نمایشی از جند پرده در سیستان و بلوچستان

پرده اول

زمستان سال 1384 جمعی از فرماندهان امریکایی و سیاستمداران مطالبی علیه نظام گفتند که راهبرد اینده ی انها را در مواجحه با انقلاب و کشور نشان میداد.انها گفتند که ایران دارای تنوع قومی و مذهبی هست بنابراین راهبرد جدید امریکا ایجاداختلاف در بین اقوام و مذاهب ایران هست تا از این رهگذر نظام و مسئولین درگیر شوند و کشور از تب و تاب سازندگی و پیشرفت باز بماند .. در این میان نظام هم در مقابل اقوام و مذاهب قرار میگیرد.

پرده ی دوم

دهمرده به عنوان استاندار استان سیسیتان و بلوچستان انتخاب شد.برخی از به اصطلاح نخبگان اهل سنت با این انتخاب مخالفت کردند اما سران قوم اهلسنت مشکلی نداشتند . انها در اوج محرومیت کسی را میخواستند که برایشان کار کند اما سران مذهبی که اکثرا هم خانوادگی از یک دیار هستند و در مسجد مکی اطراق کردندمخالف استاندار شدن دهمرده بودند

پرده سوم

انجمنی تشکیل شد به نام صدای عدالت توسط فردی به نام یعقوب مهر نهاد افقانی از طایفه توتی زهی ها تا فریاد وا استاندارا را سر دهد . او با همه ی مسئولین ارتباط برقرار کرده بود جز استاندار اما این فریادها زمینه ای شد تا با گروهی تروریست هم ارتباط بگیرند . صحنه ی فعالیت سیاسی باید با چند کار تروریستی رنگ و لعاب بگیرد بنابراین مهر نها د و عبدالمالک ریگی تازه هم دیگر را پیدا کردند باید دنبال فرصتی بود مهر نهاد با سرویسهای خارجی نیز ارتباط داشت و عبدالمالک ریگی را او با سرویسهای خارجی معرفی کرده بود

پرده چهارم

مراسمی به نام شهیدان دولتی مقدم در زابل تشکیل شده بود تعدادی از مسئولین استانی از جمله استاندار و فرماندار در ان شرکت کردند مهرنهاد  تماسی باعبدالمالک ریگی گرفت تا از این فرصت استثنایی استفاده کند و استاندار و فرماندار را بکشد و یا گروگان بگیرد برنامه ریزی ها از دوهفته قبل کاملا چک میشد.مخالفین باید استاندار را توسط عبدالمالک ریگی ترور کنند

پرده پنجم

عبدالمالک ریگی با مهماتی که از پاسگاه ناهوک به غارت برده بود وبا تعداد ده نفر از نیروهای زبده و بلوچ خودش که اکثرا از طایفه ریگی بودند. و تعداد بیست نفر افغانی اجیر شده خود را به نقطه ای که از قبل توسط مهرنهاد برای او مشخص شده بود به نام تاسوکی رساند تا در ساعتی معین عملیات خود را انجام دهد اما ماشین استاندار از مقابلشان با سرعت رد میشود و دیگر ماشینها هم هم چنین.ولی کاری باید میکردند با مهرنهاد تماس گرفتند او عصبانی بود. دستور داشتند و باید از قومی و مذهبی تعدادی کشته شوند تا پروژه ی امریکاییان زمین نماند بنابراین عبدالمالک تعداد 23 نفر را ناجوانمردانه کشت تا از قوم سیستانی ها و مذهب شیعه انسان کشته باشد

پرده ششم

پروژه کلید خورد سیستانی ها باید تلافی میکردند انها باید با راهبندی و یا هر وسیله ی دیگری تعدادی از اهل سنت و بلوچها را میکشتند . اخر سی دی جنایت عبدالمالک در سطح شهر پخش شده بود و در ان گفته بود که یک بلوچ و یک سنی تعدادی شیعه و سیستانی را کشته هست این هم فیلمش ببینم چکار میکنید اما سیستانی ها شعور سیاسی شان را به دست امریکاییان نداده بودند تا در پروژه امریکاییان شرکت کنند . انها به جای تیر برای بلوچها و اهل سنت گل فرستاندند. پروژه به سنگ خورد.

پرده ی هفتم

مهرنهاد فریاد کشید . مولوی عبدالحمید هم فریاد کشید . فرد دیگری هم به نام محمود براهویی نژاد فریاد کشید که ایها الناس یکی و فقط یکی از دلایل ناامنی در استان استاندار بومی هست باید به خواست اهل سنت پاسخ داده شود والا بازهم ناامنی وجود دارد . خواسته ی اهل سنت اب و نان و جاده و رفاه نیست . خواسته ی انها برداشتن استاندار بومی مخصوصا دهمرده هست . البته نصف این پیام هم برای عبدالمالک ریگی بود تا او بداند که مولوی عبدالحمید نیاز به فضای ناامنی در استان دارد.

 

پرده هشتم

دارزین جاده ی بم و کرمان . 7 نفر مانند حادثه ی تاسوکی کشته شدند .خارج از استان سیستان و بلوچستان . مهرنهاد عصبانی میشود که چرا خارج از استان و این حادثه میتوانست در داخل استان اتفاق بیفتد حمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی بار مواد مخدری را باید در کرمان تحویل صاحبش میداد عبدالمالک گفته بود سر راه برگشت چند نفری راهم مثل جریان تاسوکی بکشند . پیام از داخل ایران امده بود که حادثه تکرار شودو عبدالحمید ندادسته در دارزین کار را تمام کرد او از ایران فرار کرد اما چهار نفر از عواملش که افغانی و پاکستانی بودند کشته میشوند

پرده نهم

چند نفر از اسرای در بند عبدالمالک ریگی کشته و اجساد انها پس از مدتی تحویل خانواده ها میشود تعدادی از سرمایداران در سطح زاهدان نیز ربایش میشوند دامنه ی ناامنی ها شکل عوض میکند بازهم در تریبونها فریاد میکشند که در استان تا وقتی که دهمرده باشد ناامنی هم هست . کاوه سرمایدار کاشی فروشی هم ربایش میشود و عبدالحمید در تریبون میگوید که او به مسجد کمک کرده او باید ازاد شود و چند روز بعد او ازاد شد اما اخاذی از سایر گروگانها تا یک میلیلرد انجام میشود . مقداری از این پولها برای مهر نهاد هم فرستاده میشود

پرده ی دهم

عوامل زبده ی عبدالمالک ریگی به دعوت مهر نهاد به داخل زاهدان میایند. باید دامنه ناامنی را به قلب و مرکز استان کشاند . خانه ای برایشان اجاره میشود خانه های تیمی  دیگری هم تشکیل تا زنجیر وار با هم ارتباط داشته باشند ارتباطات بیشتر از طریق کامپیوتر انجام میشود تا مکالمات شنود نشود برادر مهر نهاد در امر کامپیوتر مهارت زیادی دارد.تعدادی از دیگر دوستان هم فراخوانی میشوند تاجنگ روانی را با وبلاگ نویسی راه بیندازند و از طرفی دیگربرای عوامل ریگی مثل یاسر و یاسین و... برنامه عملیات تروریستی طراحی میشود .

پرده یازدهم

قتلهای زنجیره ای رانندگان تاکسی شروع میشود زارع . ثانی حیدری و فلاحتی . اما در این بین برادر مهرنهاد که راننده ی تاکسی بود در امان میماند یکی از خودروها مقابل استانداری منفجر تا استاندار بوی باروت و صدای انفجار را بشنود تا خود مجبور با استفا شود . مولوی عبدالحمید این عمل را محکوم میکند اما باز هم میگوید ریشه ناامنی استاندار هست. خوردروی دیگر در حالی که پر از مواد منفجره بود چاشنی ان عمل نمیکند و گیر نیرورهای امنیتی می افتد .یک شب بعد در ملا عام جلوی چشم مردم خودروی گشت نیروی انتظامی به رگبار گلوله بسته و چهار نفر در دم کشته میشوند. دوروز بعد خودروی سوم در مسیر پاسداران کار و با انفجار ان تعداد 7 پاسدار کشته و 17 نفر به شدت زخمی میشوند تعداد کشته ها هرروز بیشتر میشود.مولوی عبدالحمید میگوید این کارها کار اهل سنت نیست اما باز هم میگید به مطالبات اهل سنت پاسخ داده شود

پرده دوازدهم

ناامنی تمام استان را فرا گرفته . تعداد کشته ها هر روز بیشتر میشود .باز هم مولوی عبدالحمید میگوید فرایند این کشتار عدم توجه به خواست اهل سنت در استان میباشد .همه ی این کشتارها هم توسط عبدالمالک ریگی اتفاق میافتد او نماینده ی همه اهل سنت شده است و فقط او میکشد و مولوی هم نماینده ی کل اهل سنت تا فریاد بکشد که خواست اهل سنت نبودن استاندار بومی هست.در این میان فردی به نام شنبه زهی دستگیر و اعدام میشود .با اعترافات او ده ها خانه تیمی دیگر نیز کشف و همه عوامل عبدالمالک شناسایی و دستگیر و بعضا اعدام میشوند اما دو نفر از عوامل زبده  عبدالمالک به نام یاسرویاسین فرار میکنند.سازمان تروریستی عبدالمالک داخل شهر زاهدان از هم میپاشد .

پرده سیزدهم

بعد از چندی مهرنهاد دستگیر شد برادرش ابراهیم هم دستگیر شد دو برادر دیگرش که یکی کارمند بیمارستان هست و دیگری راننده ی تاکسی به شدت از اعمال برادرشان ناراحت بودند.مهر نهاد به همه ی اعمال ننگین خود اعتراف کرد و او گفت که چگونه با عبدالمالک ارتباط داشته هست و نقش مولوی عبدالحمید در این بازی ها چه بود برادرش ابراهیم بعد از چندی ازاد میشود تا عقده اش را در جای دیگری خالی کند او سفری به پاکستان انجام میدهد تابا عبدالمالک ریگی دیدار کند و دیدار میکند عبدالمالک ریگی به اوخط میدهد که اگر دوست دارید برادرت مهر نهاد ازاد شود با ید دست به کار بزرگی بزنید . ابراهیم که نوجوانی بیش نبود با دوستان ماجراجویسش اقدام به گروگانگیری فرماندار شهر زاهدان میکنند که ناکام میماند و دستگیر میشود.

پرده چهاردهم

عبدالحمید برادر عبدالمالک در نوبندیان 17 نفر را به گروگان میگیرد انها را به خاک پاکستان میبرند تا شاید از این طریق زندانیان خود را از جمله مهر نهاد را ازاد کنند اما از شانس بدشان در دام نیروهای پاکستانی گرفتار و گروگانها ازاد و عبدالحمید فعلا در بند انهاست

پرده پانزدهم

از روزی که اختلافات قومی در ایران کلید خورد و مهرنهاد وارد صحنه سیاسی و عبدالمالک هم وارد فاز نظامی و مولوی عبدالحمید هم وارد فاز تحریک مردم شد طی دوسال حدود 50 نفر از مردم استان به اسم شیعه و سیستانی کشته شدند و در مقابل عوامل این جنایات نیز به دار مجازات اویخته شدند که تعدادشان به ده نفر هم نمیرسد اما یک پرده ی دیگر باید اتفاق بیفتد. باید باز هم کشتار بزرگی در استان اتفاق بیفتد باید فاز عملیاتها عوض شود.

پرده شانزدهم

محمد یوسف سهرابی از حوزه علمیه اش در نیکشهر اخراج میشود.میرود به پاکستان . در انجا به تور عبدالمالک ریگی بر میخورد . انها با هم مذاکره میکنند که در ایران باید کاری کرد . باید علما در فرایند کارهای تروریستی با ما کمک کنند اگر علما وارد شوند چون از حمایت مردمی برخوردارند دولت با انها نمی تواند برخورد کند و چاره ای جز کنار امدن ندارد محمد یوسف به عبدالمالک قول میدهد که در ایران زمینه برای مبارزه وجود دارد . او برمیگردد . و یک راست به سراغ مولوی عبدالقدوس میرود و میگوید پدر خانم وداییت را رژیم سم داده و کشته است . تو باید انتقام بگیری من با عبدالمالک ریگی صحبت کردم او حاضر شده به ما کمک کند اگر امادگی دارید بسم الله.عبدالقدوس با خانوادهاش مشورت میکند . دوست دارد تا با عبدالحمید هم مشورت کند اما او را قبول ندارد و مگوید او صاحب منصبی را بعد از مولوی عبدالعزیز غصب کرده است.اما به تنهایی تصمیم میگیرد تا امکانات در اختیارش را در خدمت عبدالمالک ریگی برای انتقام از خون پیرمرد 85 ساله بگذارد.توسط سهرابی عوامل عبدالمالک به داخل ایران مایند و درحوزه ی خواهران اطراق تا در ساعتی مشخص خیل عظیمی از مردم از جمله فرماندار و امام جمعه زاهدان و تعدای از مسئولین کشته شوند جمعیت این خون ریزی باید بالای 100 نفر میبود و با این کار فاتحه سیاسی استاندار قطعا خوانده میشد و اهل سنت مسجد مکی هم به ارزویش میرسید.اما دست خدا صدا ندارد و جریان لو میرود و چند نفر نیروی زبده ی عبدالمالک کشته و عوامل همکار نیز از جمله مولوی عبدالقدوس و مولوی سهرابی دستگیر میشوند . در این میان افراد دیگری چون یاسر ستوان که معلم نیز بود دستگیر میشود . یاسر ستوان نیز پدرش در رژیم پهلوی ساواکی بود که بعد از انقلاب سرخورده و بازنشست میشود .یاسر ستوان هم باید انتقام پدر را از رژیم میگرفت

پرده هفدهم

اگر جریان حوزه علمیه چاه جمال لو نمیر فت چه اتفاقی می افتاد

.یک بمب در مسجد ال رسول منفجر میشد که طی ان ده ها نماز گذار باید کشته میشدند.بلافاصله یاسر و سایر عوامل عبدالمالک به کشور پاکستان میگریختند و مولوی عبدالقدوس در پوست خود نمیگنجید .او شاهد تیکه تیکه شدن ده ها انسان بیگناه شیعه بود اما بعد از نماز باید در کلاس درسش حاضر شود تا دانش اموزان او درس دین و محبت پیامبر بیاموزند.مولوی عبدالحمید نیز این جنایت را محکوم و در تریبون نماز جمعه میگوید که در مرام اهل سنت خون ریختن وجود ندارد و انهایی که مردم را کشتند نه سنی هستند و نه شیعه.و مولوی عبدالقدوس به ریش مولوی عبدالحمید میخندد.مولوی یک بار دیگر میگوید ریشه ناامنی درحضور استاندارو عدم توجه به خواست اهل سنت هست اما او یادش رفت که قبلا گفته بود که جانیان و افراد عبدالمالک ریکی از اهل سنت نیستند اما چه میشود کرد باید یک چیزی گفت.

پرده ی هجدهم

 مولوی عبدالقدوس و سهرابی اعدام شدند.در مسجد مکی زاهدان ولوله راه افتاد که چرا نظام دونفر عالم سنی را اعدام کرد اما انها فکر نمکنند که این دو نفر عالم سنی حیثیت حوزه های علمیه را لکه دار کردند و اگر جنایت انها بوقوع میپیوست حرفی برای گفتن نداشتند.عوامل مسجد مکی گفتند که اعدام این دو عالم و مسایل بعد از آن (تحویل ندادن جنازه به خانواده)  هرگز به نفع حکومت نیست .

باید پرسید که چرا به نفع حکومت نیست . ایا اگر ده ها کشته به جای میماند به نفع حکومت بود یا به نفع مسجد مکی .چرا عناصر مسجد مکی حق اسلام را ادا نکردند و این علما را نصیحت نکردند که مقابل حکومتی که هزاران دشمن قسم خورده ی خارجی دارد اسلحه نکشند .عوامل مسجد مکی ناراحت بودند که اگر مسئولین قصد کشتن اینها را داشتند چرا چند شب متوالی از تلوریون نشانشان دادند؟ چرا آنان را به همه مردم استان معرفی نمودند؟ قبلا شاید تعداد کمی از مردم آنان را می شناختند ولی اکنون حتی زنان آنان را شناختند.

 چرا باید مردم استان افرادی را که قرار بود خون بریزند نشناسند . چرا مردم ندانند که در حوزه های علمیه اهل سنت چه اموزه هایی به طلبه ها میدهند . چرا باید علما دینی اهل سنت مردم را علیه حکومت بشورانند. ایا مردم بیگانه اند و یا نامحرم. چرا از تریبونها فریادهایی به گوش میرسد که فقط باید مسئولین بداننداما برای مردم گفته میشود.و مردم را تحریک میکنند . عوامل حوزه دارالعلوم میگویند بهر صورت  اعدام این دو روحانی می تواند تبعات زیادی در امنیت و مسایل مربوط به آن (وحدت و...)  داشته باشد .  اعدام این دو عالم می تواند خوراک تبلیغاتی خوبی برای مخالفان نظام فراهم نماید. احتمالا شاهد نا امنیهای بیشتری در منطقه خواهیم بود.

ایا مگر نظام با دشمنان خود زدو بند  دارد که مثلا دونفر معاند را که اعدام کند از تبعات ان بترسد. سید مهدی هاشمی هم یک روحانی  شیعه بود که او را هم با جرات اعدام کرد . شریعتمداری را هم محصورش کرد . منتظری را همچنین . و ده ها نفر دیگر را هم که مقابل نظام بایستند با بدترین وجه با انان برخورد میکند . دو مولوی معاند و محارب که دیگر جای خودش را دارد با عبدالله نوری برخورد کرد . تعداد زیادی روحانی خلع لباس شده اند . نظام بر سر حفظ خودش با کسی شوخی ندارد هشت سال با دشمنان جنگید هزاران نفر کشته شدند. اما از نظام دفاع کرد نظام با هیچ کس عقد اخوت نبسته نظام متعلق به مردم هست.مولوی و روحانی شیعه و سنی هم سرش نمیشود. اقتدار حکومت را همه باید پاس بدارند و حفظ ان برهمه واجب . 29 سال دشمنان دشمنی میکنند . دشمنی این دو روحانی هم اصلا به چشم نمیاید  باز هم دیگران دشمنی خواهند کرد بازهم عبدالمالکهای دیگری مردم را خواهند کشت بازهم عبدالقدوسهای دیگری خیانت خواهند کرد اما نظام مردمی کار خودش را خواهد کرد.نظام دشمن کم ندارد اگر میخواهد دیندار باشد تبعات ان هم را به دنبال دارد.هزاران تانک و هواپیما فرستادند تا ان را نابود کنند اما مردم از ان دفاع کردند و اینک چند مولوی و چند تروریست میخواهند باز هم با نظام دشمنی کنند اینها را هم نظام سرجایش مینشاند مردم برای انقلاب خون دادند مگر میگذارند که کسی با خون بچه های انها معامله کند.ده ها مولوی و روحانی و منافق را اعدام میکند اما با خون فرزندان این مردم با دشمن معامله نخواهد کرد.با این حال دشمنی دشمنان تمامی ندارد . اینکه بترسیم و بگوییم خداوند عاقبت همه را به خیر فرماید نهایت بزدلی و ترس هست . بخواهیم و نخواهیم دشمنی دشمنان ادامه دارد.انها کوتاه نخواهند امد و ما و نظام هم وظیفه ی خودش را انجام میدهد.از مولوی و مسجد مکی و دشمنان هم واهمه ای ندارد.

پرده نوزدهم

دشمنی و ایجاد اختلاف در بین اقوام ادامه دارد اشکال ان ممکن است تغیر کند پرده های دیگر ادامه خواهد داشت ریشه های ان را باید در مسجد مکی پیداکرد و بزودی به ان پرداخته می شود تا ببینیم که دشمنان کجا را نشانه رفته اند.

                                                     نقل از وبلاگ پیامبر اعظم(ص)

وهابی شناسی در فروردین 87- وبلاگ سلفی گری

سوم فروردین - تبریک سال نو و معرفی چند سایت مفید در راستای شناخت بهتر وهابیت

چهارم فروردین - معرفی بهترین پست های سال 86

چهارم فروردین - دانلود فیلم جنایت های وهابی ها

پنجم فروردین - معرفی کتب در راستای نقد وهابیت

پنجم فروردین - شرح حال مختصری از پایه گذاران فرقه وهابیت

ششم فروردین - شرح حال مختصری از پایه گذاران وهابیت (قسمت دوم)

هفتم فروردین - ابن تیمیه در دادگاه علمای تشیع و تسنن

هشتم فروردین - بررسی مساله شفاعت در برزخ

نهم فروردین - شناخت افکار پلید ابن تیمیه

بیست ویکم فروردین - نقش استعمار در پیدایش وهابی ها

بیست و هفتم فروردین - شیعه شدن یک وهابی متفکر

بیست وهشتم فروردین - نتیجه نهایی انفجار در شیراز

بیست ونهم فروردین - زیارت و اقوال وهابی ها و تشیع وتسنن

 

زیارت و اقوال وهابی ها و تشیع و برادران اهل سنت

1.مقدمه

2.مقدمه(قسمت دوم)

3.بررسی شبهات ابن تیمیه در مورد زیارت مرقد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم

4.عمل اصحاب و تابعین در مورد زیارت

5.عمل اصحاب و تابعین در مورد زیارت (قسمت دوم)

6.آرا واقوال علمای اهل تسنن در مورد زیارت قبر رسول الله صلی اله علیه واله وسلم

7.آرا واقوال علمای اهل تسنن در مورد زیارت قبر رسول الله (ص)(قسمت دوم)

8.کیفیت زیارت مرقد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم

9.محل وقوف و ایستادن در حرم رسول الله صلی الله علیه واله وسلم

انتشار نتیجه نهایی انفجار در شیراز(این انفجار ربطی به وهابی ها ندارد)

آخرین نتیجه بررسی های کارشناسی حاکیست انفجار شنبه شب حسینه سیدالشهدا در شیراز بر اثر مجاورت مواد نمایشی نظامی بوده و هرگونه اقدام تروریستی با منشاء داخلی و خارجی در این زمینه منتفی است.

یک مقام آگاه در گفتگو با مهر ضمن اعلام این خبر افزود: جمع بندی بررسی ها و تحقیقات گروههای متعدد کارشناسی نشان می دهد که علت اصلی انفجار در محل هیات رهپویان وصال شیراز تعداد محدودی مواد و تجهیزات نمایشی نظامی مستهلک بوده که برای مدتی در انبار حسینیه سید الشهدا برای استفاده های نمایشگاهی نگهداری شده است.

وی گفت: نتیجه تحقیقات و آزمایش های انجام شده ، نگهداری برای زمان طولانی، مجاورت این مواد و فعل و انفعالات احتمالی آنها در کنار یکدیگر را تائید می کند. به نحوی که با منفجر شدن یکی از این مواد در ابتدا ، سایر مواد مجاور نیز منفجر شده اند.

این مقام مسوول ضمن تاکید بر اینکه هر گونه سهل انگاری و عدم رعایت مقررات موجود برای نگهداری مواد یاد شده تحت بررسی دقیق قرار دارد، در خصوص برخی شایعات مبنی بر وقوع خرابکاری یا اقدام تروریستی نیز گفت: جمع بندی مجموعه اطلاعات محیطی و مطالعات کارشناسی در صحنه انفجار وقوع هر گونه عملیات از پیش طراحی شده تروریستی از قبیل بمب گذاری را چه از منشاء داخل و چه خارج کشور کاملا نفی می کند.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ادعای برخی رسانه های منطقه در خصوص عمدی بودن این حادثه و ارتباط آن با فرقه های مختلف مذهبی گفت: چنین اقداماتی مسبوق به سابقه بوده و به طور مثال گروهک تروریستی منافقین نیز در مواردی حتی بعد از انفجار مخازن گاز خانگی با صدور اطلاعیه هایی آن را به خود منتسب می کرد تا علاوه بر ایجاد رعب و وحشت ، به نوعی قدرت نمایی کاذب برای خود مبادرت کند. لذا چنین اقداماتی جنگ روانی گروههای انحرافی و مجهول الهویه برای بهره برداری سیاسی از این حادثه تلخ است.

در همین راستا عباس محتاج معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، ادعای برعهده گرفتن مسئولیت انفجار شیراز از سوی یک گروه وهابی در پایگاه خبری ایلاف عربستان را رد کرد و گفت: گروهک مورد اشاره مجهول الهویه بوده و موجودیت و فعالیت آن در ایران برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی قابل تائید نیست.

وی گفت: اعلام وجود چنین گروهکی یک عملیات روانی به منظور سوء استفاده از شرایط پیش آمده در انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز و تلاشی برای تحریک فرقه های مذهبی مختلف برای ایجاد اختلاف و ضربه به وحدت ملی است.

یادآوری می شود ساعاتی پیش پایگاه اینترنتی ایلاف طی گزارشی تحریک آمیز مدعی شد یک گروهک تروریستی وهابی طی اطلاعیه ای مسئولیت انفجار حسینیه سید الشهداء شیراز در 24 فروردین را برعهده گرفته است.

برخی از تصاویر این فاجعه:

در ادامه مطالب

ادامه نوشته

سرگذشت یک وهابی که به آغوش تشیع آمد

دکتر عصام العماد یک وهابی که شیعه شد.                                                    

جناب دکتر عصام فرزند علامه علی یحیی العماد در سال 1968 میلادی در استان «إب»، روستای «الصبار»به دنیا آمد. روستای الصبار به پایتخت وهابیت در استان إب مشهور می باشد. ساکنان این استان از عقاید وهابیت تاثیر پذیرفته اند. خانواده ایشان خانواده ای است که تکثر مذهبی را پذیرفته است و تفاوت مذهبی در اعضای خانواده ایشان مشهود است. برخی افراد این خانواده معتقد به مذهب «زیدیه» صالحیه می باشند، برخی دیگر وهابی و برخی هم به تشیع دوازده امامی معتقد شده اند. این گروه از زیدیه(یعنی زیدیه صالحیه) از شیفتگان خلیفه اول و دوم وسوم هستند و حتی فتوا به تکفیر و قتل منتقدان خلفای سه گانه بعد از پیامبر می دهند. جنگهای مذهبی دو فرقه زیدیه جارودیه و زیدیه صالحیه به همین جهت بوده است. شیخ طوسی در کتاب «عده الاصول» در بخش ارث، زیدیه صالحیه را اساسا جزو اهل سنّت به حساب آورده است. از ابتدای ظهور وهابیت زیدیه صالحیه تحت تاثیر اندیشه های شیخ محمد عبدالوهاب قرار گرفته است. از جمله می توان از عالمان این فرقه به شخصیت شیخ «محمد اسماعیل امیر الصنعانی» اشاره کرد که کتاب «التزیه» او در مدارس وهابیت عربستان تدریس شده و شعری در مدح محمد بن عبدالوهاب دارد. همچنین می توان به یکی دیگر از شخصیتهای فرقه صالحیه را به نام علامه «محمد بن علی الشوکانی» اشاره نمود. او معاصر شیخ محمد بن عبدالوهاب بوده و از بنیانگذاران وهابیت در یمن به شمار می آید. بعد از مرگ محمد بن عبدالوهاب نیز مرثیه ای درباره او سروده است. کتابهای او نیز مانند «نیل الاوطار» در عربستان تدریس می شود. در نتیجه ارتباط فرقه صالحیه با وهابیت به دوران محمد بن عبدالوهاب بازگشت دارد. به همین جهت گرایش به وهابیت در خانواده العماد از بیش از 200 سال گذشته به وجود آمده بود. عموی ایشان شیخ «عبدالرحمن العماد» یکی از بزرگترین عالمان سلفی و وهابی کشور یمن است.

دکتر عصام العماد تحت تربیت عموی خویش شیخ عبدالرحمن العماد رشد کرد و افکار سلفیت و وهابیت را برگزید. به گفته جناب دکتر نخستین بار توسط شیخ عبدالرحمن با کتابهای ابن تیمیه به ویژه کتاب «منهاج السنه» آشنا گردید. شخصیتهایی مانند «دکتر عادل احمد العماد» (پسر عموی دکتر عصام) یکی از وهابیان معروف خانواده عماد است که چندی پیش نامه ای در مخالفت با دکتر عصام نگاشته و در این نامه از شیخ عثمان الخمیس حمایت کرده است. همچنین دکتر «بشری العماد» و دکتر«هدی العماد» دو نفر از خواهران وهابی مسلک جناب دکتر عصام هستند که در دانشکده های وهابی یمن تدریس دارند. چند ماه گذشته رسانه های وهابی یمن با پدر دکتر عصام مصاحبه ای را ترتیب داده بودند و به شکل گسترده این مصاحبه را نشر دادند. در این مصاحبه پدر ایشان از تحول فکری ایشان و فعالیتهایشان بعد از انتقال به مذهب شیعه دوازده امامی اظهار برائت کرده بود.

به علت تاثیر وهابیت در خانواده العماد در طول چند سال شیعه شدن دکتر عصام، تنها پنچ نفر از اعضای خانواده العماد شیعه شده اند که عبارتند از: برادرشان «حسن العماد» که هم اکنون در شهر قم مشغول به تحصیلات دینی می باشد. همچنین سه تن از خواهران دیگر ایشان نیز از وهابیت به مذهب شیعه دوازده امامی تحول فکری پیدا کرده اند. خواهر زاده ایشان نیز به نام «محمد طه الذاری» یکی از شیعیان دوازده امامی و جزو طلاب حوزه علمیه قم می باشد.

خانواده ایشان یکی از خانواده های ریشه دار یمنی و مشهور از نظر سیاسی و دینی می باشند و تحقیق و بررسی صحت و سقم مطالب مطرح شده درباره ایشان به آسانی امکان پذیر است.

ادامه نوشته

محل وقوف و ایستادن در حرم رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

از منابع اهل سنت:

1.زکریای انصاری گوید:

هنگامی که زائر داخل مسجد نبوی گردید روضه منوره را قصد کند و ان چنان چه گذشت بین قبر پیامبر و منبر ایشان می باشد ودر کنار منبر نماز تحیت مسجد بخواند و بعد از نماز خدا را به سبب این نعمت سپاس گذارد سپس پشت به قبله و رو به سر قبر شریف حضرت ایستاده و در حالی که نگاهش به پایین و قلبش از تعلقات دنیا فارغ است به اندازه چهار ذراع از قبر دور شود و بدون این که صدایش را بلند کند بر او سلام کند که حداقل آن:السلام علیک یا رسول الله است.(فتح الوهاب ج1 ص 275)

2.موسی الحجاوی گوید:

وقتی که زائر داخل مسجد نبوی شد روضه منوره را قصد کند که در بین قبر و منبر حضرت است و در کنار منبر نماز تحیت بخواند آن گاه پشت به قبله و رو به سر قبر شریف بایستد و درحال فراغت از علایق دنیا به اندازه چهار ذراع  از آن دور شود و بدون بلند کردن صدا او را سلام کند که حداقل آن گفتن :السلام علیک یا رسول الله صلی الله علیه واله وسلم است.(الاقناع ج1 ص 237)

3.در حواشی شروانی و عبادی دارد:

"آن گاه که زائر داخل مسجد نبوی گردید به طرف روضه منوره که بین قبر و منبر حضرت است برود و در کتاب منبر نماز تحیت بخواند و بعد از دورکعت نماز خدا را به سبب این نعمت سپاس گذارد سپس رو به سر قبر شریف و پشت به قبله قرار کیرد و چهار ذراع از آن دور شود و به خاطر هیبت و جلال صاحب قبر به پایین نگاه انداخته و درحال فراغت قلب از علایق دنیا بایستد و بر او سلام کند(حواشی الشروانی والعبادی ج4 ص 144)

4.بکری دمیاطی می نویسد:

سپس از باب جبرئیل داخل شود همراه با هیبت – وقار- خشیت و شکستکی از پشت حجره روضه شریفه را قصد نماید و درجای گاه نماز رسول خدا دو رکعت نماز با سوره کافرون واخلاص به عنوان نماز تحیت به جا آورد و سنت است که به نیکویی ایستاده و سلام کند سپس زیارت کند و خدا را به خاطر نعمت و عطایش سپاس گوید و قبول زیارتش را از صاحب مقام طلب کند و دعاهایی را که درباره پیامبر وارد شده بخواند...

و....

مبحث چهارم:کیفیت زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

 

در کتاب های علمای اهل تسنن برای زیارت مرقد مطهر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم کیفیت – اداب و آثاری بیان نموده اند که لازمه آنها جواز بلکه استحباب زیارت آن حضرت است.

از جمله مواردی که وهابی ها به مسلمانان مخصوصا شیعه ایراد می گیرند وبه آن حساسیت نشان می دهند اداب روضه منوره و حرم رسول خدا از دخول حرم – کیفیت ایستادن – نماز خواندن در مکان خاص دست زدن و تبرک جستن به قبر و یا ستون ها – منبر و زیارت خواندن مخصوص و نظایر این هاست.

صنعانی می گوید:طواف به قبور و تبرک و مالیدن دست یا اعضای دیگر به قبور از موجبات شرک می باشد و به درستی که فعل آن مانند فعل جاهلیت برای بت هاست.(کشف الارتیاب ص 341)

وهابی ها در نامه ای که به شیخ الرکب المغربی نوشتند آورده بودند که تعظیم قبور انبیا و اولیا از موارد شرک و عبادت بت ها محسوب می شود. و وهابیان دیگر نیز به آن تصریح نموده اند.

در پاسخ این سخنان می گوییم:

اولا:تعظیم قبور انبیا و اولیا از مصادیق و موارد  بزرگداشت و تعظیم شعایر الهی است:(و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب)حج ایه 32

و هیچ دلیلی بر تحریم آن وجود ندارد مگر بعضی از موارد تعظیم مانند سجده بر قبور و نماز خواندن بر آنها و هر نوع احترامی که به قصد عبادت نه صرف احترام و محبت انجام شود.

ثانیا:همان گونه که در مباحث توسل گفته می شود هر تعظیم و خضوعی عبادت نیست و موجب شرک نمی شود یا حرام نیست بلکه نوع خاصی از تعظیم عبادت محسوب می شود وآن خضوع و تعظیم در برابر فردی است که او را خداوند می داند و برای او الوهیت قائل است وگرنه باید تعظیم و احترام در برابر پدر و مادر و بزرگان و اساتید و... همه عبادت و موجب کفر ئ شرک باشد.بنابراین احترام و تعظیم در برابر کسی که خدا او را بزرگ قرار داده مانند انبیا و اولیا و علما و صالحین عبادت نیست بلکه چون خداوند او را عظیم شمرده ما نیز او را عظیم می شمریم پس به نوعی تعظیم و بزرگداشت خداوند است مانند احترام به پدر و مادر وبرادران دینی به جهت این که خداوند به احترام انها امر نموده و فرموده :(واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا)اسرا آیه 24

هم چنین تعظیم و احترام به کعبه به اعتبار این که خانه خداوند است و مسجدالحرام – رکن – مقام حجرالاسود صفا و مروه منی و مشعر عرفات و نظایر آن همه این ها به اعتبار انتساب و اضافه ای است که به خداوند دارند و اگر بزرگداشت و تعظیم و احترام قبور انبیا و اولیا شرک باشد باید تعظیم و احترام این اماکن و یا افراد نیز شرک باشد همان گونه که احترام و تعظیم پیامبران و اولیا و صالحان در زمان حیاتشان نه تنها شرک نیست بلکه از نظر ایات وروایات ممدوح و پسندیده است در حال ممات و پس از مرگ هم تعظیم و تکریم انها ممدوح و دارای فضیلت است زیرا حرمت انها با مرگشان از بین نرفته و ساقط نمی شود مالک در مناظره ای که با منصور دوانیقی در حرم رسول خدا داشت گفت:

ان حرمه النبی میتا کحرمه حیا(تبیین باورهای شیعی ج 3 ص 61)

یعنی:احترام پیامبر بعد از وفات همانند احترام او در حال حیات است.

 

این بحث ادامه دارد....

از نظرات سازنده شما استقبال می نماییم- ممنون

آرا واقوال علمای اهل تسنن درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم(2)

ادامه بحث گذشته....

۶.در مسند ابی حنیفه از ابن عمر است که گفت:من السنه ان تاتی قبر النبی صلی الله علیه واله وسلم من قبل القبله و تجعل ظهرک الی القبله و تستقبل القبر بوجهک ثم تقول السلام علیک ایها النبی و رحمه الله وبرکاته(مسند ابی حنیفه ص ۲۰۱ حدیث زیاره قبر النبی)

یعنی:از سنت است که از طرف قبله نزد قبر پیامبر بروی - پشت خود را به طرف قبله قرار دهی و رو به قبر نمایی یعنی قبر را مقابل خود قرار دهی بعد بگویی سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت خدا و برکات او بر تو باد.

بعد در کتاب وفاء الوفا می گوید: این را حافظ طلحه بن محمد در مسند خود از صالح بن احمد از عثمان بن سعید از ابی عبدالرحمان المقری از ابی حنیفه از نافع از ابن عمر نقل نموده است و می گوید که منظور سنت رسول الله است.

۷.از ابن عربی نقل شده است که :زیاره قبور الانبیا و الصحابه و التابعین و العلما و سائر المرسلین للبرکه اثر معروف(وفا الوفا ج۴ ص ۱۳۶۳)

یعنی:زیارت قبور انبیا - صحابه - تابعین - علما و سایر مرسلین برای برکت  حدیث و روایت  معروفی است.

۸.ابی عمران مالکی گفته است :زیاره قبر النبی (ص) واجبه قال عبدالحق یعنی من السنن الواجبه(همان ص ۱۳۶۴)

یعنی:زیارت قبر پیامبر واجب است و عبدالحق صقلی این وجوب را به سنت های واجب تفسیر کرده است.

۹.ملیباری هندی می نویسد:

فایده زیارت قبر پیامبر به دلیل احادیثی که در فضل آن وارد شده سنت موکد است هرچند که زائر حاج و معتمر نباشد(فتح المعین ج۲ ص ۳۵۴)

۱۰.بکری دمیاطی می نویسد:

زیارت قبر پیامبر سنت موکد است وقتی کلام مصنف درباره مناسک از قبیل ارکان - واجبات و مستحبات به پایان رسید شروع می کند به بحث درباره چیزی که حق موکد بر هر مسلمانی به ویژه حاج است و آن زیارت آقای ما رسول خدا است.(اعانه الطالبین ج۲ ص ۳۱۲)

و......

بحث آینده:

مبحث چهارم:کیفیت زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

استعمار از بانیان اصلی در پیدایش وهابی ها

مقدمه: «اسلام» از آغاز پيدايش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر عليه قدرتهاي ظلم گستر جهان را از اهداف اوليه و بنيادين خود قرار داده و رهايي انسانهاي در بند جور و ستم جباران تاريخ و گسستن زنجيرهاي اسارت و بردگي و استقرار صلح و آزادي را از پي آمدهاي طبيعي گسترش اين جهاد مقدس دانسته است.

ماهيت ظلم ستيزي و حمايتهاي همه جانبه اين آئين حياتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهاي استعماري را در طول تاريخ به خطر افكنده و با دميدن روح جهاد و مبارزه در ستمديدگان وضعيت نگاهداشته شدگان زمين، عرصه ها را يكي پس از ديگري بر پيشوايان جور تنگ كرده و حيات ننگين و پليدشان را با خطر مواجه نموده است.

 قدرتهاي استكباري كه تعاليم زندگي ساز و حركت آفرين اسلام را با منافع خويش در تضاد مي بينند و اتحاد روزافزون و تكوين قدرت سياسي مسلمانان جهان را سد و مانعي بزرگ در راه تحقق سياستهاي ضد انساني خود تلقي مي كنند، با تمام توان همه راه ها و روشهاي شيطاني را براي مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار مي گيرند.

 يكي از حربه ها و روشهاي مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحريف حقايق دين و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهايي تعاليم مقدس اسلام مي باشد.

 اين حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه هاي جديد براي قشرهايي از مسلمانان در مناطق و محدوده هاي مناسب و سپس ترويج و گسترش آن در جهان اسلام چهره مي نمايد! «وهابيت» يكي از اين فرقه هاي ساختگي است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگليس بنيان نهاده شد.

 اهدافي كه استعمارگران انگليسي از ساختن مسلك وهابيت دنبال مي كردند عبارت بود از: بدعت گذاري در دين با تحريف حقايق و احكام اسلامي، خنثي كردن تعاليمي چون جهاد و مبارزه، بي رنگ كردن وجهه سياسي و اجتماعي اسلام و خلاصه كردن دين و دين باوري در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زيارتگاهها بعنوان يكي از نمودها و پايگاههاي وحدت و قدرت سياسي مسلمانان و تخريب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهي! اين تنها استعمار گران انگليسي نبودند كه با ساختن مذهب وهابيت و روي كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شيطاني خويش براي مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدي وهابيان آل سعود به پابوسي آمريكائيان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انساني آنان در آمدند.

 آنچه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه «اسلام آمريكايي» ناميدند و از آن به عنوان يك خطر بزرگ ياد نمودند، امروز بزرگترين جلوه آن اسلام آل سعود است.

 اين اسلام نه تنها ضرر و خطري براي قدرتهاي استكباري ندارد، بلكه منافع سرشاري نيز براي آنها در بردارد و آن توجيه جنايتها و حفظ قدرت و سيطرهئ آنان در منطقه است.

 به همين دليل بودجه هاي كلان صرف تبليغ و ترويج اين نوع اسلام مي شود، اسلامي كه ظاهري از اسلام راستين دارد، ولي محتواي آن واژگونه گشته و بدست فراموشي سپرده شده است.

 انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي كه يكي از مسئوليتهاي اساسي خود را تلاش در جهت گسترش اسلام ناب محمدي (ص) مي داند، با انتشار اين كتاب گامي موئثر در مسير تحقق اين هدف مقدس برداشته و اميدوار است نشر اين اثر در مقابله با تبليغات باطل مسلك استعمار ساخته وهابيت سهمي داشته باشد و بر سطح بينش سياسي جامعه اسلامي بيفزايد.

 اين مجموعه در سال 66با همين عنوان در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شد و پس از درخواستهاي مكرر خوانندگان به صورت كتاب در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.

 انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي  تاليف: رضا فتح آبادي ناشر: انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي تيراژ: 2200 جلد چاپ اول: 1375

آرا واقوال علمای اهل تسنن درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم

ادامه بحث زیارت....

مبحث سوم:آرا واقوال علمای اهل تسنن درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم

با تتبع و تحقیق در کتاب های اهل سنت به وضوح می توان دریافت که جواز زیارت مرقد پیامبر صل الله علیه واله وسلم مورد تصریح علمای اهل سنت قرار گرفته و شبهه ای در آن نیست.

 

به آرای عده ای از ایشان اشاره  می کنیم:

1.یکی از علمای بزرگ اهل سنت به نام تقی الدین ابوالحسن عبدالکافی السبکی در کتاب شفا السقام فی زیاره خیر الانام احادیث زیادی از رسول خدا صل الله علیه واله وسلم نقل کرده و درباره سند آن احادیث بحث نموده است و اسناد بسیاری از آنها را صحیح و معتبر دانسته است در ذیل یکی از این روایات ضمن بررسی سند آن روایت می گوید:

« با این مطلبی که گفتیم بلکه به کمتر از این هم افترای کسی که می گوید همه احادیثی که در مورد زیارت وارد شده مجعول و جعلی است روشن می شود.»

سپس می گوید:« منزه است خداوند تبارک آیا از خدا و رسولش در این گفتار حیا نمی کنند چیزی را می گویدند که نه عالم و نه جاهل و نه هیچ اهل حدیثی و نه غیر اینان کسی آن را نگفته است چگونه مسلمانی اجازه می دهد که به تمام احادیث که حدیث زیارت تربت پیامبر نیز یکی از آنهاست بگوید همه این ها جعل و ساختگی است.»

2.در الفقه علی المذاهب الاربعه ؛ کتابی که موارد اتفاق علمای مذاهب اربعه را نقل کرده و این کتاب فقهی است . می گوید:« زیاره قبر النبی افضل المندویات و ورد فیها احادیث» (الفقه علی المذاهب الاربعه ج1 ص 590)

یعنی : زیارت قبر پیامبر با فضیلت ترین مستحبات است و در این زمینه روایاتی وارد شده است.

3.محمد غزالی که علمای عامه او را امام غزالی می گویند وی نیز در کتاب خود به نام احیاء العلوم ، مسافرت را چند قسم کرده و بعد می گوید: یک قسم از مسافرت ،مسافرتی است که انسان برای عبادت انجام می دهد مثل جهاد ،حج ، زیارت قبور پیامبران ، صحابه، تابعین و اولیا که خود این زیارت کردن عبادت است.

بعد می گوید:زیارت قبور پیامبران، صحابه،تابعین و اولیا با روایاتی که می گوید لا تشد الرحال الا ثلاثه مساجد هیچ منافاتی ندارد چون این روایت  می گوید سفر برای مساجد جایز نیست  مگر این سه مسجد و زیارت با این مساله تفاوت دارد وبا هم منافاتی ندارند.(رد النختار علی الدر المختار ج2 ص 689)

4.علامه امینی رحمه الله علیه بیش از چهل نفر از اعلام مذاهب اربعه را نام می برد و کلمات آنها را در استحباب زیارت و سفر برای آن را نقل می کند.(الغدیر ج5 ص 109)

5.سمهودی متوفی 911 ه.ق روایات زیادی در استحباب زیارت پیغمبر صل الله علیه واله وسلم نقل کرده است و بعد می گوید:

« فصل دوم در بقیه دلیل های زیارت است اگر چه متضمن لفظ زیارت نیستند و هم چنین بیان تاکید مشروعیت زیارت و نزدیک بودن به درجه وجوب تا ان جا که بعضی لفظ وجوب را بر آن اطلاق نموده اند و از آن به وجوب زیارت رسول الله تعبیر کرده اند. به سوی قبر پیامبر جهت زیارت آن حضرت و صحیح بودن نذر زیارت آن حضرت و اجیر گرفتن برای رساندن سلام به ان حضرت.(وفاالوفا ج4 ص 1349)

 

این بحث ادامه دارد....

ادامه بحث عمل اصحاب و تابعین در مورد زیارت

ادامه بحث قبلی...

 

5. در فتح شام بعد از ان که عمر با اهل  بیت المقدس  مصالحه کرد کعب الاحبار نزد او امد و اسلام اورد و عمر به اسلام او خرسند گردید و به او گفت:ایا می خواهی با من سیر کنی تا مدینه و زیارت کنی قبر پیامبر صل الله علیه واله وسلم را و به زیارت او بهره مند شوی؟

او گفت:آری ای امیر مومنین من انجام می دهم آن را و هنگامی که عمر وارد مدینه شد اول کسی بود که به مسجد آمد و بر رسول خدا صل الله علیه واله وسلم سلام کرد.(وفا الوفاءج4 ص 1357)

6.علامه امینی می گوید:

به نحو مستفاض روایتی که به طور شایع نقل شده باشد از عمربن عبدالعزیز نقل شده است که او همواره از شام به سوی رسول خدا قاصد می فرستاد تا بر پیامبر سلام کند و برگردد در عبارت دیگری است که او همواره قاصدی از شام به مدینه به محضر رسول خدا روانه می کرد این مطلب رابیهقی در کتاب شعب الایمان و ابوبکر احمد بنعمرونیلی در مناسکش و قاضی عیاض در کتاب شفا السقام و دیگران نیز ذکر کرده اند.(الغدیر ج5 ص 127 ونیز وفاالوفا ج4 ص 1357)

از تعبیر نقل شده معلوم می شود که این عمل مکرر انجام شده زیرا می گوید وکان عمربن عبدالعزیز یبعث. این تعبیر کان دلالت بر استمرار و تکرار دارد نه این که یک بار انجام شده باشد.

بنابراین شبهه ابن تیمیه مبنی بر بدعت بودن زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و این که تعظیم غیر خداوند منجر به شرک شده و حرام است شبهه ای بی پایه واساس است چرا که هرگز نمی تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

 

بحث آینده:

مبحث سوم:آرا واقوال علمای اهل تسنن درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم

عمل اصحاب و تابعین در مورد زیارت

....ادامه از قبل

مبحث دوم:عمل اصحاب و تابعین در مورد زیارت

 

در کتاب های علمای اهل سنت روایات بسیاری مبنی بر سیره و عمل همیشگی اصحاب و تابعین بر زیارت قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم وجود دارد:

 

1.مالک ابن انس از عبدالله بن دینار نقل می کند که ابن عمر نزد قبر پیغمبر می ایستاد و بر آن حضرت صلوات می فرستاد و برای ابوبکر و عمر دعا می کرد.(الموطا ج1 ص 166)

2.بیهقی نیز با سندی از عبدالله بن دینار نقل کرده است که گفت:«دیدم عبدالله ابن عمر را که بر قبر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم ایستاده و بر پیغمبر سلام کرده و دعا می کند بعد برای ابی بکر و عمر دعا کرد.»(سنن بیهقی ج 5 ص 245 کتاب الحج باب زیاره قبر النبی صلی الله علیه واله و سلم)

3.در وفاء الوفا از ابن عون نقل می کند که مردی از نافع پرسید:آیا ابن عمر بر قبر پیغمبر صلی الله علیه واله و سلم سلام می نمود؟ در جواب گفت:

آری به تحقیق دیدم او را صد مرتبه یا بیشتر که می امد نزد قبر می ایستاد و می گفت:السلام علی النبی صلی الله علیه واله و سلم  السلام علی ابی بکر السلام علی ابی.(وفا الوفاءج4 ص 1358)

قریب به این مضمون را محی الدین نووی نیز اورده است.(المجموع ج8 ص 272)

4.باز می نویسد:از کسانی که برای زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم از شام به مدینه مسافرت نمود بلال بن ریاح موذن رسول خدا بود همان گونه که ان را ابن عساکر با سندی خوب از ابوالدرداء روایت نموده است.

بعد چگونگی ماندن بلال در شام را ذکر می کند و سپس می گوید بلال در خواب  رسول خدا را دید که به او فرمود:این چه جفایی است که می کنی؟آیا وقا ان نرسیده که قبر مرا زیارت کنی؟

بلال از خواب برخاست در حالی که غمگین بود و برخود می ترسید سوار بر مرکب خود شد و روانه مدینه گردید و نزد قبر رسول خدا امد گریه می کرد و صورت خود را به قبر می مالید که ناگاه حسن وحسین امدند و بلال آنها را در برگرفت و بوسید به او گفتند علاقه داریم اذان تو را بشنویم بعد جریان اذات گفتن بلال را نقل می کند.(وفاالوفاء ج4 ص 1356 قریب به این ورایت را شوکانی در نیل الاوطار ج5 ص180 و بکری دمیاطی در اعانه الطالبین ج1 ص 221 نقل کرده اند.)

 

منابع:

 

۱.الموطا ج1 ص 166

۲.سنن بیهقی ج 5 ص 245 کتاب الحج باب زیاره قبر النبی صلی الله علیه واله و سلم

۳.وفا الوفاءج4 ص 1358

۴.المجموع ج8 ص 272

۵.وفاالوفاء ج4 ص 1356 قریب به این ورایت را شوکانی در نیل الاوطار ج5 ص180 و بکری دمیاطی در اعانه الطالبین ج1 ص 221 نقل کرده اند.

۶.تبیین باورهای شیعی ج ۱ ص ۷۶-۷۸

 

این بحث ادامه دارد....

افکار پلید ابن تیمیه

ابن تيميه در سال 1263 ميلادى در حران از شهرهاى تركيه كنونى  به دنيا آمد و در سال 1328 ميلادى  وفات يافت

 روزنامه عرب زبان «احداث المغربيه» در مورد باورهاى  اين مكتب چنين  مى نويسد

 »افكار ابن تيميه (مرگ 728هجرى ) روشن و صريح است، او با انديشه و عقل به كلى  مخالف است و خواستار الغاى  عملكرد عقل از تمام شئون زندگى روزانه است و با فكر كردن و انديشيدن دشمن است، مگر اينكه آن فكر و  انديشه در راستاى  تأييد نقل باشند. در واقع او همه نمادها و مظاهر زندگى  اين عصر را نفى  مى كند. به نظر او مهمترین مصلحت در اين است كه با كفار دشمن باشيم. براى  او مهم نيست كه در اين راه غير مسلمان اذيت و آزار شوند و مسلمان نيز ضرر اقتصادى  ببينند. او با اين كار، افكار تندروانه و نژادپرستانه و كراهيت را مورد تأييد قرار مى دهد و مى گويد

 اينكه برخى  از پيامبر نقل كرده اند  كه هركس كافرى  را آزار دهد، من را آزار داده، اين يك دروغ بزرگ است

 شاگرد او ابن القيم الجوزى  روايت كرده است: وزير اتار در اينكه يهوديان مى توانند بر دين خود باقى  بمانند، به اين آيه استناد كرد

 
»قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد و...« و اين آيه از محكمات است و منسوخ نيست، ولى  او با آنها در مورد تفسير اين آيه به جدل برخواست و گفت: آنها كافر هستند و جايگاه ابدى   آنها جهنم است

  ابن تيميه مى گويد: كسانى  كه به دين اسلام پايبند نيستند، دودسته اند؛ 

يا كافرند يا منافق و مردم پس از هجرت پيامبر (ص) تاكنون سه طبقه هستند: »مؤمن، منافق وكافر«. سپس او خون غيرمومن (منافق و كافر) را حلال شمرده و حتى  در اين راه دسته ديگرى  از مسلمانان مانند شيعيان دوازده امامى  را كه از شيوه و روش فهم او از اسلام پيروى  نمى كنند، نيز در زمره منافقان و كافران قرار مى دهد

 ابن تيميه از نظر شرعى ، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و كودكان و... را حلال اعلام مى كند. اما در مورد مسلمانان مانند شيعه بر حسب ابن تيميه، كفر آنها بزرگ تر و  گناه آنها عظيم تر از كفار اصلى است و بنابراين مجازات آنها هم شديدتر از مجازات كفار اصلى  است

 به هر حال اين برداشت فكرى ، نه براى  فكر و نه براى  فرهنگ و تمدن احترامى  قايل نيست.

ابن تیمیه و شبهه در زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم:

ادامه مبحث زیارت....

یکی از افکار ابن تیمیه این است که زیارت قبر پیغمبر را جایز نمی داند و آن را حتی برای اهل مدینه مورد تشکیک و شبهه قرار داده است. وی کتابی دارد به نام مجموعه الرسائل الکبری این کتاب مجموعه چندین رساله است در ان کتاب می گوید: هر حدیثی که درباره قبر پیغمبر وارد شده ضعیف بلکه جعلی است و اهل صحاح ،سنن و مسانید مثل مسند احمد و غیر او هیچ یک را ذکر نکرده اند لکن حدیثی که ابوداوود از پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در سنن نقل می کند که حضرت فرمود:هیچ مردی نیست که بر من سلام کند مگر این که خداوند روح مرا به بدنم بر می گرداند تا پاسخ سلام او را بدهم و هر کس نزد قبر پیغمبر به حضرت سلام بکند حضرت پاسخ سلام او را خواهد داد کسی که از راه دور نیز سلام بدهد پیغمبر پاسخ سلام او را می دهد چنان چه در سنن نسائی آمده است پیغمبر اکرم فرمودند:خداوند بر قبر من ملائکه را موکل نموده که سلام امت مرا به می رساند.

باز در سنن نسائی امده است:روز و شب جمعه بر من بسیار صلوات بفرستید به درستی که صلوات شما بر من عرضه می شود.

از صدر کلام ابن تیمیه پیداست اصلا زیارت کردن پیامبر نیز دلیل قوی ندارد بلکه روایات آن مجعول  و ضعیف  است.فقط در ذیل کلامش دو روایت را نقل می کند که هر کس از نزدیک یا جای دور به پیامبر سلام کند پیامبر پاسخ او را خواهد داد.

این که می گوید:نباید برای زیارت تربت نبی و ائمه علیهم السلام بار سفر بست بین همه وهابی ها از جمله ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب اجماع است.

ابن تیمیه می گوید:حتی کسانی که در خود مدینه زندگی می کنند برای انان نیز رفتن برای زیارت قبر نبی جایز نیست اما محمدبن عبدالوهاب در این قسمت با ابن تیمیه اتفاق نظر ندارد وی می گوید برای مردم مدینه رفتن به زیارت قبر نبی مستحب و سنت است ولی ابن تیمیه در این هم تشکیک و شبهه کرده است.

درباره این مساله بحث می کنیم تا معلوم شود ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب چه می گویند ونظر علمای اهل تسنن چیست؟ وهم چنین در خصوص زیارت قبور مومنین وزیارت بانوان و به مناسبتی درباره جشن ،سوگواری  وتبرک جستن بحث خواهیم کرد.

حال جواز زیارت رسول خدا (ص ) را در پنج مبحث به اثبات خواهیم رساند و از این رهگذر موضع اهل تسنن در مقابل ابن تیمیه که زیارت مرقد آن حضرت را غیر مجاز و شرک می داند روشن خواهد شد.

 

مبحث اول:

اجماع و اتفاق علمای اهل تسنن بر جواز زیارت رسول خدا (ص):

 

بسیاری از علمای اهل تسنن بر جواز و استحباب زیارت رسول خدا (ص)اجماع و اتفاق دارند:

1.سمهودی از تقی الدین سبکی نقل می کند که گفته است :مساله اجماعی است هم از نظر اقوال که همه گفته اند و هم از نظر فعل و عمل اجماعی است و به طور تفصیل کلام ائمه اهل سنت را در این مورد بیان نموده و گفته است که زیارت رسول خدا قربه الی الله است یعنی موجب قرب به خدا می شود هم به دلیل کتاب هم سنت هم اجماع و قیاس.

اما کتاب به این ایه استدلال نموده است:"...و لوانهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما"(نساء آیه64)چون ایه دلالت دارد بر ترغیب به امدن نزد رسول خدا و استغفار نزد آن حضرت و استغفار رسول خدا برای انان و این مقامی است که با رحلت پیامبر قطع نمی شود و بعد از رحلت هم رسول خدا برای مومنین و امت استغفار دارد چون پیغمبر زنده است و پس از رحلت و هنگامی که اعمال بر ان حضرت عرضه می شود برای امت استغفار می کند ...

علما از این ایه برای هر دو حالت استفاده عموم کرده اند یعنی حالت قبل و بعد از موت را و برای کسی که نزد قبر می اید تلاوت این ایه را مستحب دانسته اند سپس داستان اعرابی را که نزد قبر امد و اشعاری خواند و به این آیه تمسک نمود نقل می کند که حکایت ان به زودی بیان خواهد شد همین داستان را از طریق نیز از حضرت علی علیه السلام نقل می کند.

اما سنت و روایات:در احادیثی که در خصوص زیارت قبر پیغمبر وارد شده و در روایات صحیح به زیارت قبور و قبر پیغمبر سید وبزرگ انها امر شده است و اینها نیز در این عمومات داخل می شود....

 

ادامه دارد.....

ادامه مبحث زیارت

...ادامه پست قبلی:

3.محقق حلی رحمه الله علیه گفته است:اگر مردم زیارت رسول خدا را ترک کنند له انجام این عمل اجبار می شوند زیرا ترک زیارت رسول خدا جفا و ستم است و جفا به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حرام می باشد.(محقق حلی ،شرایع الاسلام ج 1 ص 252)

4.آیت الله گلپایگانی رحمه الله علیه در باب فضیلت زیارت رسول اکرم صلی الله علیه واله و سلم می گوید:حاج محترم !بی تردید شما می دانید که کامل شدن اعمال حج و زیارت خانه خدا با زیارت کردن قبر پیامبر بزرگوار در شهر مدینه منوره و تبرک جستن به بوسه آن آستانه های پاک و تشرف به آن مشاهد شریفه است که زیارت پیامبر خدا مستحب عینی است به خصوص این عمل بر حاج مستحب است وترک زیارت آن حضرت جفا و ستم به آن بزرگوارمی باشد.(آیت الله العظمی گلپایگانی،مناسک الحج ص 186)

* زیارت پیامبر اکرم در میان علمای شیعه اهمیت ویژه ای دارد تا جایی که بعضی از علمای معاصر گفته اند:زیارت آن حضرت از ضروریات دین است.

 موضوعاتی از قبیل :تاسیس بنا بر قبور ائمه و استحباب خواندن دعا و نماز در کنار قبور آن بزرگواران نزد علمای شیعه جایز و گاهی از باب تعظیم شعایر الهی مطلوب و مستحب است به همین جهت از آوردن اقوال فقهای شیعه در این گونه مسائل و از ذکر استدلال صرف نظر نموده و تنها به پاسخ برخی از شبهات وهابیت کفایت می کنیم.

موضوع بعدی مورد بحث:

-         ابن تیمیه و شبهه زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

زیارت

 

وهابیان برخی از امور را که از سوی شیعیان و فرقه های دیگر مسلمانان انجام می گیرد مثل زیارت و توسل و اعتقاد به شفاعت ،شرک ،و بدعت می شمرند و هر نوع توجه به غیر خدا را انحراف و ضلالت می دانند.

حال با ادله فراوان اثبات خواهیم کرد که زیارت نیز سنتی دینی و نبوی است و هیچ گونه تضادی با توحید ندارد وبزرگان فرقه های تسنن وتشیع بر مشروعیت آن اتفاق نظر دارند و در کتاب های خود اداب مربوط به آن را بیان کرده اند.

 

-علمای شیعه و زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم:

 

استحباب زیارت قبر شریف رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و قبور پاک ائمه هدی علیهم السلام و سایر مومنان نزد علمای شیعه پذیرفته شده ومسلم است در این خصوص کسی مخالف نیست و این مطلب به قدری روشن است که نیازی به استدلال و ذکر اقوال علما ندارد اما در عین حال جهت مزید اطلاع و اگاهی بیشتر به ذکر اقوال برخی از علمای شیعه بسنده می کنیم:

1.شیخ طوسی رحمه الله علیه فرموده است:وقتی مردم حج و زیارت خدا را ترک کنند بر امام لازم است که انان را برای انجام این عمل وادار نماید وهم چنین اگر مردم زیارت قبر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم  را ترک کنند امام باید انان را به زیارت آن حضرت ترغیب کند.(شیخ طوسی ،المبسوط ج 1 ص 515-516)

2.فقیه بزرگوار ابن حمزه طوسی رحمه الله علیه می گوید:اگر کسی اراده حج و زیارت خانه خدا کند و از راه عراق سفر نماید بهتر است اول به زیارت پیامبر خدا مشرف شود و اگر زیارت پیامبر را به تاخیر اندازد و اعمال حج را جلوتر انجام دهد باید دوباره به مدینه باز گردد و آن حضرت را زیارت کند.(ابن حمزه طوسی ،الوسیله ص 196)

 

ادامه دارد....

مساله شفاعت در برزخ

مؤمنين‌ گنهكار در برزخ‌ گوشمالي‌ مي‌شوند

خلاصه‌ انسان‌ بايد كاري‌ كند كه‌ در برزخ‌ گرفتار نباشد ؛ و خداي‌ ناكرده‌ بواسطة‌ جحود و انكار اگر ايمان‌ از او سلب‌ گردد به‌ وادي‌ بَرهوت‌ گرفتار ميگردد ؛ بلكه‌ مؤمن‌ بايد بواسطة‌ اعمال‌ صالحه‌، پيوسته‌ طريق‌ قرب‌ را بپويد تا روحش‌ پس‌ از مرگ‌ در وادي‌ السّلام‌ آرام‌ و ايمن‌ باشد، و در روز قيامت‌ با شفاعت‌ محمّد و اهل‌ بيتش‌ عليهم‌ السّلام‌ به‌ بهشت‌ برين‌ رفته‌ و در آنجا مخلّد بماند.

 چون‌ شفاعت‌ در برزخ‌ نيست‌ ؛ و اگر مؤمن‌ نيز كردارش‌ ناپسند باشد در برزخ‌ گوشمالي‌ خواهد شد.

 

 در «كافي‌» با سند متّصل‌ خود از عَمرو بن‌ يزيد روايت‌ ميكند كه‌ ميگويد:

 

 قُلْتُ لاِبِي‌ عَبْدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: إنِّي‌ سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ: كُلُّ شِيعَتِنَا فِي‌ الْجَنَّةِ عَلَي‌ مَا كَانَ فِيهِمْ.

 

 قَالَ: صَدَّقْتُكَ، كُلُّهُمْ وَاللَهِ فِي‌ الْجَنَّةِ.

 

 قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ.

 

 فَقَالَ: أَمَّا فِي‌ الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي‌ الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ، وَلَكِنِّي‌ وَاللَهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي‌ الْبَرْزَخِ.

 

 قُلْتُ: وَ مَا الْبَرْزَخُ؟

 

 قَالَ: الْقَبْرُ مُنْذُ حِينَ مَوْتِهِ إلَي‌ يَوْمِ الْقِيَمَةِ(فروع‌ كافي‌» طبع‌ سنگي‌، ج‌ 1، ص‌ 66)

 

«عَمرو بن‌ يزيد ميگويد: به‌ حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌السّلام‌ عرض‌ كردم‌: من‌ شنيدم‌ كه‌ شما مي‌گفتيد: تمام‌ شيعيان‌ ما با هر كرداري‌ كه‌ دارند در بهشت‌ هستند.

 

 حضرت‌ فرمود: اين‌ قول‌ تو را تصديق‌ ميكنم‌، سوگند به‌ خداكه‌ همه‌ در بهشتند.

 

 عرض‌ كردم‌: فدايت‌ شوم‌! گناهان‌، بسيار و بزرگ‌ است‌.

 

 حضرت‌ فرمود: امّا در قيامت‌ پس‌ همة‌ شما در بهشتيد بواسطة‌ شفاعت‌ پيامبرِ مُطاع‌ يا به‌ شفاعت‌ وصيّ آن‌ پيامبر ؛ وليكن‌ من‌ از برزخ‌ شما نگرانم‌ و در هراس‌ مي‌باشم‌.

 

 عرض‌ كردم‌: برزخ‌ چيست‌؟

 

 فرمود: برزخ‌ عبارت‌ است‌ از عالم‌ قبر از وقتي‌ كه‌ انسان‌ مي‌ميرد تا زماني‌ كه‌ قيامت‌ بر پا ميشود.»

 

 يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِن‌ سُو´ءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ و  أَمَدَا بَعِيدًا.           ( صدر آية‌ 30، از سورة‌ 3: ءَال‌ عمران‌)

 

  «روزي‌ ميرسد كه‌ هر نفس‌ آنچه‌ را كه‌ از اعمال‌ خير انجام‌ داده‌ حاضر خواهد يافت‌، و آنچه‌ را كه‌ از اعمال‌ زشت‌ انجام‌ داده‌ دوست‌ دارد كه‌ بين‌ آنها و بين‌ او فاصلة‌ دوري‌ باشد.»

ابن تیمیه در دادگاه علمای  تشیع و تسنن

ابن تیمیه در دادگاه انتقادات بزرگان اهل سنت

انتقادات بزرگان اهل سنت از ابن تیمیه

افکار ابن تیمیه از سوی علمای تشیع نیز مردود است

محمد بن عبدالوهاب -شرح حال مختصری از پایه گذاران فرقه وهابیت

 وی در سال 1115 ه.ق در شهر"عیینه" از شهرهای نجد به دنیا آمد.پدرش قاضی القضات آن شهر بود.او پس از آن که مقداری از علوم دینی را فرا گرفت به مطالعه کتاب های تفسیر حدیث و عقاید پرداخت و فقه حنبلی را نزد پدرش آموخت .

در آغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم را ناپسند و زشت می شمرد و در سفری که به خانه خدا رفته بود پس از مراسم حج رهسپار مدینه گردید.درمدینه توسل مردم به پیامبر در نزد قبر آن حضرت را مورد انکار قرارداد وپس از مراجعت به نجد به بصره رفت و مدتی در بصره ماند و با بسیاری از اعمال مردم به مخالفت پرداخت و درنتیجه مردم بصره او را از شهر بیرون کردند.

در سال 1143 دعوت خود را به مذهب جدید وهابیت علنی کرد ولی پدرش در برابر عقاید و افکارش سرسختانه ایستاد و هم چنین اساتید و مشایخ او اقوال و عقایدش را باطل دانستند و مردم را از متابعت او برحذر داشتند به همین جهت بین او و پدرش و مردم نجد منازعه و جدال سختی در گرفت . در این منازعات عده ای طرف دار او بودند و این کشمکش ها چند سالی دوام داشت تا این که در سال 1153 پدرش شیخ عبدالوهاب وفات یافت. 

ادامه نوشته

ابن تیمیه - شرح حال مختصری از پایه گذاران فرقه وهابیت

ابن تیمیه (احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن عبدالله بن تیمیه)در سال 661 در شهر "حران" شام متولد شد.تحصیلات خود را در همان جا آغاز کرد.وی در سال 728 هجری در قلعه ای در دمشق زندانی شد.او سه بار به سبب برخی عقاید و بعضی فتاوا زندانی شد.67 سال زنده بود و ازدواج نکرد و نوشته های زیادی از خود به جای گذاشت.

پایه اصلی عقاید وهابیت کتاب های ابن تیمیه است.بعد از او شاگردش "ابن قیم جوزی" این عقاید را اظهار نمود ولی به صورت مذهب تازه ای در بین مسلمانان در نیامد و طرف دارانی پیدا نکرد.ابن تیمیه از علمای حنبلی بود و چون عقاید و آرایی بر خلاف عقاید عموم مسلمین اظهار می نمود همواره با مخالفت علما و اندیشوران مواجه می شد و در رد آثار و عقاید او کتاب هایی از قبیل:الدرر المصیه فی الرد علی ابن تیمیه وشفاء السقام فی زیاره قبر خیر الانام وکتاب های دیگر از طرف علمای اهل سنت نگارش یافت. مراجع فتوا و بزرگانی از اهل سنت در عصر او، وی را تفسیق و گاهی تکفیر کرده و به عنوان بدعت گذار نامیدند وآن گاه که عقاید او درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به قاضی القضات آن عصر ارائه گردید مورد توبیخ و سرزنش علمای اهل سنت قرار گرفت.

 

برخی از عقاید ابن تیمیه:

1.احادیث مربوط به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را مجعول می دانست!

2.احادیثی که بر فرود آمدن خداوند بر آسمان دنیا دلالت می نمود تصدیق می کرد هم چنین معتقد بود که خداوند روز قیامت می آید و ظاهر می شود.!

3.ظواهر آیات را که درباره صفات خداوند است بر همان ظاهر الفاظ تفسیر می کرد و الفاظی مانند:"وجاء ربک..." را به معنای آمدن خداوند بدون هیچ نوع تفسیر و تاویلی حمل می نمود مثلا معتقد بود که خداوند بر عرش که بالای اسمان هاست تکیه زده و گاهی به اسمان دنیا نازل می شود و سپس به عرش باز می گردد.

اعتقاد داشت که خداوند دارای اعضا و جوارحی از قبیل :چشم و دست و پاست با این تفاوت که شبیه اعضا و جوارح بشر نیست.

4.درباره جسم بودن خداوند کلمات صریحی از او نقل شده است از جمله آن چه را ابن بطوطه و ابن حجر عسقلانی نقل نموده اند که ابن تیمیه در حالی که بر منبر بود گفت:خداوند از آسمان دنیا پایین می آید آن گونه که من از این منبر پایین می آیم.(ابن بطوطه،رحله،ص 95و الدرر الکامنه ج1 ص 154)

ابوحیان در تفسیر البحر المحیط نقل کرده است که در کتاب العرش که تالیف ابن تیمیه است چنین خواندم:ان الله یجلس علی الکرسی.....خداوند بر کرسی نشسته در حالی که مکانی را خالی نموده و رسول خدا نیز با او نشسته است!(کشف الظنون ج2 ص 1438)

و یا آن که گفته :بالا بردن دست ها در حال دعا دلیل بر آن است که خداوند در جهت بالاست!(الحمویه الکبری ص66 شرح حدیث النزول ص59 وشواهد الحق ص 130)

و نظایر این سخنان از کلماتی که بر جسمانیت خداوند دلالت دارد.

این اعتقاد بر خلاف عقل و اعتقاد همه مسلمانان و برخلاف صریح قرآن است که فرمود:لیس کمثله شیء... مانند خداوند چیزی نیست وبه وضوح بر نفی جسمیت خداوند دلالت دارد.

به سبب همین افکار و اندیشه های فاسد و گمراه کننده علمای اسلام او را تکفیر و به ارتداد او حکم کردند.به دنبال فتوای علما وی را دست گیر و روانه زندانی در مصر کردند چند بار او را از زندان خارج کردند و پس از ارشاد و بحث و مباحثه به او پیشنهاد توبه و دست برداشتن از این عقاید باطل و افکار فاسد نمودند ولی نپذیرفت و توبه نکرد. وهم چنان بر عقاید خویش اصرار ورزید تا این که مجددا در دمشق زندانی شد و سرانجام در سال 728 در زندان دمشق جان سپرد.

غائله ابن تیمیه با مرگ او پایان یافت و شاگردش ابن قیم گرچه به ترویج افکار استاد خود پرداخت آثاری از افکار و آرای استاد را به جای نگذاشت ولی بعد ها که محمد بن عبدالوهاب تحت تاثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفت عقاید ابن تیمیه زنده شد و پس از سال ها با شروع دعوت محمدبن عبدالوهاب فرقه ای به نام وهابیه پدید امد این فرقه پیرو محمد بن عبدالوهاب اند و به همین جهت هم "وهابیه" نامیده شده اند ولی ریشه و اصل ان افکار و عقاید ابن تیمیه است.پس از حدود پنج قرن  یعنی در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم محمدبن عبدالوهاب اندیشه های ابن تیمیه را به استثنای مسئله جسمیت  خداوند زنده کرد.

منابع:

1.قرآن کریم سوره های :فجرآیه22-شوری آیه11

2.  ابن بطوطه،رحله،ص 95و الدرر الکامنه ج1 ص 154

3. الحمویه الکبری ص66 شرح حدیث النزول ص59 وشواهد الحق ص 130

4. کشف الظنون ج2 ص 1438

5.تبیین باورهای شیعی 20-22

           مقاله از: آقای عارف اسدی بیله سواری 09192527142 : تلفن

 

 

              از مقالات سایر عزیزان و بازدیدکنندگان وبلاگ استفاده می نماییم.

 

                               مطالب خود را به این ایمیل بفرستید با ذکر تلفن و آدرس:

 

                              no_salaf@yahoo.com