توسل

وهابی ها نوسل به اولیای الهی و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند متعال را جایز نمی دانند و سیره عموم مسلمانان را در این باره انکار می کنند. گروه فتوای وهابیون در جواب سوالی از توسل پاسخ دادند:

«توسل به پیامبر (ص) و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست.همچنین توسل به مقام آن حضرت(ص) و غیر او حرام است زیرا این عمل بدعت است و از پیامبر (ص) و از صحابه درباره آن حکمی نرسیده است.»

(البدع و المحدثات وما لا اصل لهص ۲۶۵-۲۶۶)

نقد افکار وهابیون درباره توسل:

- توسل چیست؟توسل در لغت یعنی انجام دادن عملی که به سبب آن به خدا نزدیک شویم و اما در اصطلاح توسل آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرب آن شخص به خدا گردد.

- آیا هر توسلی حرام است؟

توسل به اولیای الهی به دو صورت انجام می گیرد:

۱.توسل به ذات آنها :مثلا انسان بگوید:خدایا من به پیامبرت محمد(ص) توسل می جویم که حاجت مرا روا کنی.

۲.توسل به مقام و مرتبه بلند آنان نزد خداوند: مثلا بگوید خدایا من مقام و حرمت محمد(ص) و حق او را نزد تو وسیله قرار می دهم که نیاز مرا برآورده سازی.

وهابی ها در دو صورت توسل را حرام و بدعت می دانند بر خلاف روایات اسلامی و سیره مسلمانان که توسل به انبیا و اولیا را به هر دو نوعش اجازه می دهند.

وقتی شیعه به پیامبر (ص) توسل می کند یا یکی از ائمه(ع) را زیارت می کند هرگز این تصور به ذهنش نمی آید که انها خدا و پروردگار او هستند بلکه در نظر او انها واسطه های فیض و حلقه های وصل و رابط بین خدا و بندگان او هستند.

- دیدگاه روایات و سیره مسلمانان:

* سیوطی در الدر المنثور از عمر بن خطاب نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد سر بر آسمان بلند کرد و گفت: خدایا به حق محمد از تو می خواهم که مرا بیامرزی....(مسند احمدج ۴ ص ۱۳۸)

* در اسد الغابه می خوانیم:در آن سال که قحطی به اوج خود رسید عمر به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب باران کرد و خداوند به وسیله او آنان را سیراب نمود و زمین ها را خرم ساخت. عمر رو به مردم کرد و گفت:عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی بلند نزد او دارد.(اسد الغابه ج ۱۳ ص ۱۱۱)

 

آتش زدن احادیث پیامبر(ص)؟! چرا؟؟

آیا صحیح است که می گویند خلیفه اول احادیث پیامبر را آتش می زد ؟ متقی هندی می گوید: ان الخلیفه ابابکر احرق خمس ماءه حدیث کتبه عن رسول الله (ص) (کنز العمال ۱۰/ ۲۸۵)

یعنی ابوبکر پانصد حدیثی را که از پیامبر (ص) نوشته بود به آتش کشید؟

یعنی مگر چه نوشته بود؟؟

چرا نوشته بود؟؟

و برای چه آتش زد؟؟

چرا چیزی نگفتند؟؟

چرا؟؟

 


هويت و سوابق جانشين الزرقاوي



نخستين تصاوير جانشين الزرقاوي در عراق منتشر شد.
رويترز گزارش داد: «ارتش آمريكا روز پنج‌‏شنبه براي نخستين‌‏بار تصاويري را از جانشين «ابومصعب الزرقاوي» رهبر سابق شبكه «القاعده در عراق» به نام «ابوايوب المصري» معروف به «ابوحمزه المهاجر» را به نمايش گذاشت.»
ژنرال «ويليام كالدويل» سخنگوي نظاميان آمريكائي در عراق گفت: «از زمان مرگ الزرقاوي در هفته‌‏گذشته تاكنون، 104 شورشي مسلح كشته و 800 نفر ديگران نيز زخمي شده‌‏اند.»
وي افزود: «المصري به همراه الزرقاوي در سال‌‏هاي 2001 و 2002 ميلادي، پايگاه نظامي «الفاروق» در افغانستان را با هدف آموزش عناصر القاعده مديريت مي‌‏كردند.»
اين سخنگوي نظامي آمريكا در كنفرانس مطبوعاتي خود در بغداد درباره فعاليت جانشين الزرقاوي در عراق، گفت: «ابوايوب المصري در سال 1982 ميلادي فعاليت خود را با پيوستن به سازمان «جهاد اسلامي» در مصر به رهبري «ايمن الظواهري» آغاز كرده است.»
وي گفت: «المصري همچنين در سال 1999 ميلادي وارد افغانستان شد و با گذراندن دوره‌‏هاي آموزشي، به ديگر تروريست‌‏ها آموزش‌‏هاي اسلامي مي‌‏داده است.»
كولدويل درباره چگونگي عمليات‌‏هاي مسلحانه المصري در عراق گفت: «المصري كارشناس موادمنفجره به ويژه در زمينه مسلح‌‏كردن خودروهاي بمب‌‏گذاري‌‏شده و تهيه بمب‌‏هاست.»
اين سخنگو افزود: «معتقديم كه «ابوايوب المصري» همچنان از تجربيات و توانمندي‌‏هاي خود در عمليات‌‏هاي مسلحانه در «فلوجه» و «بغداد» استفاده مي‌‏كند.»
بنابراين گزارش، «ابوايوب المصري» معروف به «ابوحمزه المهاجر» پيش از اين با صدور بيانيه‌‏اي، ضمن اعلام بيعت با «اسامه بن‌‏لادن» رهبر سازمان القاعده، «صليبي»‌‏ها و «شيعيان» در عراق را تهديدكرد.
المصري همچنين در سال 2003 ميلادي و پيش از اقدام الزرقاوي به تشكيل شاخه القاعده وارد عراق شد. پايگاه خبري ايلاف نيز گزارش داد كه المصري مسؤول سرويس اطلاعات و امنيت شبكه القاعده در سطح كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا به مدت سه سال بوده است و به شكل ويژه نيز مأموريت سازماندهي جوانان كشورهاي عربي براي پيوستن به القاعده را بر عهده داشته است. بنابراين گزارش، المصري چندين گذرنامه دارد و در ميان كشورهاي مختلف خاورميانه‌‏ در رفت‌‏وآمد بوده و تا دو سال گذشته به الجزائر سفر مي‌‏كرده است. المصري در امور عراقي زياد دخالت نمي‌‏كرد اما به دليل اينكه از مسؤولان اطلاعاتي و امنيتي بوده و داوطلبان را جلب مي‌‏كرد، به ناگهان به عنوان مسؤول شاخه القاعده در عراق معرفي شد. المهاجر 40 ساله همچنين مدتي را در سودان زندگي مي‌‏كرد و پس از سال 1995به پاكستان و از آنجا به افغانستان رفت.

 

از عوامل تهاجم بر ضد شیعه

یکی از انگیزه های تهاجم وسیع وهابیت بر ضد مذهب اهل بیت علیهم السلام ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانی مطابق با سنت راستین محمدی  صلی الله علیه وآله وسلم است. به چند نمونه توجه کنید:

دکتر عصام العماد فارغ التحصیل دانشگاه «الامام محمد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتی اعظم سعودی)و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغین وهابیت در یمن که کتابی نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان :«الصله بین الاثنی عشریه و فرق الغلاه » نوشته است.وی با آشنایی به طریق یکی از جوان های شیعه با فرهنگ نورانی تشیع آشنا شده و از فرقه وهابیت دست می کشد و به مذهب شیعه مشرف می گردد.

دکتر عصام در کتابی به همین مناسبت تالیف نموده می نویسد:

«و کلما نقرا کتابات اخواننا الوهابیین نزداد یقینا بان المستقبل للمذهب الاثنی عشری لانهم یتابعون حرکه الانتشار السریعه لهذا المذهب فی وسط الوهابیین وغیرهم من المسلمین»(المنهج الجدید والصحیح فی الحوار مع الوهابیین ص ۱۷۸) «و هر اندازه که کتاب های برادران خود از وهابیان را می خوانیم به یقینمان اضافه می شود که آینده برای مذهب دوازده امامی است زیرا آنان به دنبال حرکت سریع برای این مذهب در بین وهابیان و دیگر مسلمانان می باشند.»

آن گاه از قول شیخ عبدالله الغنیمان استاد «الجامعه الاسلامیه» در مدینه منوره نقل می کند:«ان الوهابین علی یقین بان المذهب (الاثنی عشر) هو الذی سوف یجذب الیه کل اهل سنه و کل الوهابیین فی المستقبل القریب.»(المنهج الجدید والصحیح فی الحوار مع الوهابیین ص ۱۷۸) «وهابیان به یقین دریافته اند تنها مذهبی که در آینده اهل سنت و وهابیت را به طرف خود جذب خواهد کرد همان مذهب شیعه امامی است.»

شیخ محمد مغراوی از دیگر نویسندگان مشهور وهابی می گوید:«بعد انتشار المذهب الاثنی عشری فی مشرق العالم الاسلامی فخفت علی الشباب فی بلاد المغرب...»(مقدمه کتاب من سب الصحابه و معاویه فامه هاویه ص ۴)«بعد از انتشار مذهب دوازده امامی در شرق عالم اسلامی بر جوانان در کشورهای مغرب ترسیدم...»

یک سوال

به نام خدا

با سلام خدمت همه شما برادران سنی وشیعه. لطفا سوالی دارم اگه  ممکنه جوابی درست به این سوالم بدین که ممنون می شم.

س.مهمترین دستاورد وهابیت برای بشر چه بوده است؟؟

وهابيها زائران قبر رسول خدا را كافر مى دانند

با آنكه رسول خدا به زيارت قبور مؤمنين امر كرده و سيره رسول خدا بر زيارت قبوربوده است چه رسـد بـه زيـارت قـبـر رسول خدا كه بالاترين مؤمن است و بهترين مصداق امر بزيارت قبور است چنانچه پيامبر خدا به زيارت قبور فرمود فزوروا القبور -وزوروها مـسـلم در باب اضاحى آنرا نقل مى كند و نير ترمذي ونسائي و ابن ماجة و ابن داود درابواب جنائز ودر سنن خود آنرا نقل مى كند واحمد در مسندش و نيز ديگران ... و لذا حجاج بيت اللّه الحرام پس از اداء حج مكه و مسجدالحرام را كه نماز درمسجدالحرام بالاترين ثـواب نـمـاز در مـسـاجد را دارد آن را براى زيارت قبر رسول خداترك مى كنند تا به ثواب زيارت عـظيم قبر رسول اللّه نايل شوند و اين سيره خلفاء وصالحين از سلف بوده تا حال ادامه دارد و تنها ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب ازمؤسسين وهابيت در كتابهايشان و اينك هم ابن باز در كتابش بـنـام الـتـحقيق و الايضاح صفحه 69 با سفر به قصد زيارت رسول اللّه مخالفت كرده اند و زوار قبر رسـول اللّه راجـهال و كفار مى دانند, كتاب الرد على الاخنانى لابن تيمية : لا يقصد الى القبر (قبر النبي - ص -) الا جاهل او كافر.

معاویه کسی که وهابی ها  این قدر قبولش دارند!!

سوال:

آیا صحیح است که معاویه هنگام ایراد خطبه و سخنرانی و به هنگامی که روی منبر نشسته بود اخراج ریح می کرده وباد معده سر می داد؟؟چنانچه زمخشری به این نکته اشاره کرده است؟

روزی به هنگام ایراد سخنرانی ـ روی منبر ـ بادی ول کرد و سپس برای توجیه این کار مودبانه خود گفت :ای مردم خداوند عز و جل بدن ما را آفریده و درآن باد قرار داده و انسان ها نمی توانند از در رفتن آن جلوگیری کنند. ناگهان یکی از حاظران به نام صعصعه بن صوحان  گفت :آری ولی جای این کار در توالت و دستشویی است نه روی منبر چون بدعت است. پس حرمت مسجد و منبر و حدیث و خطبه و نماز چه می شود؟

« افلتت من معاویه ریح علی المنبر فقال :یا ایها الناس ان الله خلق ایدانا و جعل فیها ارواحا فما تمالک الناس ان تخرج منهم فقام صعصعه بن صوحان فقال: اما بعد فان خروج الارواح فی المتوضئات سنه و علی المنابر بدعه و استغفرالله لی و لکم»(ربیع الابرار ۴/۱۷۲)

به نظر شما آدمی که همچین صفات و افعالی ازش سر زده و چه کارهایی که انجام داده که نباید انجام می داد مثل شراب خواری و ترک تلبیه و جلوگیری از آن در حج و ...که بعضی از آنها را با سند صحیح از اهل عامه و شیعه در این وبلاگ آورده ام . باقی را هم می آورم ولی سوال این است که چرا همچین آدمی را به عنوان خال المومنین معرفی می کنند و کلی هم براش احترام و شخصیت قائلند؟چرا؟ چرا؟

سوال یک وهابی از  استادش:

آیا صحیح است که قبر امام زهری گچ کاری و بنائی شده بود. چنانچه ذهبی می گوید(محمد بن سعد عن الحسین بن المتوکل العسقلانی ...رایت قبره - زهری - مسنما مجصصا . سیر اعلام النبلاء ۵/۳۴۹) مگر ما حدیث نداریم که نهی النبی ان یجصص القبور؟(صحیح مسلم۳/۶۳ - سنن ترمذی۳/۲۰۸)

و اگر تجصیص جایز است پس چرا به شیعه نسبت به بناء بر قبور ایراد می گیریم؟ آیا الان روی قبر امام بخاری در شهر خوقند نباء و ساختمان نیست و آیا قبر حضرت رسول الله - صلی الله علیه و سلم - و خلیفه اول و ثانی - رضی الله عنهما ـ به مقدار یک متر از  زمین بالاتر  وروی آن ساختمان نیست؟ با این حساب ما چرا شیعیان را متهم می کنیم؟؟!!

حال با این حساب که شما مراجعه کنندگان سوال این وهابی را مشاهده کرده اید ومی بینید چگونه جواب آن را می دهید اگر وهابی باشید چه دلیلی می آورید که بر صحیح مسلم بچربد وشاید بگویید این ها در کتاب صحیح مسلم نیست که آن موقع می گویم پس همین الان قبر این دوتا اولی و ثانی رو چه جور انکار می کنین که الان است...

                     منتظرم ببینم که چه جوری می خوایین دوباره......

 

وهابیت

محمد بن عبدالوهاب مجدد سلفیه؟!

در نیمه اول قرن دوازدهم ه.ق فردی به نام محمد بن عبدالوهاب ظهور کرد و بار دیگر به بازسازی افکار ابن تیمیه همت گمارد.وی به عنوان مجدد تفکرات سلفی در اثر همکاری با یکی از فرمانروایان منطقه نجد به نام محمد بن سعود سبب حضور سیاسی نظامی و عقیدتی اندیشه های سلفی در منطقه نجد و حجاز گردید و توانست این عقاید را در بزرگترین پایگاه اسلام مکه مکرمه و مدینه منوره حاکم سازد وبا برپا کردن جنگ های خانمان سوز و ویران گر در مدت کوتاهی با پیوند با حکومت استعمارگر انگلستان و سپس آمریکا به مهم ترین عامل استکبار در جهان اسلام تبدیل شود.

تردیدی نیست که اگر آیین وهابیت در نقطه ای دیگر از جهان اسلام پدیدار شده بود پس از گذشت زمانی کوتاه همان راهی را می پیمود که ابن تیمیه و یارانش پیمودند یعنی هرگز به حضور فعال در جوامع اسلامی دست نمی یافت . اما سیطره بر این دو مکان شریف همراه با عوامل فرعی و اصلی دیگر چون توانایی عظیم مالی و ثروت سرشار ناشی از نفت و پیوند آشکار و پنهان با قدرت های بزرگ استعماری به پیدایش جو مناسب برای پیشگامان وهابیت انجامید و رهبری مراکز اصلی جهان اسلام را در اختیار آنان نهاد.

ادامه دارد....

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

برخی از عقاید وهابیت

۱.خداوند متعال : آنها در مورد خداوند قائل به جسمیت هستند و میگویند : خداوند از عرش به آسمان اول میاید و به بندگان خود میگوید : هل من مستغفر ؟ یعنی آیا استغفار کننده ای هست تا او را بیامرزم . بطور کلی تمام آیات قرآن را حمل بر ظاهر آن کرده و توحید غلطی را به جهانیان ارائه کرده اند .

۲.پیغمبر اکرم : یکی از عقائد عجیبی که در مورد حضرت رسول دارند اینستکه : بطور کلی احادیث مربوط به زیارت پیغمبر جعلی بوده و اگر کسی معتقد باشد به اینکه وجود آن حضرت بعد از وفات مانند وجود او در زمان حیات است غلط بزرگی را مرتکب شده است !!!

۳. ائمه اطهار : ائمه اطهار را نه تنها به عنوان حجت خدا قبول نداشته بلکه تاریخ بی احترامی هائی را از جانب آنان نسبت به آن ذوات مقدسه در حمله به شهر کربلا و تخریب مشاهد شریفه در بقیع مشاهده کرده است .

ملاحظه : متاسفانه اکنون حرکتهای وهابی بر اثر ثروت هنگفتی که آل سعود از طریق فروش نفت به چنگ میاورند ، بیشتر شده و سال و ماهی نیست که به نوعی به مقدسات اسلامی حمله نشود .

عقائد خشک و بی روح وهابیت باعث شده تا عده ای اسلام را از دیدگاه آنان مطالعه کرده و بگویند : اسلام دین خشکی استکه به درد همه زمانها نمیخورد !!! .

یهود و وهابیت؟!

همه شما نام فرقه متحجر وهابیت را که دولت سعودی مروج آن است، شنیده اید. اما نکته ای که کمتر از آن صحبت شده است یهودی الاصل بودن بنیانگذار و مروجان این فرقه است.
در کتاب «خاندان سعودی را بشناسیم»، نوشته ناصرالسعید در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنیانگزار فرقه وهابیت چنین آمده است:
«پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، یک یهودی به نام « سلیمان قرقوزی» بود که از ترکیه به حجاز مهاجرت کرده بود .»(ص۳۳)
همچنین در مورد خاندان سعودی که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت می رانند چنین می خوانیم:
« نام جد یهودی خاندان آل سعود که خود را به مسلمانی زد ، مردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود.»(ص۲۶)

اعتراض به حزن حضرت زهرا سلام الله علیها

ابن تیمیه در اعتراض به حزن حضرت زهرا سلام الله علیها در سوک پدرش و مقایسه آن با حزن ابوبکر در غار می گوید:

«شیعه و دیگران از فاطمه حکایت می کنند که به حدی در سوگ پیامبر (ص) حزن داشته که قابل توصیف نیست و این که او بیت الاحزان ساخته است و این کار را مذمت برای او به حساب نمی آورندبا این که او بر امری حزن داشته که فوت شده و باز نمی گردد.ولی ابوبکر در زمان حیات پیامبر از ترس اینکه حضرت کشته شود خوف داشته است و آن حزنی است که متضمن حراست است و لذا چون حضرت فوت کرد هرگز (ابوبکر) چنین حزنی را نداشت زیرا بی فایده است نتیجه اینکه حزن ابوبکر بدون شک کامل تر از حزن فاطمه است.»(منهاج السنه ابن تیمیه ج ۸ ص ۴۵۹ و ۴۶۰)

پاسخ:

اولا: حزن ابوبکر ناشی از ضعف ایمان او به نصرت الهی بوده است و لذا پیامبر در غار به او فرمود: لا تحزن ان الله معنا یعنی غم مخور خدا با ما است.

ونیز خداوند می فرماید:الا ان اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون یعنی:آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند.

ثانیا:حزن در فراق محبوب وگریه کردن بر او نه تنها امری جایز و راجح است بلکه خود پیامبر(ص) نیز چنین می کرده است.

انس بن مالک از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمود:ان العین تدمع والقلب یحزن و لا نقول الا ما یرضی ربنا و انا لفراقک یا ابراهیم لمحزونون.(صحیح بخاری ج ۱ ص ۴۳۸ و ۴۳۹ و صحیح مسلم ج۴ ص ۱۸۰۷)

یعنی: همانا چشم می گرید و قلب محزون می شود ولی غیر از آنچه رضایت پروردگار ماست نمی گوییم وبه طور حتم ای ابراهیم در فراق تو محزونیم.

چرا ابن تیمیه به پیامبر اعتراض نمی کرد که چرا به امری که گذشته و فوت شده محزونی؟؟!

ثالثا:حزن واندوه حضرت زهرا(س) بعد از وفات پیامبر(ص) تنها در فراغ پدرش نبوده بلکه حزن واندوه و گریه او بر ارتداد امت و به فراموشی سپردن تمام زحمات و سفارشات پدرش و خانه نشین کردن خلیفه به حق رسول خدا (ص) یعنی حضرت علی (ع) و دیگر امور نیز بوده است.

رابعا:چه کسی گفته که ابوبکر در سوگ پیامبر (ص) محزون نشده ونگریسته است؟! بلکه مطابق نص طیالسی بر پیامبر نوحه سرایی نیز کرده است.

خامسا:....

و.....

نظرات علما در مورد ابن تیمیه

حصنی دمشقی:«انه زندیق و ان معتقد عقد ائده....خودش بی دین است وکسی که او را قبول داشته باشد جان ومالش تباه است....»

هیثمی:خدا این بنده را به خودش واگذار کرده و گمراه و کور و کرش کرده است....

ابن بطوطه:...کان فی عقله شی...او مشکل داشت...

 

سلف و سلفی

حسن سقاف یک سنی مذهب اهل اردن شافعی وی خیلی زیبا و شفاف سلفیان را توضیح می دهد در کتاب خود به نام السلفیه الوهابیه می گوید:لا فرق بین السلفیه و الوهابیه می گوید: دو روی یک سکه هستند و اعتقادشان یکی است می گوید: در سعودی وهابی هستند بیرون از سعودی سلفی هستند....

سلام بر فاطمه سلام الله علیها

دلم ابری است...

و چشمم نیز ابری تر ....

دلم حال و هوای بارشی طولانی و لبریز از شوقی نهفته در پس ِ این ابر رادارد ...

دلم خاموش می گرید ...

و این بار آشکارا ریزش نوری درخشان را ، به  طاق ِ انتظار ِخویش می جوید...

دلم بارانی است و خسته و بی تاب ...

دلم تنهاست ... بس تنها تر از مهتاب ...

yas2.jpg

 

اين روزها که می‌رسند٬ مثل مرغ پرکنده پرپر می‌زنی تا بگذرند.

تاب حتی «شنيدن» آنچه بر سر صاحب اين نام آورده‌اند را هم نداری.

گويی خدا دوايی برای اين درد نيافريده.

در کوچه و خيابان هر جا زمين خوردن بانويی را ديده‌ای٬

زانوانت چنان سست شده که خواستی همانجا بنشينی و بمانی و بميری!

هميشه مسيرت را چنان انتخاب می‌کنی که در راه٬ از هيچ کوچه تنگی عبور نکنی.

 هوای اين روزها را که تنفس می‌کنی٬ لحظه به لحظه عبورش را درون سينه‌ات حس می‌کنی٬

از بس که سنگين است...

دعوت نامه

از همه سنی های وبلاگ دار و وهابی های وبلاگ دار که ندارند دعوت می کنیم جهت مطرح نمودن مباحث خود و دیدن نظر های ما در مورد مطالبشان به این وبلاگ سر بزنن.

قرآن وساختن مسجد در جوار قبور اولیا

خداوند متعال در قضیه اصحاب کهف می فرماید:« وکذلک اعثرنا علیهم لیعلموا ان وعد الله حق  وان الساعه حق ....»(کهف/۲۱) « وباز مردم را بر حال اصحاب کهف آگاه ساختیم تا خلق خدا بدانند که وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت بی هیچ شک خواهد آمد تا مردمی که میانشان در مورد آن ها تنازع و اختلاف بود رفع بشود.با این همه بعضی گفتند:باید گرد آنها حصار و بنایی بسازیم.خدا به حال آنها آگاه تر است.آنان که بر واقع احوال آنها اطلاع یافتند گفتند البته برایشان مسجد بنا کنیم.»

خداوند در این آیه بر چگونگی اطلاع مردم از آنان اشاره کرده است.آنان در طریقه تکریم اصحاب کهف اختلاف داشتند برخی معتقد بودند که بر روی آنها ساختمانی ساخته شود یا دیواری دور آنان کشیده شود.ولی غالب افراد پیشنهاد دادند که در کنار آنان مسجدی ساخته شود.

فخر رازی می گوید:برخی گفته اند:این گروه که پیشنهاد ساختن مسجد را دادند پادشاهان مسلمان و طرفداران اصحاب کهف بودند.برخی نیز معتقدند:آنان که پیشنهاد مسجد را دادند روسای شهر بودند تا در آنجا عبادت کرده و آثار اصحاب کهف را به سبب آن مسجد باقی گذارند.(مفاتیح الغیب ج ۲۱ ص ۱۰۵)

ابوالسعود وزمخشری نیز همین قول را قبول دارند. یعنی می گویند پیشنهاد دهندگان ساختن مسجد  درکنار جایگاه اصحاب کهف مسلمین و مومنین بوده اند.(تفسیر کشاف ج۲ ص ۲۴۵)

البته می دانیم که قرآن کتاب قصه گویی صرف نیست بلکه اگر داستانی را تعریف می کند به منظور بهره برداری مسلمانان از آن داستان است.

از آنجا که خداوند متعال پیشنهاد دوم (ساختن مسجد در کنار اصحاب کهف) را رد نکرده و آن را مجرای شرک نمی داند می توانیم آن را به دلیل به امضا و تقریر عمل آنان بدانیم.

مساله بنای مسجد در کنار قبور اولیای الهی

عموم مسلمين ساختن مسجد در كنار قبور اولياي الهي را جايز شمرده و بدان عمل مي كنند.منتها به اين نيت كه زمين و بقعه اي كه ولي خدا در آن مدفون است متبرك مي باشد.اما وهابيان همان گونه كه ساختن گنبد و بارگاه بر قبور اولياي الهي را حرام مي دانند ساختن مسجد در كنار قبور اوليا را نيز حرام مي دانند و آن را راهي به سوي شرك مي دانند ....

فتاواي وهابيان

ابن تيميه مي گويد: پيامبر(ص) حرام كرده كه قبور خود را مسجد قرار دهند يعني نبايد كسي در اوقات نماز به آنجا رفته و نماز  ودعاي خود را در آنجا بخواند اگر چه به قصد عبادت خدا هم برود زيرا آن مكان ها راهي براي شرك است يعني ممكن است كه انسان به خاطر صاحب قبر  دعا و نماز خوانده و او را تعظيم و تكريم نمايد.لذا ساختن مسجد در كنار قبور اوليا حرام است. بنابراين اگرچه بناي مسجد في نفسه مستحب است ولي از آنجا كه اين عمل ممكن است برخي را به شرك وادار كند مطلقا حرام است.(القاده الجليله ص 22)

همچنين در جايي ديگر مي گويد: علماي ما قائل هستند كه ساختن مسجد بر قبور جايز نيست.(زياره القبور ص 106)

مطالب روزهاي آينده:
قران وساختن مسجد در جوار قبور اوليا
سيره مسلمين بر بناي مسجد در جوار قبور اوليا
نقد ادله وهابيان
و...


 

مقابله با وهابی ها در کویت

فعالان سیاسی و رسانه ای و روزنامه نگاران شیعه کویت برای مقابله با تمام اقدامات متعصبانه و متحجرانه و طائفه ای تکفیری ضد شیعیان کویت و حمایت از حقوق آنها یک تشکل سیاسی تشکیل دادند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل ازروزنامه الریاض عربستان، فعالان سیاسی و رسانه ای و روزنامه نگاران شیعه کویت از تاسیس جمعیت سیاسی جدید تحت عنوان " جمعیت پیمان ملی " با هدف حفظ حاکمیت ملی کویت ووحدت کشور و ثبات آن و مقابله با تمام اقدامات متعصبانه و متحجرانه و طائفه ای تکفیری خبر دادند.

موسسان این جمعیت در بیانیه ای هدف از تشکیل آن را ایفای نقش از طریق وسائل مسالمت آمیزو پاسخگویی به پیشرفت سیاسی حاصل از طریق ایمان به اسلام پویا و عمل صالح برضد تحجر که عقب ماندگی و واپس گرایی را امری مقدس می شمارد، اعلام کرده و  بر تلاش خود برای تحقق تضمین بیشتر آزادی و برابری تاکید کردند.

این افراد برمخالفت با تلاشهای فتنه طائفه ای و ترویج فرهنگ تکفیری که باعث ازهم گسیختگی وحدت بافت اجتماعی می شود، تاکید کردند.

شایان ذکر است در کویت در پی نقض حقوق مسلم شیعیان در کویت که یک سوم جمعیت آن را تشکیل می دهند و انزوای سیاسی و دور نگه داشتن آنها از مناصب دولتی، مرجع شیعیان در این کشور به تبعات خطرناک این روند هشدار داد. با وجودی که شیعیان یک سوم جمعیت کویت را تشکیل می دهند اما آنها  از محرومیت از مناصب سیاسی و دولتی ناراضی هستند.

آیت الله محمد باقر المهری از علمای برجسته شیعه در کویت گفت : انتصاب های اخیردرکویت منجر به منزوی شدن بخش اعظمی از شهروندان وعدم مشارکت  آنها در هیچ یک از وزارتخانه ها شده است و این به رغم شایستگی های بالا و علاقه و پایبندی آنها به وطن و کشور و رهبران سیاسی آنها است.

این موضعگیری پس از آن صورت گرفت که دولت کویت تمامی شش عضو باقی مانده شورای شهر را از میان سنی ها انتخاب کرد و در میان ده عضو دیگر شورای شهر تنها یک شیعه وجود دارد.

این عالم برجسته شیعه گفت : ما با توجه به علاقه خود به وحدت ملی و همبستگی ملت کویت از دولت می خواهیم در این مسائل تجدید نظر کند و زمینه مشارکت شیعیان را فراهم آورد.

5 نماینده شیعه پارلمان 55 نفره کویت نیز از روند نقض حقوق شیعیان و انزوای سیاسی آنها انتقاد کردند.

شیعیان در کویت یک سوم کل جمعیت 950 هزار نفری این کشور را تشکیل می دهند اما با این وجود از شرکت در پست های دولتی و سیاسی محروم هستند.

درحالی که تعداد نمایندگان مجلس این کشور 55 نفر است نمایندگان شیعیان تنها 5 نفر هستند آنها تنها یک وزیر در دولت کویت داشتند که محمد ابوالحسن وزیر اطلاع رسانی سابق بود که در ژانویه گذشته تحت فشار نمایندگان سنی مجبور به استعفا شد.