش عطا كند و قائلند كه خدا در دنيا و آخرت با مؤمنين معانقه مي كند.
و قائلند در پايان دنيا تمام بدن خدا از بين خواهد رفت به جز صورتش
و باز در مورد خداوند متعال قائل به صفات سلبيه مانند غظب،ظلم مي باشند.
و گاهي اين اعتقادات وهابيان هماهنگ با اعتقادات يهوديت درباره خداوند است
ادامه دارد.........
بغوی می گوید:آیا نماز مستحبی را می توان به جماعت خواند و یا باید فرادی ادا نمود؟
در این مساله دو نظر مطرح است:
۱.جماعت افضل است. چون عمر وقتی که دید مردم در مسجد به طور پراکنده نماز مستحبی می خوانند همگی را جمع نمود و ابی بن کعب را امام جماعت قرار داد و نماز را مردم جماعت به جای آوردند!!
۲. فرادی افضل است چون پیامبر(ص) شب ها در مسجد نماز می خواند و باقی مانده از ماه را از منزل خارج نمی شد ومی فرمود:درخانه هایتان نماز به جای آورید چرا که بهترین نماز یک شخص در خانه اش می باشد مگر نماز واجب .....
سپس بغوی در انتخاب یکی از این دو وجه فوق می گوید:
صحیح تر وجه اول است یعنی قول عمر را بر فعل و قول پیامبر مقدم داشته است.(التهذیب فی فقه الشافعی ج ۳ ص ۲۳۲)
الله اکبر براین روش
بر این منش
بر این بندگی
سنت پیامبر بر جای مانده و ..........
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

جنايات وهابيون در سوريه
در سال 1225 هجري قمري وهابيان به شام(سوريه فعلي)يورش بردند و دارائي همه مردم را تاراج كردند و غلات را سوزاندند و مردمان بي گناه را كشتند و زنان را اسير كردند و كودكان را به قتل رساندند و خانه ها را ويران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند.
جنايات وهابيان در اردن
در سال 1343 جمعي از وابيها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بي اطلاع و بي خبر«ام العمد» و همسايه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بي گناه را كشتند و غارت كردند ولي طولي نكشيد كه با رانده شدن برخي و اسارت برخي ديگر عقب نشستند پس اسيران وهابي به فرمان انگليس آزاد شدند و به پناهگاههايشان رسانده شدند.
هو الذی یصلی علیکم (احزاب۴۳) ونیز می فرماید:و صل علیهم ان صلاتک سکن لهم
و همچنین رسول خدا (ص) فرمودند:اللهم صل علی آل ابی اوفی
اما علما در این مساله قائل به تفصیل شده و گفتند:اگر صلوات بر غیر نبی به همراه صلوات بر پیامبر باشد مثل صلی الله علیه و آله و در این صورت اشکالی ندارد.
اما اگرافرادی از اهل بیت مستقلا بر آنها صلوات فرستاده شود عملی مکروه می باشد چرا که چنین فعلی از شعار روافض شمرده می شود و برای متهم نشدن به رفض آن عمل ترک گردد. (تفسیر کشاف ج ۳ ص ۵۴۱ - دارالکتب العلمیه.)
حال شما کاربران عزیز می بینین که اینها دلیل بر صلوات نفرستادن بر ائمه را چه چیز می بینن می گویند که چون ما کار روافض را انجام ندهیم این کار را ترک می کنیم و در اینجا می بینین که اینها سنت پیامبر ترک می کنن چرا که شبیه ما نشوند!!!!
معاويه از آنان خواست نسبتبه امير المؤمنين عليه السلام بد بگويند!!ولى«طارق بن عبد الله نهدى»از ميان آنان برخاست و گفت:اى معاويه!ما از كنار امام عادل و بحق فرار كردهايم،دور او را افراد پرهيزكار و اصحاب رسول خدا فرا گرفتهاند،آنان از«ناكثين و قاسطين»نيستند،اين كه ما فرار كردهايم، تقصير على نيست،بلكه گناه ما باعث فرار ما شده است!! (1) در اين قضيه آمده است كه على از شنيدن آن سخنان خوشحال شد،و فرمود اگر«نهدى»امروز كشته شود شهيد است!
آرى سخنان آنان آنهم در دربار خود«معاويه»تيرى بود بر قلب چركين خليفه ستمگر شام،ولى فضائل و مناقب و عظمت على عليه السلام آن چنان وسيع و گسترده است،كه معاويه جز سكوت در برابر حق نتوانست اظهار مخالفتى بنمايد.
پىنوشت:
1) شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 88 تا 91،و با اشاره كمتر وسائل الشيعة ج 18 ص 474 ح 1 فروع كافى ج 7 ص 216 ح 15،بحار الانوار ج 41 ص 9 ح 2.
۱.ترک مستحبات: ابن تیمیه می گوید:نظر برخی از فقها آن است که وقتی یک عمل مستحبی شعار برای شیعه گردد که شیعه را با آن عمل مستحبی بشناسند آن عمل انجامش ترک گردد البته گرچه ترک آن عمل مستحبی واجب نیست.لکن چون با اظهار آن عمل مستحبی مشابهت با روافض - شیعیان - پیدا می شود به صورتی که سنی از رافضی تمیز داده نمی شودو...
مشاهده کنین که چه جوز تبعیت از سنت رسول الله می کنند؟!
ادامه دارد....