شفاعت در روایات و گفتار صحابه

1.انس مي گويد:از پيامبر صلي الله عليه واله وسلم درخواست كردم كه در قيامت درباره من شفاعت كند وي پذيرفت و فرمود:من اين كار را انجام مي دهم.به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم گفتم:شما را كجا جست و جو كنم ؟ فرمود: در كنار صراط

.(الجامع الصحيح ج4ص 621ح2433)

2.سوادبن قارب نزد پيامبر امد و در ضمن اشعاري از وي درخواست شفاعت كرد:اي پيامبر:روز قيامت شفيع من باش.روز شفاعت ديگران به حال سوادبن قارب به مقدار رشته وسط خرما سودي نمي بخشند.(و كن لي شفيعا يوم لا ذو شفاعه:بمغن فتيلا عن سواد بن قارب در بعضي از نسخه ها سواد بن عاذب و در بعضي سواد بن قارب ثبت گرديده است.

(الدرر السنيه ص 29 كشف الارتياب ص 263 الاصابه ج2 ص 96 اسدالغابه ج3 ص 375)

3.ابن عباس مي گويد: وقتي علي عليه السلام از غسل دادن پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم فارغ شد.فرمود:پدر و مادرم فداي تو.تو پاك و پاكيزه هستي هم در حال حيات و هم در حال ممات. ما را نزد پروردگارت ياد كن.

(امالي شيخ مفيد 105 و بحارالانوار به نقل از امالي ج 22 ص 527)

4.ابوبكر كفن را از روي پيامبر صلي الله عليه واله و سلم باز كرد و پيامبر را بوسيد و همان سخن علي عليه السلام را گفت.

(كشف الارتياب 265 )

5.در خلافت عمربن خطاب مردم دچار قحطي شدن.بلال بن حارث كه از اصحاب پيامبر بود نزد قبر نبي اكرم آمد و گفت اي فرستاده خدا براي امت خود طلب باران كن چرا كه آنها هلاك شدند پيامبر در خواب اين شخص امد و خبر داد كه به زودي باران مي بارد.

(فتح الباري ج 2 ص 398- السنن الكبري ج 3 ص 351 – وفاء الوفا ج4 ص 1374)

6.روايتي از پيامبر صلي الله عليه واله و سلم است كه فرمود:«اعطيت خمسا...و اعطيت الشفاعه فادخرتها لامتي فهي لمن لا يشرك بالله شيئا» خداوند بزرگ به من پنج امتياز داده است ... كه يكي از آنها شفاعت است و آن را براي امت خود نگه داشته ام . شفاعت براي كساني است كه شرك نورزند.

(مسند احمدج1 ص 301- سنن نسائي ج1 ص 172- سنن دارمي ج1 ص 323)

و...

 

سیره مسلمین در مورد قبور

قبر معروف کرخی:از زهری نقل شده است:نزد قبر معروف کرخی برآورده شدن تجربه شده است ونیز گفته شده که هر کس در کنار قبرش صد بار «قل هو الله احد» بخواند و از خداوند حاجتش را بخواهد حاجتش را برآورده می کند .(معجم الطبرانی ج ۱ ص ۱۲۲ - الغدیر ج۵ ص ۱۹۳)

ابراهیم حربی می گوید قبر معروف کرخی پادزهری است که تجربه گردید.

و ذهبی می گوید دعای انسان در مانده نزد آن قبر به اجابت می رسد چون دعا نزد بقعه های مبارک احابت می شود.(سیر العلام النبلاء ج ۹ ص ۳۴۳)

احمد بن فتح گوید:از بشر (تابعی بزرگوار) در مورد معروف کرخی پرسید فرمود:وای.... وای.... هر کس می خواهد خداوند حاجتش را برآورده کند نزد قبر وی آید ودعا نماید چرا که این دعا - انشاءالله - به اجابت می رسد.(صفوه الصفوه ج ۲ص۳۲۴ الغدیر ج۵ ص ۱۹۳)

از ابن سعد نقل شده است از قبر معروف کرخی طلب باران می شود وقبرش آشکار و مردم شب و روز به زیارت او می ایند.(طبقات الکبری ج ۱ ص ۲۷ وفیات الاعیان ج ۵ ص ۲۳۲)

و.......

حال با همه این اسناد و دلایل که همگی به اتفاق دال بر وجود این امر به عنوان سیره مسلمین بودن است وبا این حساب این وهابی های تندرو چه می گویند خدا می داند وبس؟؟؟

 وبا این حساب این ها چگونه خود را سلفی می نامند ودر حالی که سلفی باید پیرو صحابه ومسلمین وسیره آنها باشد ولی این ها نیستند.؟؟!!

 

نظر شیعه نسبت به صحابه چیست؟

از دیدگاه شیعه کسانی که به دیدار و مصاحبت پیامبر (ص) تشرف حاصل نموده اند به چند گروه تقسیم می شوند وم اپیش از آن که به شرح این سخن بپردازیم شایسته است که به صورت اجمال صحابی را تعریف کنیم:

۱سعید بن مسیب گوید:صحابی کسی است که به مدت یک یا دو سال با پیامبر بوده و همراه وی در یک یا دو نبرد  شرکت داشته و جنگیده است.(اسدالغابه ج۱ ص ۱۱ و ۱۲ طبع مصر)

۲.واقدی گوید:دانشمندان برانند که هرکس پیامبر را دیده و به اسلام گرویده و درامر دین اندیشه نموده و به آن راضی گردیده است نزد ما از اصحاب پیامبر محسوب می شود گرچه به مدت یم ساعت  از روز باشد.(اسدالغابه ج۱ ص ۱۱ و ۱۲)

در میان علمای اهل سنت عدالت صحابه به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است به این معنا که هرکس مصاحبت با پیامبر را درک کرده باشد عادل است.

از آیات قرآن و سنت پیامبر روشن می شود که اصحاب و افرادی که به مصاحبت پیامبر نازل شده اند همه در یک سطح و یک نواخت نبوده اند بلکه گروهی از انان انسانهایی پیراسته و در اوج شایستگی و دسته دیگر از همان آغاز افرادی دو چهره ومنافق  بیمار دل  ویا گناهکار بودند. 

آتش زدن احادیث پیامبر(ص)؟! چرا؟؟

آیا صحیح است که می گویند خلیفه اول احادیث پیامبر را آتش می زد ؟ متقی هندی می گوید: ان الخلیفه ابابکر احرق خمس ماءه حدیث کتبه عن رسول الله (ص) (کنز العمال ۱۰/ ۲۸۵)

یعنی ابوبکر پانصد حدیثی را که از پیامبر (ص) نوشته بود به آتش کشید؟

یعنی مگر چه نوشته بود؟؟

چرا نوشته بود؟؟

و برای چه آتش زد؟؟

چرا چیزی نگفتند؟؟

چرا؟؟

 

سیره مسلمین در مورد قبور

قبر معروف کرخی:از زهری نقل شده است:نزد قبر معروف کرخی برآورده شدن تجربه شده است ونیز گفته شده که هر کس در کنار قبرش صد بار «قل هو الله احد» بخواند و از خداوند حاجتش را بخواهد حاجتش را برآورده می کند .(معجم الطبرانی ج ۱ ص ۱۲۲ - الغدیر ج۵ ص ۱۹۳)

ابراهیم حربی می گوید قبر معروف کرخی پادزهری است که تجربه گردید.

و ذهبی می گوید دعای انسان در مانده نزد آن قبر به اجابت می رسد چون دعا نزد بقعه های مبارک احابت می شود.(سیر العلام النبلاء ج ۹ ص ۳۴۳)

احمد بن فتح گوید:از بشر (تابعی بزرگوار) در مورد معروف کرخی پرسید فرمود:وای.... وای.... هر کس می خواهد خداوند حاجتش را برآورده کند نزد قبر وی آید ودعا نماید چرا که این دعا - انشاءالله - به اجابت می رسد.(صفوه الصفوه ج ۲ص۳۲۴ الغدیر ج۵ ص ۱۹۳)

از ابن سعد نقل شده است از قبر معروف کرخی طلب باران می شود وقبرش آشکار و مردم شب و روز به زیارت او می ایند.(طبقات الکبری ج ۱ ص ۲۷ وفیات الاعیان ج ۵ ص ۲۳۲)

و.......

حال با همه این اسناد و دلایل که همگی به اتفاق دال بر وجود این امر به عنوان سیره مسلمین بودن است وبا این حساب این وهابی های تندرو چه می گویند خدا می داند وبس؟؟؟

 وبا این حساب این ها چگونه خود را سلفی می نامند ودر حالی که سلفی باید پیرو صحابه ومسلمین وسیره آنها باشد ولی این ها نیستند.؟؟!!

 

شفاعت در روایات و گفتار صحابه

انس می گوید:از پیامبر(ص) در خواست کردم که در قیامت درباره من شفاعت کند وی پذیرفت و فرمود:من این کار را انجام می دهم.به پیامبر (ص) گفتم:شما را کجا جست وجو کنم؟ فرمود:در کنار صراط. (الجامع الصحیح ج ۴ ص ۶۲۱ ح ۲۴۳۳)

سواد بن قارب نزد پیامبر آمد و در ضمن اشعاری از وی درخواست شفاعت  کرد:ای پیامبر:روز قیامت شفیع من باش .روز شفاعت دیگران به حال سواد بن قارب به مقدار رشته وسط خرما سودی نمی بخشند.(کشف الارتیاب ص ۲۶۳)

و چندین مورد روایات واحادیث معتبر که از علمای شیعه وسنی نقل شده که دال بر وجود شفاعت وجواز آن است ولی حالا این وهابی های .... چه می خواهند از جان اسلام ومسلمین نمی دانم؟؟!

 

صحابه اولين بانيان حرم رسول خدا (ص )

وقتى رسول خدا (ص ) از دنيا رفت , صحابه طبق وصيت خود ايشان كه فرموده بود:هر پيغمبرى در هـمـان جايى كه از دنيا مى رود دفن مى شود پيغمبر خدا (ص ) را درزير سقف همان اتاق دفن كردند و به قبرستان بقيع , كه قبرستان عمومى مسلمانان بود,نبردند صـحـابه رسول خدا (ص ) به روايت قاسم بن محمد بن ابى بكر و روايات ديگر به احترام قبر پيغمبر خـدا (ص ), مـيـان اتـاق , ديـوارى ساختند تا آن نصف اتاق كه قبر پيغمبر خدادر آن است به چهار ديـوارى مـحـفـوظ گـردد و حرمى مستقل براى مزار رسول اللّه (ص )شود و لذا مى توان گفت : صحابه رسول خدا اولين كسانى بودند كه اقدام به بناء براى حريم مزار قبر رسول خدا كردند سـپـس عـمـر بن الخطاب براى آن خانه , ديوارى ايجاد كرد كه ساير صحابه آن ديوار رابزرگتر و بلندتر كردند و سپس بنى اميه و بنى عباس و... پـس مـى تـوان گفت بانى ساختمان حريم قبر رسول خدا در مرحله اول , خود آن حضرت بود كه چنين وصيتى كرد كه در اتاق خودش دفن شود و بعد صحابه بودند كه به بناء آن افزودند قـاسـم پـسـر محمد بن ابى بكر, يعنى برادرزاده عايشه , روايت مى كند كه من بر عايشه وارد شدم , گـفتم : از شما مى خواهم پوششى را كه بر روى قبر رسول خدا و شيخين است , بردارى تا قبرها را بـبـيـنم .
عايشه آن پوشش را برداشت و من سه قبر را ديدم كه در كنار هم قرار دارند.
نه از زمين بـسـيـار بلندند كه مشرف باشند و نه با زمين يكنواخت هستند كه زير پا روند.
همچنين مشاهده كردم كه قبرها با سنگ و گل قرمززينت شده بودند 
. الـبته اينكه قبر رسول اللّه مشرف نبوده به جهت دستورى است كه رسول خدا به على بن ابيطالب از مـشرف بودن قبر نهى فرموده بودند .و منظور از مشرف بودن قبر باملاحظه روايات قبر پـيغمبر و معنى اشراف و روايات قاسم بن ابى بكر و بعض زوجات پيغمبر (ص ) بر اينكه قبر پيغمبر خـدا مـشـرف نـبوده در نتيجه آن اتاق مسجد نگردد.
اين است كه روى قبر را همچون ستونى بالا نـبـرند كه مشرف گردد, اما اينكه مقدار كمى اززمين بلندتر باشد كه پايمال نشود و نيز از اينكه قبر در اتاق باشد نهى نشده است در طبقات ابن سعد آمده است : در زمان رسول اللّه خانه آن حضرت ديوارى نداشت .
اولين كسى كه براى آن خانه , كه قبر آن حضرت در اتاقى از آن بود ديوار بنا كرد, عمربن خطاب بين سالهاى 13 - 23 بود عبيداللّه بن ابى زياد مى گويد: خانه پيامبر, ديوار كوتاهى داشت سپس عبداللّه بن زبير آن ديوار را بالاتر برد و بر آن افزود
 . بخارى مى گويد: هنگامى كه در زمان وليد بن عبدالملك (86 - 96) آن ديوار فروريخت , مجددا آن رابنا كردند وهـابـيـون كـه با مشرك خواندن سازندگان حرم رسول خدا و صحابه و ذوى القربى مقصودشان اهـانت به خود رسول خدا و صحابه و تابعين است (كه چنين وصيت نموده و بناهائى را ساخته اند) خود مشرك و مرتدند, نه صحابه رسول خدا (ص ) .