نحوه به درک واصل شدن معاویه:

 

سعید بن المسیب می گوید:هنگام بیماری معاویه که منتهی به مرگ گردید یک پزشک مسیحی برای او آوردند.ظاهرا پزشک مخصوص او بود.معاویه که از درد وناله به ستوه آمده بودبه پزشک گفت چرا معالجات و نسخه های تو نتیجه عکس می دهد...

پزشگ گفت:به خدا سوگند این نسخه ها را برای هر مریض و بیماری پیچیدم او بهبود یافت دیگر کاری نمانده مگر یک نسخه ... اگر می پسندی تو را هم با آن معالجه کنم.معاویه گفت:چیست؟پزشگ گفت: یک صلیب همراه دارم که هر زمان به گردن بیماری بیندازم فورا خوب می شود.معاویه گفت:آن را بیاورید.پزشک صلیب را آورده و به گردن معاویه انداخت.به برکت آن صلیب بیماری معاویه تا صبح نکشید و همان شب او فوت کرد....

بدین صورت این پیش گویی علی (ع) :لایموت ابن هند حتی یعلق الصلیب فی عنقه به وقوع پیوست.(شرح الاخبار ج2 ص 152)

بنیان‌گذار وهابیت:

 

این آیین ساختگی، منسوب هست به شخصی بنام (شیخ محمد) که در سال 1115 قمری تو شهر «عینیه» از شهرهای نجد، به دنیا اومد و قدم نحسش رو تو این دنیا گذاشت. پدرش قاضی اون شهر بود و مسلک حنبلی داشت. محمد پیش پدرش فقه مذهب حنبلی را آموخت ولی بعدِ مدتی تو شهر نجد با عقاید مذهبی مردم، از درِ مخالفت در اومد. این لعنتی که امیدوارم خداوند اون رو با عمر لعنت‌الله علیه محشور کنه، سالی که به مکه سفر کرد، مراسم توسل مردم به قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو شرک معرفی کرد. بعدش با عقاید مذهبی پدرش مخالفت کرد و به شهرهای مختلفی سفر کرد و عقاید خرافی خودش که نشأت گرفته از ایده‌های استعمار پیر (انگلیس) بود رو نشر می‌داد و چون با عقاید مذهبی مردم مخالفت می‌کرد، مردم اون رو از شهر بیرون می‌انداختند از جمله «بصره» و «عینیه». البته یه چیزی رو تو پرانتز عرض کنم در خصوص اینکه گفتم دست‌نشونده‌ی انگلیس بود رو می‌تونید مراجعه کنید به کتاب «خاطرات سیاسی مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی» که مربوط به حدودا 200 سال پیشه. که تو این کتاب، خود «مستر همفر»، کامل توضیح داده که چه کارهایی کرده و چه زحماتی کشیده تا تونسته «محمد بن عبدالوهاب» رو خرتر کنه و بوسیله‌ی اون، شکاف عمیقی رو بین مسلمونا ایجاد کنه.

این کتاب، کتاب جالبیه و توصیه می‌کنم، حتما اون رو گیر بیارید و مطالعه کنید. خب، خیلی جاده خاکی نریم؛ خلاصه این محمد بن عبدالوهاب از کثیف‌ترین و فاسدترین افراد دوره‌ی خودش بوده (رجوع بشه به کتاب مستر همفر). البته این رو هم باید متذکر بشم که ریشه‌ی اصلی وهابیت به شخصی به نام «ابن تیمیه» برمی‌گرده.

حالا، ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که تا الان که بحث سرِ «محمد بن عبدالوهاب» بوده، پس سر و کله‌ی «ابن تییمیه» از کجا پیدا شد؟ و اصلا اون کیه؟ و از چه جهنم دره‌ای پیداش شده؟ بد نیست یه مختصری هم از «ابن تیمیه» بدونیم. اسم کاملش اینه «ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه» از علمای حنبلی، مسقّط (سَقط شده) به سال 728 قمری، که به دلیل انحرافاتی که داشت، علمای اسلام اون رو فاسق و کافر معرفی کردند و قضات شافعی و حنبلی و حنفی و مالکی، اونو محکوم کرده و کتباً به فاسد بودنش رای و فتوی دادند. بعد از اینکه سال 728 تو زندان شام به دَرَک واصل شد، شاگردش «ابن القیّم» راه اونو ادامه داد ولی کم‌کم کمرنگ شده و به دست فراموشی سپرده شد؛ تا اینکه سر و کله‌ی این «محمد بن عبدالوهاب» پیدا شد و با کمک دولت آل سعود و بخصوص اهالی نجد، و با همدستی بریتانیا (انگلیس) شروع به ترویج این مذهب جعلی و ساختگی کرد که البته پدر و برادرش و علمای شیعه، کتابهایی در ردّ عقاید «محمد بن عبدالوهاب» نوشتند و منتشر کردند.

اختلافاتی که بین ما و وهابی‌ها هست، خیلی زیاده که البته یک به یک اونا رو مطرح کرده و راجع بهشون بحث می‌کنیم. مثلا بیشترین تهمتی که به شیعه می‌زنند، تهمت شرکه. اونا ما رو مشرک مدونن. چرا؟ برای اینکه ما در مقابل قبور اولیاء خدا مانند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه دین علیهم السلام، تعظیم می‌کنیم. اونا این تعظیم و تکریم رو با عبادت و پرستش عوضی گرفتند و به همین دلیل تهمت شرک می‌زنند.

 

معاویه شناسی

 

1.زمانی که در کلاس درس عبدالرزاق صنعانی که به گفته ذهبی از علمای موثق است نام معاویه به میان آمد گفت: لا تقذر مجلسنا بذکر ولد ابی سفیان جلسه ما را با بردن نام آل ابی سفیان آلوده نکن.(میزان الاعتدال ج2 ص610)

2.یحیی بن عبدالحمید حمانی که ابن معین و دیگران او را موثق دانسته اند می گفت :کان معاویه علی غیر مله الاسلام دین و آیین معاویه اسلام نبود.

(میزان الاعتدال ج4 ص392)

 

3.سعد بن ابی وقاص روایتی را از پیامبر اسلام (ص) برای معاویه نقل کرد. معاویه از جای بلافاصله بلند شد وبادی از معده ول کرد: «ان سعدا لما قال هذه المقاله لمعاویه و نهض لیقوم ضرط له معاویه وقال له: اقعد حتی تسمع جواب ما قلت....» (مروج الذهب ج3 ص 18)

یعنی هنگامی که سعد وقاص حدیث پیامبر (ص) را برای معاویه خواند و از جای برخواست تا برود معاویه بادی از معده ول کرده و گفت: ای سعد بنشین تا پاسخ را بشنوی.

4. ازنقل حدیث حضرت رسول(ص) جلوگیری می کرد.رجاء بن حیوه می گوید:در تمام مدتی که با معاویه بودم فقط یک حدیث از او شنیدم.

(تاریخ مدینه دمشق ج59 ص 167)

 

حال ببینید این ها (سلفی ها ) چقدر معاویه را قبول دارند؟! در حالی که معاویه....

قبور وگنبد

نظر وهابیت

وهابیان تعمیر قبور وساختن بنا و گنبد بر روی انها و نیز گچ کاری را منع و آن را شرک وکفر قلمداد می کنند وویرانی قبور  وگنبد ها و بنای اطراف قبور را واجب می دانند.نمونه هایی از فتاوای آنها:

۱.صنعانی می گوید:بارگاه به منزلت بت است. چون کاری که مردم زمان جاهلیت برای چیزهایی به نام بت  انجام می دادند همان کار را «قبوریون» برای چیزی که نام ان را قبر یا مشهد ولی گذاشته اند انجام می دهند. به هر حال همان عمل مردم دوران جاهلیت است با اسم دیگر .لکن با تغییر اسم از بت بودن خارج نمی شود! (کشف الارتیاب ص ۲۸۶ به نقل از تطهیر الا عتقاد.)

۲.ابن قیم (شاگرد ابن تیمیه)گوید:بناهای قبور به صورت بت ها و طاغوت ها  بر گرفته شده و مورد پرستش قرار می گیرد.ویران نمودن آنها واجب است وپس از قدرت بر ویرانی ابقای آنها به همان صورت حتی یک روز جایز نیست چرا که آنها به منزله لات و عزی و یا بزرگ ترین شرک ها است.(زاد المعاد ص ۶۶۱ کشف الارتیاب ص ۲۸۶)

 

کشتار در کربلا

کشتار وهابیان در عتبات عالیات به راستی صفحه تاریخ را سیاه کرده لکه ننگ همیشگی بر پیشانی وهابیان نهاده است.

صلاح الدین مختار که خود وهابی است می نویسد: در سال ۱۲۱۶ ه.ق امیر سعود با لشگر انبوهی از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز  ودیگر نقاط به قصد عراق حرکت کرد و در ماه ذیقعده به کربلا رسیدند. آنان تمام برج و باروی شهر را خراب کرده و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند به قتل رساندند. نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند.آن گاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت وبقیه را به نسبت هر پیاده یک سهم وهر سواره دو سهم بین لشگریان تقسیم نمود.

(تاریخ المملکه السعودیه ج ۳ ص ۷۳)

شیخ عثمان نجدی از مورخان وهابی می نویسد:وهابیان غافلگیرانه وارد کربلا شدند بسیاری از اهل آن رادر کوچه و بازار و خانه ها کشتند. روی قبر حسین(ع) را خراب کردند وآنچه در داخل قبه بود به چپاول بردند و هر چه در شهر از اموال. اسلحه.لباس و...یافتند ربودند.نزدیک ظهر از شهر خارج شدند در حالی که قریب به دوهزار نفر از اهالی کربلا را کشته بودند. 

 (عنوان المجد فی تاریخ نجد ج۱ ص ۱۲۱ حوتدث سال ۱۲۱۶ ه.ق )

میرزا ابوطالب اصفهانی در سفرنامه خود می نویسد: هنگام برگشت از لندن وعبور از کربلا ونجف دیدم که قریب بیست و پنج هزار وهابی وارد کربلا شدند وصدای «اقتلوا المشرکین واذبحوا الکافرین» مشرکان را بکشید وکافران راذبح کنید سر می دادند بیش از پنج هزار نفر را کشتند وزخمی ها حساب نداشت.صحن مقدس امام حسین (ع) از لاشه مقتولین پر و خون از بدن های سر بریده روان بود.

من بعد از یازده ماه مجددا به کربلا رفته بودم دیدم که مردم آن حادثه دلخراش را نقل و گریه می کنند به طوری که از شنیدن آن موها بر اندام راست می شد.

(مسیر طالبی ص ۴۰۸)

سلفی گری

از جمله عناوین و القابی که وهابیان و گروهی از جماعت های اسلامی بر خود گذاشته و برآن افتخار می کنند عنوان سلفیه یا سلفی گری است.

این عنوان به نوبه خود بیانگر یک ایده و روش در برخورد با مسائل دینی است.آنان می گویند:بهترین عصر عصر سلف صالح است عصری که به پیامبر اکرم(ص) و زمان نزول وحی نزدیک تر است چون مسلمین صدر اسلام سنت پیامبر (ص) و قرآن کریم را بهتر درک می کردند لذا فهم آنان برای ما حجت است.

اخیرا مشاهده می کنیم که وهابیان از اطلاق عنوان وهابی به خود پرهیز می کنند و درصدد تعویض آن به عنوان سلفیه برآمده اند. می گویند: ماتابع یک شخص (محمد بن عبدالوهاب) نیستیم بلکه تابع یک خط فکری به نام سلفی گری هستیم.