تصاویر مربوط به دروغ گویی ها و نیرنگ های ابن حنبل در مورد شیعه






زیرا شفاعتش به اذن خداوند است و استقلالی در شفاعت ندارد.
عبودیت بنده را هم باطل نمی کند.
چون شرط بهره بردن از شفاعت بندگی خدا است لکن در این زمینه قصوری داشت ونیز دست برداشتن از حکمی نیست که برای بنده در نظر گرفته شده است (چون عبد خطاکار مستحق عقاب است ولی شفاعت رحمت گشترده و مغفرت نامحدود خدای مهربان است که به وسیله آن افرادی شایسته پاک می شوند.
شفیع خدا را به صفاتش مثل کرم یا سخا یاد می کند و باعث بخشودگی بنده و رافت نسبت به او می شود به عنوان مثال می گوید:
خداوندا ! به کرم وسخاوتت این بنده گنه کار را مشمول رحمت خود بگردان .
همچنین شفیع صفات خود بنده را به مولا عرضه می دارد که باعث رحمت ورافت نسبت به او می شود واز گناهش در می گذرد به عوان مثال می گوید:
ای خدا این عبد خواهان رضایت تو است عبدی ذلیل و از کرده خود پشیمان است .
و یا شفیع آن صفاتی را که در خودش وجود دارد بر مولا عرضه می دارد مانند قرب به مولی علو منزلت و... به عنوان مثال می گوید:
خدایا این عبد را به خاطر منزلتی که نزد تو دارم او را ببخش .
پس
حقیقت شفاعت واسطه قرار گرفتن شفیع برای رساندن نفع یا دفع شر از بنده است . این وساطت نه واسطه ای که از نوع حکومت است و نه تضاد باشد.
یعنی شفیع عامل موثر در رفع عقاب را بیان می کند تا شخص از موضوع عقوبت خارج شده و مصداق رحمت و رافت خداوند قرار گیرد.شفاعت چنان که برای عده ای از بندگان از طرف خداوند ثابت است برای خود بنده هم امکان دارد...
او می تواند رحمت الهی را جلب کند و یا ذلت و پستی خود را نشان دهد ! او با توبه و عمل صالح می تواند از مصداق گنه کار خارج و بنده ای نیکوکار شود.دراین باره قرآن می فرماید:
« فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات»(فرقان آیه ۷۰)
خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل می کند ....
در این صورت خداوند گناه شخص را تبدیل به حسنات می کند همچنین سرمایه ای که انسان از اعمالش به دست اورده پوچ می گرداند :
«و قدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا»(فرقان آیه ۲۳)
وما به سراغ اعمالی که انجام داده اند می رویم و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار می دهیم...
این بحث ادامه دارد با این موضوع:
«شافعان»
وهابی ها نوسل به اولیای الهی و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند متعال را جایز نمی دانند و سیره عموم مسلمانان را در این باره انکار می کنند. گروه فتوای وهابیون در جواب سوالی از توسل پاسخ دادند:
«توسل به پیامبر (ص) و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست.همچنین توسل به مقام آن حضرت(ص) و غیر او حرام است زیرا این عمل بدعت است و از پیامبر (ص) و از صحابه درباره آن حکمی نرسیده است.»
(البدع و المحدثات وما لا اصل لهص ۲۶۵-۲۶۶)
نقد افکار وهابیون درباره توسل:
- توسل چیست؟توسل در لغت یعنی انجام دادن عملی که به سبب آن به خدا نزدیک شویم و اما در اصطلاح توسل آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرب آن شخص به خدا گردد.
- آیا هر توسلی حرام است؟
توسل به اولیای الهی به دو صورت انجام می گیرد:
۱.توسل به ذات آنها :مثلا انسان بگوید:خدایا من به پیامبرت محمد(ص) توسل می جویم که حاجت مرا روا کنی.
۲.توسل به مقام و مرتبه بلند آنان نزد خداوند: مثلا بگوید خدایا من مقام و حرمت محمد(ص) و حق او را نزد تو وسیله قرار می دهم که نیاز مرا برآورده سازی.
وهابی ها در دو صورت توسل را حرام و بدعت می دانند بر خلاف روایات اسلامی و سیره مسلمانان که توسل به انبیا و اولیا را به هر دو نوعش اجازه می دهند.
وقتی شیعه به پیامبر (ص) توسل می کند یا یکی از ائمه(ع) را زیارت می کند هرگز این تصور به ذهنش نمی آید که انها خدا و پروردگار او هستند بلکه در نظر او انها واسطه های فیض و حلقه های وصل و رابط بین خدا و بندگان او هستند.
- دیدگاه روایات و سیره مسلمانان:
* سیوطی در الدر المنثور از عمر بن خطاب نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد سر بر آسمان بلند کرد و گفت: خدایا به حق محمد از تو می خواهم که مرا بیامرزی....(مسند احمدج ۴ ص ۱۳۸)
* در اسد الغابه می خوانیم:در آن سال که قحطی به اوج خود رسید عمر به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب باران کرد و خداوند به وسیله او آنان را سیراب نمود و زمین ها را خرم ساخت. عمر رو به مردم کرد و گفت:عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی بلند نزد او دارد.(اسد الغابه ج ۱۳ ص ۱۱۱)
با سلام
همان طوری که به شما قول داده بودم بحث فتواهای وهابی ها را به صورت سلسله وار دنبال خواهیم کرد و شما مشاهده خواهید که کرد که چقدر فتوای وهابی ها با فتوای مسلمانان (شیعه و سنی)فرق می کند.
به ياد داشته باشيد كه اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعى مى شوند و داستان محرميّت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد.
شايد در آغاز از شنيدن و خواندن اين مطلب تعجّب كنيد و به دنبال گوينده و صاحب اين فتوا باشيد، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احكام و دستورات شرع به ناميد.
ولى وقتى كه گوينده اين سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعيل بخارى صاحب و نويسنده كتاب صحيح باشد تعجّب شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.
اين فتوا را سرخسى در كتاب مبسوط از قول بخارى نقل كرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گويد: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و يا گاوى همزمان شير به خورند حرمت رضاع و شير خوارگى محقّق نخواهد شد، زيرا در رضاع و شيرخوارگى نسب شرط است و بين انسان و حيوان نسبتى وجود ندارد.
بنا بر اين خوردن شير حيوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چيزى نخواهد شد.
سپس مى گويد: همين فتوا سبب اخراج و تبعيد بخارى از بخا را شد.
اندكى تأمّل
آيا مى دانيد وجود اينگونه سخنان و فتواها از فردى سر شناس و معروف و صاحب صحيصترين كتاب فقهى و روايى چه ضربه هاى سهمگينى بر پيكره اعتقادى مسلمانان وارد مى كند؟
آيا فتواهايى از اين قبيل موجب تمسخر و جسارت دشمنان و كج انديشان نسبت به دين و قرآن و شريعت و صاحب شريعت نمى شود؟
آقايان سلفيها و يا همان وهّابيهاى خشن چهره و خشونت طلب پاسخ دهند كه: آيا تا كنون اينگونه سخنان و فتواها را ديده و چاره اى براى آن انديشيده اند؟
متن عربي