کتابی در رد شیعه

پاسخ به كتاب اهل بيت از خود دفاع مى كنند

به نام خدا

قُل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المومنُون    (توبه: 105)

بگو (تو اى پيامبر) عمل كنيد، پس بزودى خداوند و رسولش (ص) و مومنين (ائمه اطهار عليهم السلام) اعمال شما را مى بينند.

مقدمه

كتاب اهل بيت از خود دفاع مى كند در عربستان سعودى با ترجمه فارسى و به صورت رايگان بين حجاج ايرانى در هتلها توزيع شده است وحاكى از آن است كه در پى سياستي، اقدام به چاپ و نشر اين كتاب شد وثانياً با توجه به محتويات و مندرجات كتاب بدون شك نويسنده مزبور نه تنها از معارف شيعه بهره اى نبرده بلكه با توجه به بهتانها، تحريفها ، تفسير به راى ها و تمسك به اخبار ضعيف بدون اعتبار و خلاصه انتساب خود به مذهب حقه، در صدد كوبيدن معارف دين بوده و منظورى جز ايجاد اختلاف عقيده بين شيعيان و شيعيان با ساير مذاهب نداشته است . اين مطالب پاسخى به بعضى از ايرادات كتاب مى باشد.

فصل اول

نويسندة كتاب در فصل اول درباره عبدالله بن سبا مى گويد، او اولين كسى است كه از امامت على (ع) سخن گفته و او را وصى رسول اكرم (ص) دانسته!!!
اولاً ابن سبا به گفته محققين قرون اخير موجودى خيالى و افسانه اى است كه علامه مرتضى عسكري، راجع به او كتابى به صورت مستقل نگاشته و افسانه بودن وى را ثابت كرده و استدلال كرده كه اين صحابى ساختگى (يهوديى كه در زمان عثمان مسلمان شده) را سيف ابن عمر تميمى خلق كرده و آنگاه اين موجود خيالى به كتب شيعه و سنى راه پيدا كرده و به صورت يك شخصيت حقيقى جلوه نموده است. ناگفته نماند سيف ابن عمر يكصدوپنجاه صحابى ساختگى را به منابع تاريخ تزريق نموده و اين خيانت آشكارش بر علماى شيعه و سنى اظهرمن الشمس است. (1)
ثانياً اولين شخصيت كه از امامت حضرت علي(ع) سخن گفته حضرت نبى اكرم(ص) بوده، آنهم مأمور ابلاغ امر ولايت از طرف خداوند بوده و دين بدون ولايت را (بنا به آيه شريف ذيل) ناقص و نعمت را ناتمام معرفى كرده است.....

ادامه در:

http://www.al-shia.com/html/far/books/maqalat/ahl-beyt.htm

تصاویری از جنایات وهابی ها

عکس زیر متعلق به یکی از پاسداران کشور ما است که توسط گروه جندالله که وابسته به وهابیت است  دستگیر و گروگان گرفته شده و به وضع فجیعی به شهادت رسیده است.

حال وهابی ها بگویند که ما وهابی نیستیم بلکه سلفی هستیم.....

 

آيا استمداد از پيامبر(ص) همان شرك است؟

محمدابن عبدالوهاب مكرر تأكيد مى‏كرد كه اگر كسى به پيامبر(ص) و يا ديگر شخصيت‏هاى الهى و مقدسين- ولو اين كه نام آنها را در نمازهايش ذكر كند متوسل گردد، مشرك مى‏شود و از آيات مذكور در فوق بر ضد چنين كسانى استفاده مى‏كرد.

وى زيارت ضريح پيامبر گرامى اسلام(ص) و پيامبران ديگر، مقدسين و اشخاص الهى را، شرك محض و گناهى نابخشودنى مى‏دانست و در تأييد آن به آيه قرآن متوسل مى‏شد كه مى‏گويد: «بت‏پرستان به قول خودشان، بت‏ها را براى نزديكى به خدا پرستيدند.» به استدلال او، مردمى كه از پيامبر (ص) و مقدسين ديگر استمداد مى‏جويند بايد با همان بت‏پرستانى كه قرآن ذكر كرده است مقايسه شوند. محمدابن عبدالوهاب همچنين استدلال مى‏كرد كه بت‏پرستان و مشركان به آفريدگارى بت‏ها باور ندارند و آفرينش را، خاص خدا مى‏دانند. وى بر اين قياس نتيجه گرفت كه انگيزه بت‏پرستى مشركان، نزديكى به خدا بوده و بت‏پرستى را وسيله‏اى براى اين كار قرارداده بودند، درست به همان ترتيب كه مسلمانان مشرك از پيامبر يا ائمه (صلوات‏الله عليهم اجمعين) استمداد مى‏جويند.

شايد بتوان به اين ادعاى بى‏اساس، چنين پاسخ داد: مؤمن، انبياء وساير مردان عاليقدر الهى را به چشم خدا نگاه نمى‏كند و آنها را شريك خدا نيز نمى‏داند، بلكه آنان را مخلوق و بنده خدا مى‏پندارد. مؤمن، اينان را شايسته، پرستش نمى‏انگارد و هرگز آنها را نمى‏پرستد. به عبارت ديگر، بت‏پرستانى كه در قرآن مجيد از آنها يادشده، براين عقيده بودند كه بت‏ها همان خدايان آنها هستند، جز آن كه نمى‏توانند آفريننده باشند. خلاصه مطلب آن كه، يك مؤمن معتقد است پيامبر (ص) و ديگر مردان الهى، بندگان برگزيده خدايند و شايسته احترام، درحاليكه هيچگاه مورد پرستش قرار نمى‏گيرند. توسل مؤمن به چنين شخصيت‏هايى، درنهايت كسب بركات خداوند از طريق شفاعت آنهاست. در تأييد اين مطلب، شواهد كافى درقرآن و سنت (رفتار و كردار پيامبر) وجود دارد.

به اعتقاد يك مسلمان تنها خداوند تعالى است كه شايسته پرستش است و همه پاداش‏ها و مكافات مختص اوست. پيامبر(ص) و ديگر شخصيت‏هاى الهى عاليقدر، هرگز چيزى خلق نمى‏كنند و پاداش و جزايى نمى‏دهند و تنها اين خداوند قادر است كه بر آفريدگان خود ببخشايد و رحمت كند.

اين مايه شرمسارى و اغفال است كه بنيانگذار وهابيت و پيروانش، موحدترين اشخاص را به شرك متهم ساخته و آنها را با بت‏پرستان، يكى مى‏دانند و چگونه مى‏توانند تمام آياتى را كه مناسب بى‏دينان است، درمورد موحدين به كار برند؟ در اين مورد مى‏توان به احاديث ذيل اشاره داشت:

الف:«البخارى روايت مى‏كند از عبدالله بن عمر كه او روايت كرد از پيامبر اكرم(ص) كه فرمودند: خوارج برضد امام(ع) اقدام خواهندكرد و آيات قرآنى مناسبت كافران را به مؤمنان اسناد خواهندداد.»

ب:«عبدالله بن عمر روايت كرد از پيامبر(ص) كه فرمودند:«بيشترين نگرانى من براى امتم، هنگامى است كه تعدادى از مردم احساس مسووليت نكنند و آيات قرآنى را تفسير به رأى نمايند و آنها را بد به كار برند.» كه اين دو حديث، وصف الحال فرقه وهابيت است.

ابوهریره و وثاقت؟!

آيا درست است آن چه مي گويند كه ابو هريره دزد بوده و از اموال بيت المال مبالغ كلاني را اختلاس كرده بوده و عمر بن خطاب به او مي گفت:

يا عدو الله و عدو كتابه سرقت مال الله

يعني اي دشمن خدا وقران . اموال خدا را به سرقت بردي

حال اين سوال مطرح است كه شما اهل سنت چگونه به همچين ادمي اعتماد مي كنيد و احاديث او را بر بسياري از احاديث معصومين كه حتي  برخي از مكروه ها را نيز انجام ندادند برتري مي دهد و احاديث ابوهريره را ترجيح مي دهيد همان ابوهريره اي كه در لحضات اخر عمرش اعتراف كرد كه چندين هزار حديث جعلي ساخته بود .لطفا برادران سني و وهابي جواب بدن؟؟

نقل مطالب کذب و دروغ در کلوب دانشجویان اهل سنت

به تازگی کلوبی با نام دانشجویان اهل سنت یک شری فعالیت هایی را انجام می دهد که لازم دانستم به عرض شما کاربران محترم برسانم.

مدیر این کلوبی خانمی است به نام عایشه فاروقی از خواهران اهل سنت که ساکن زاهدان می باشد متاسفانه این خواهر سنی جای برادرانش را پر کرده به نقل اکاذیب در مورد اهل بیت (ع) و عمر می پردازد وی در یکی از بحث های خود به فضایل عمر اشاره کرده و این در حالی است که ایشان فقط یکطرفه قضاوت می کند و به نقل مطالب تشیع در مورد عمر نمی پردازد مطالبی از قبیل منع متعه ویا ...

از این خواهر سنی می خواهم که در چینش و بیان مطالب خود فقط به مطالب خودشان اکتفا نکنند بلکه از شیعیان در مورد عمر سوال کنند و...

http://www.cloob.com/club.php?id=11242

پاپ

 پاپ بنديكت شانزدهم Benedit 16 در سفر اخير خود به آلمان پاره‌اي از عقايد اسلامي مانند جهاد را به خشونت تعبير كرده و اسلام را دين خشني خوانده است؟! اين اظهارات موجب واكنش مقامات فرهنگي و مذهبي در جهان شده است.

ايشان هفته گذشته در آلمان با اشاره به يك كتاب مربوط به قرون وسطي گفته بود برخي تعاليم پيامبر اسلام

«غيرانساني و شرارت آميز» است. پاپ اشاره اي نكرده كه وي با متن اين كتاب موافق است يا خير اما سخنگوي واتيكان اعلام كرده كه پاپ به اسلام احترام مي گذارد و قصد بي احترامي به احساسات مسلمانان را نداشته است!

طرح يك چنين نگرشهايي را در شرايط فعلي مشكوك و مطابق با اهداف ستيزه جويان جهاني و تقابل اديان و در خدمت اهداف و اغراض سياسي قلمداد كرد

اصول و تعاليم انسان ساز اسلام بر اساس محبت و صلح است و نه خشونت و آنچه پاپ بنديكت شانزدهم از ترويج خشونت در اسلام سخن گفته حاكي از عدم آگاهي وي از اسلام است.

تنها توضيح صرف از سوي واتيكان كافي نيست و پاپ بايد شخصا و به صراحت در قبال اهانت به دين مبين اسلام و پيامبر

(ص) عذرخواهي كند.

من شخصا اهميتي براي عذر خواهي كردن يا نكردن پاپ قائل نيستم چرا كه اهانت صورت گرفته است

. ولي مسلمانان بايد مواضع روشن و مشخصي در قبال چگونگي برخورد با كاتوليك‌ها و نوع گفتگو با آنها اتخاذ كنند.

اهانت پاپ به مسلمانان در قالب حمله شديدي تلقي مي شود كه بر ضد اسلام صورت مي‌گيرد كه ضمن آن بوش اخيرا به اسلام نسبت فاشيسم داد و سه سال پيش نيز درباره به راه انداختن يك جنگ صليبي سخن رانده بود

داوديان(فعال مطبوعاتي مسيحيان ايران ) از مسلمانان خواست اين اظهارات پاپ را به حساب نظرات مسيحيان يا آموزه هاي مسيح نگذارند.

روبرت بيگلريان نماينده ارامنه جنوب در مجلس شوراي اسلامي گفت خيلي متاسفم، اظهارات تعجب برانگيز پاپ درباره اسلام ناشي از عدم شناخت او از اسلام است.جاي تاسف است كه شخصيت بلندپايه اي مانند پاپ در جهت ارتقاي روابط حسنه بين اديان حركت نمي كند و اظهاراتي بر زبان مي آورد كه دانه هاي نفاق را مي كارد كه در جهت گفتگوي سازنده بين اديان نيست

ديوانه اي كه سنگي در چاه انداخت، صد تا عاقل نتونستن درش بيارن.

منبع www.farsnews.com

اعلمیت ابوبکر بر پیامبر؟؟؟!!!

به این آدرس مراجعه کنین تا ادعای وهابی ها و سنی ها در اهلمیت ابوبکر بر پیامبر ببینین:

http://www.cloob.com/club.php?id=11242

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

فضیلت شیعیان علی علیه السلام:

برخی از روایاتی را که در منابع برادران اهل سنت ما وارد شده از نظر می گذرانیم:

۱.در مجمع الزوائد (ج۹ص۱۷۳) از ابوهریره نقل شده است که رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:« انت معی و شیعتک فی الجنه.  تو با من هستی و پیروانت در بهشت جای دارند.»

۲.در  تاریخ بغداد (ج۱۲ ص ۲۸۹) آمده است:رسول گرامی اسلام (ص) به علی (ع) فرمود:«انت وشیعتک فی الجنه. تو و پیروانت در بهشت جای دارید.»

۳.در درالمنثور سیوطی(ج۶ص۳۷۹) روایت شده است که رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود :«انت وشیعتک تردون علی الحوض رواء . تو وپیروانت بر حوض کوثر وارد شده و مردم را سیراب می گردانید.»

۴. ابن جوزی درتذکره الخواص به سند خود از ابو سعید خدری آورده است که گفت:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام نگریست سپس فرمود:«هذا وشیعته  هم الفائزون یوم القیامة . این شخص و پیروانش روز قیامت رستگارند.»

ادامه دارد..............

کتمان واقعیات

چرا برای توده مردم نمی گویید که پیامبر اکرم (ص) در یوم الدار یا یوم الانذار تمام خویشان خود را جمع کرد وبه آیین مقدس اسلام دعوت نمود و سپس فرمود :

«و قد امرنی الله تعالی ان ادعوکم الیه فایکم یوازرنی علی هذا الامر  علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم»

هیچ یک از حاضرین دعوت آن حضرت را نپذیرفتند تنها حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام پذیرفت و عرضه داشت:انا یا نبی الله اکون وزیرک علیه (تاریخ الطبری ذکر الخبر عما کان من امر نبی الله ۲/۶۳)

و چرا نمی گویید که بسیاری از علما وبزرگان این خبر را یا تحریف نموده اند ویا کاملا از مجامع روایی خود حذف نموده اند.

کما اینکه در تفسیر طبری در ذیل آیه ۲۱۴ شعرا دست خوش تحریف شده است ومی گوید:

فایکم یوازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و کذا وکذا

(جامع البیان طبری ۱۱/۱۴۹)

محمد بن عبدالوهاب کیست؟؟

برادر مسلمان؛ آیا می‌دانی که  فرقه وهابیت را محمدبن‌عبدالوهاب اهل‌نجد که در سال 1206 وفات کرد، اختراع نموده و اصول مذهب خود را از احمدبن تیمیه حرانی گرفت.

نام او محمدبن‌عبدالوهاب بن‌سلیمان‌بن ‌علی‌بن‌ محمدبن احمدبن‌ راشد بن‌یزیدبن‌محمدبن‌یزیدبن ‌مشرف‌بن عمربن بعضاد بن ریس‌بن‌زاخربن‌ محمدبن‌علی‌بن‌وهیب‌التمیمی است. وی در ابتدای امر در نزد علمای مکه و مدینه تحصیل کرده  و آنها در سیمای او گمراهی وگمراه‌کردن را می‌دیدند. وی در شروع کارش علاقۀ بسیاری به مطالعه تاریخ زندگی افرادی که ادعای پیغمبری کرده‌اند، نظیر مسیلمه، سجاح، اسود عنسی و طلیحه اسدی و امثال آنها  نشان می‌داد.

 می‌نویسند که جد او سلیمان شبی در خواب دید که شعلۀ‌ آتشی از او خارج شد و در تمام زمین گسترش یافت و هر کسی با او مقابله می‌کرد، می‌سوخت. سلیمان این خواب را بر یکی از تعبیر‌کنندگان خواب عرضه داشت . او این خواب را چنین تعبیر کرد که فرزندی از او متولد خواهد شد که دولت نیرومندی تأسیس خواهد کرد. هنگامی‌که محمد- نوه او به دنیا آمد، مردم او را بخاطر این خواب احترام می‌کردند. اولین اقدام محمد این بود که در پنهان  فرقه و اعتقادات خود را تبلیغ می‌نمود و افرادی از او پذیرفتند. سپس به مدت سه سال به شام مسافرت کرد ولی در آنجا توفیقی نصیبش نشد.  

لذا به عربستان برگشت و در شهرهای نجد ساکن گردید و فرقه خود را در آنجا علناً نشر داد. محمدبن‌سعود که مردی باهوش، بسیار ثروتمند و مقتدر بود از جمله کسانی است كه به او گروید و برای تقویت ریاست خود و گسترش آن به عنوان دولت؛ از محمدبن‌عبدالوهاب و او نیز از قدرت و نیروی قبیله‌ای او استفاده و هر کدام دیگری را  تقویت می‌نمودند. تا اینکه اندک‌اندک محمدبن‌سعود بر قبایل عرب غلبه نموده و برای خود شهر دُرعیّه در جنوب شرقی بصره را مرکز و پایتخت قرار داد. نامبرده از خود چهار فرزند باقی گذاشت بنام عبدالله، حسن، حسین و علی. بعد از او عبدالله و سپس پسرش سلیمان که فرد بسیار متعصبی بود دعوت و رهبری وهابیت را به‌عهده گرفت و پس از او، فرزندش عبدالرحمن عهده‌دار این امر گردید. در سال 1233 ابراهیم پاشا او را دستگیر کرده و به مصر فرستاد. هر کدام از فرزندان محمد فرزندانی داشته‌اند که مجموعاً به (فرزندان شیخ) مشهورند. همان‌گونه که گفتیم کسی که نهایت تلاش خود را برای نشر گفته‌های محمدبن‌عبدالوهاب به کار گرفت، محمدبن‌مسعود و سپس فرزند او عبدالعزیز و سپس سعودبن ‌عبدالعزیز بود، که هر کدام رئیس قبایل عربی نجد و حجاز بودند. سعودبن عبدالعزیز همان کسی است که به طرف عراق و حجاز لشکرکشی کرد و در حدود چند سالی از رفتن مردم به حج ممانعت نمود. 

ای مسلمانان؛ آیا می‌دانید که این فرد از تمام چهارمذهب معتبر اسلام خارج است؟ آیا می‌دانید که مذاهب چهارگانه نسبت به رهبران و پیروان وهابیت حکم به گمراهی و خروج از راه و روش مؤمنین داده‌اند؟ خداوند نیز در قرآن کریم فرموده است: « هر  کسی که با فرستاده خدا، پس از اینکه هدایت و راه صحیح و حقیقت، آشکار گردیده دشمنی کند و راهی غیر از راه مؤمنین را در پیش گیرد او را با همان چیزی دوست و همساز می‌کنیم که وی خود را دوست و همباز کرده و او را در جهنم بریان خواهیم کرد و بد‌مکان سکونتی است جهنم.») سوره نساء آیه.115)

آیا می‌دانید که عده‌ای از علمای اهل‌سنت و جماعت با وجود اختلاف مذهب و مسلک‌شان کتاب‌های متعددی در رد بدعت‌های فرقه وهابیت و بر گمراهی و خلاف‌کاری بزرگ رهبرشان احمدبن‌تیمیه نوشته و خط بطلان بر مذهب مزبور کشیده‌اند؟ 

احمدبن تیمیه کیست؟

احمدبن‌عبدالحلیم‌بن‌عبدالسلام‌بن‌عبدالله‌بن‌ابی‌قاسم خضر نمیری حرانی دمشقی حنبلی، کنیه‌اش ابوالعباس و لقبش تقی‌الدین است. در شهر حران متولد شد، پدرش او را به دمشق برد و در آنجا بحد نبوغ و شهرت رسید به خاطر فتواهای تند وخلاف مشهور بین علمای مذاهب اربعه، والی مصر او را طلبید و در آنجا پس از مباحثاتی که با علمای مصر کرد عده‌ای علیه او اقدام کرده و عاقبت او را به زندان افکندند. سپس از زندان قاهره به زندان اسکندریه منتقل و مدتی بعد آزاد گردید. پس از آن به دمشق رفت و در سال 720 هجری دوباره به زندان افتاده و مجدداً آزاد شد. سپس در قلعه دمشق محبوس و در همان جا از دنیا رفت و نقل است که از جنازه او تشییع شایانی شد. گفته می‌شود که در حدود سیصد جلد کتاب به رشته تحریر درآورده است. ظاهراً با صوفیه بسیار در افتاده وعلیه آنها کتاب‌هایی نوشته است. بسیاری از عقائد محمدبن‌عبدالوهاب را قبلاً احمدبن‌تیمیه گفته است.

جنایات وهابی ها

جنايت هولناك جمعه خونين مكه را به دوستان وهابي يادآوري مي كنم .

حادثه هولناك و غم انگيز جمعه خونين حج , اگرچه دلها را سوزاند و جهان اسلام را در ماتمي بزرگ فرو برد , لكن همچنانكه در طول تاريخ همواره جنايات دشمنان اسلام عاملي بوده است براي تقويت و تبليغ اركان دين مبين , حادثه مزبور نيز وسيله اي شد براي تبليغ و ترويج اسلام ناب محمدي وابطال اسلام آمريكائي .
حضرت امام خميني قدس سره درباره اثر خون پاك شهداي جمعه خونين مكه در افشا چهره باطل و اثبات حق , چنين فرمودند :
« ... اگر از صدها وسيله تبليغاتي استفاده مي كرديم و اگر هزاران مبلغ و روحاني را به اقطار عالم مي فرستاديم تا مرز واقعي بين اسلام راستين و اسلام آمريكائي و فرق بين حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعي حمايت از اسلام را مشخص كنيم , به صورتي چنين زيبا نمي توانستيم و اگر مي خواستيم پرده از چهره كريه دست نشاندگان آمريكا برداريم و ثابت كنيم كه فرقي بين محمدرضا خان و صدام آمريكائي و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلام زدايي و مخالفتشان با قرآن نيست و همه نوكر آمريكا هستند و مامور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فرياد حق طلبانه ملتها , باز به اين زيبائي ميسر نمي گرديد. و همچنين اگر مي خواستيم به جهان اسلام ثابت كنيم كه كليدداران كنوني كعبه , لياقت ميزباني سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تامين آمريكا و اسرائيل و تقديم منافع كشورشان به آنان كاري از دستشان برنمي آيد , بدين خوبي نمي توانستيم بيان كنيم , و اگر مي خواستيم به دنيا ثابت كنيم حكومت آل سعود , اين وهابي هاي پست بي خبر ازخدا , بسان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند به اين اندازه كه كارگزاران ناشي و بي اراده حاكميت سعودي دراين قساوت و بي رحمي عمل كرده اند موفق نمي شديم , و حقا كه اين وارثان « ابي سفيان » و « ابي لهب » و اين رهروان راه « يزيد » روي آنان و اسلاف خويش را سفيد كرده اند.
بدون شك آثار و بركات خون شهداي فاجعه جانگداز مكه , در آنچه ذكر شد خلاصه نمي گردد , بلكه به قول امام راحلمان :
خوني كه از دل اقيانوس بزرگ ملت ما بر سرزمين حجاز جاري شده است , زمزم هدايتي براي تشنگان سياست ناب اسلام گرديده است كه ملتها و نسل هاي آينده را از آن سيراب و ستمكاران در آن غرق و هلاك مي شوند.
امام خميني :
خوني كه از دل اقيانوس بزرگ ملت ما بر سرزمين حجاز جاري شده است , زمزم هدايتي براي تشنگان سياست ناب اسلام گرديده است كه ملتها و نسلهاي آينده را از آن سيراب و ستمكاران در آن غرق و هلاك مي شوند
امام خميني :
بارالها , تو خود شاهدي كه دراين سال ما جانبازان , مهاجران و مجاهداني داشتيم كه به سوي تو و به سوي خانه امن تو كه از صدر خلقت تاكنون مامن هر موجودي بوده است هجرت كردند و در پيش چشمان حيرت زده مسلمانان كشورهاي جهان به دست پليد آمريكا كه از آستين آل سعود به در آمده است , به خاك و خون كشيده شدند
بدون شك يكي از ابعاد بسيار بزرگ و دردناك حادثه خونين مكه شكسته شدن حرمت خانه خدا به دست آل سعود بود

عقاید محمد بن عبدالوهاب

آیا می‌دانید که علمای مکه حکم به الحاد و کفر محمدبن‌عبدالوهاب و شقاوت او داده‌اند‌ و او را خبیث، بی‌حیا، کوردل و گناهكار معرفی نموده و گفته‌اند که او شخصی دروغگو، تحریف‌کننده آیات قرآن، تهمت‌زننده بر خدا و منکر قرآن است و او را همواره و بارها لعن کرده‌اند؟

آری، آنچه بدان اشاره شد تمام و حتی بیشتر از آن را، معین‌الحق شاه‌فضل رسول قادری در کتاب سیف‌الجبارالمسلول‌علی‌اعداءالابرار ،چاپ ترکیه، سال 1979، به رشته تحریر در آورده است.

شیخ‌جمیل افندی صدقی الزهاوی (علامه و نابغه  عراقی) در کتاب ارزشمند خود بنام الفجر الصّادق (صفحه17) در شرح حال محمدبن ‌عبدالوهاب چنین گفته است:

« او در ابتدای کار خود از طلاب علوم دینی بود که بین مکه و مدینه به قصد کسب علم از علمای آن دو شهر، رفت و آمد می‌کرد و یکی از کسانی که محمد در مدینه از وی کسب علم می‌كرد، شیخ‌محمدبن‌سلیمان کردی و شیخ‌محمد حیاه‌سندی بود و این دو شیخ و سایر اساتیدی که وی از آنها کسب علم می‌کرد همواره در سیمای او خلاف‌کاری و کفر می‌دیدند؛ و می‌گفتند که به زودی خداوند این فرد را گمراه خواهد کرد و به وسیله او افراد شقی و بدنیت نیز گمراه خواهند شد و عاقبت کار او به همین‌گونه خاتمه یافت»

همچنین پدرش که از علمای نیکوکردار بود، در سیمای او کفر و الحاد می‌دید و مردم را از او بر حذر می‌داشت و برادرش شیخ‌سلیمان، نهایت کار او را چنین پیش‌بینی می‌کرد و کتابی در رَدّ بدعت‌ها و عقائد و آرای تنگ‌نظرانه او تألیف نمود. شیخ سلیمان در صفحه 18 کتاب خویش گفته است: « محمد برادرم، که بر او باد از خدا آن چه را که استحقاق دارد، پیغمبرr را همواره به عبارت‌های گوناگون مورد عیب‌جوئی قرار می‌داد و یکی از آن عبارت‌ها این بود که می‌گفت: او طارش است و این لغت در اصطلاح عوام به معنای شخصی است که کسی او را به نزد فرد دیگر بفرستد، و در این استعمال تحقیر و استخفاف منظور می‌کنند. حتی اینکه بعضی از پیروانش در حضور او می‌گفتند: عصای من بهتر است از محمد r چون که من از این عصا استفاده می‌کنم ولی محمد مرده است و هیچ فایده‌ای نمی‌دهد.(العیاذ بالله) و شخص محمدبن‌عبدالوهاب این گفتار را می‌شنید و کلام او را می‌پسندید. و این چنین گفتاری در نزد مذاهب چهارگانه، کفر و انکار به حساب می‌آید. دیگر اینکه او صلوات بر پیغمبر اسلامr را دوست نمی‌داشت و همواره از  فرستادن صلوات بر سر منبرها جلوگیری می‌کرد، و هر کسی که این کار را انجام می‌داد، مورد عقوبت شدید او قرار می‌گرفت. حتی مردکوری را که در حال اذان بر پیغمبر اسلام r صلوات فرستاده بود،کشت. آیا می‌دانید که اسماعیل پاشای بغدادی در کتاب هدیۀ‌العارفین جلد 2صفحه 350، آورده است: « محمدبن‌عبدالوهاب کتابی نوشته،که در آن بر سر مسائل متعددی با رسول خدا r مخالفت کرده و بدون شک این مخالفت، دشمنی و کینه‌توزی و برخورد خصمانه با آن حضرت می‌باشد که با استناد به آیه‌ای که پیش از این ذکر گردید (نساء /115)، چنین شخصی مستوجب عذاب الهی بوده و به او وعده جهنم داده شده است.»

افکار و اصول اعتقادی ابن تیمیه

پاره‌ای از افکار و اصول اعتقادی ابن‌تیمیه به شرح ذیل می‌باشد:

1- پروردگار ما که منزه است از گفته‌های ستمگران و نادانان؛ در مکان رفیع و بلندی قرار دارد، همواره در حال تغییر و تحول از حالی به حال دیگر است و همچون ما گاهی غضبناک و گاهی مسرور، گاهی متحرک و گاهی ساکن است.؟!! (العیاذ بالله)

2-خداوند همچون آفریدگانش از اجزاء و اموری ترکیب‌شده و مانند تمام ترکیب‌شدگان نیازمند به اجزاء خود است.؟!! (العیاذ بالله)

3- خداوند جسم است و دارای جهت و سوی خاصی است و از جایی به جای دیگر انتقال می‌یابد و ذات مقدس او به اندازه عرش است نه بزرگ‌تر و نه کوچک‌تر؛؟!! (العیاذ بالله)

» بالاتر است خداوند از این نسبت‌های زشت و از این کفر واضح، خداوند او و پیروانش را ذلیل کرده و هم عقیده‌های او را پراکنده گرداند.» «آمین»

4- آتش جهنم نابود خواهد شد و حرارتش از بین خواهد رفت. ؟!!

5- پیغمبران از گناه معصوم نیستند. ؟!!

6-پیغمبر اسلام ص رتبه و مقام ویژه‌ای که قابل احترام باشد ندارد؛ اعتبار و توسل و واسطه‌گری بین خدا و آفریدگان را ندارد. ؟!!

7- هر کسی که به قصد زیارت قبر او عازم سفر شود معصیت کرده، و بنابراین سفر او سفر معصیت است و نماز چنین فردی سفری، کوتاه نمی‌تواند باشد. ؟!!

وهابی ها وشبهه نذر

 وهابی ها:نذر كردن براي قبور ، مانند عمل مشركين در مقابل بت بوده و شرك است!

جواب شبهه

وهابی ها و رد مذهب شیعه و تایید وهابیت

شبهه وهابی ها:معتقدات مذهب حق وهابيت مورد تأييد علما و بزرگان اهل سنّت مي‌باشد و هيچ گونه تعارضي با اساس اسلام ندارد و معتقدات مذهب شيعه را علما قبول ندارند و تأييد نمي‌كنند.

جواب شبهه وهابی ها

وهابی ها و اشکال بر صلوات شیعه ها

جواب این شبهه در لینک زیر می باشد مراجعه کنین

لینک جواب شبهه

 

تالیفات بر ضد وهابییان-قسمت اول

بعد از ظهور افکار ابن تیمیه به عنوان موسس مکتب وهابیان توسط محمد بن عبدالوهاب تاکنون علمای اسلام اعم از شیعه و سنی در مقابل این فرقه شدیدا جبهه گیری کرده واز هر طریق ممکن با آن به  مقابله  پرداخته اند. که این خود بهترین و بزرگترین دلیل بر رد و ساختگی بودن این فرقه (وهابیت) می باشد.

علمای اسلام اعم از شیعه و سنی کتاب های زیادی در رد افکار وهابیان تالیف کرده اند که اینک به اسامی برخی از انان می پردازیم و در روزها و ماه های اتی انشاءالله مباحثی از این کتب را در این وبلاگ خواهیم اورد.

۱.«آل سعود من این والی این؟» محمد صخر. طبع دارالقصیم.

۲.«آیین وهابیت» شیخ جعفر سبحانی.

۳.«ابن تیمیه حیاته  وعقائده» صائب عبد الحمید.

۴.«ابن تیمیه فی صورته الحقیقة»صائب عبد الحمید.

۵.«ابن تیمیه وامامة علی علیه السلام» سید علی حسینی میلانی

۶.«ازاحةالوسوسة عن تقبیل الاعتاب المقدسة»شیخ عبدالله مامقانی

۷.«ازهاق الباطل» امام الحرمین میرزا محمد بن عبدالوهاب آل داوود همدانی.

۸.«اصل الاسلام وحقیقة التوحید» محمد بن عبدالله مسعودی.

۹.«اعتراضات علی ابن تیمیة» احمد بن ابراهیم سروطی حنفی.

۱۰.«اکمال السنة فی نقض منهاج السنة»سید مهدی بن صالح موسوی قزوینی.

۱۱.«اکمال المنة فی نقض منهاج السنة»سراج الدین حسن بن عیسی یمانی.

۱۲.«الاستشراق وآل سعود» دکتر احمد عبدالحمید غراب. طبع دار القصیم.

۱۳.«الاسلام و الایمان فی الردود علی الوهابیة» حسین حلمی.

ادامه دارد....

تبریک ولادت

پیشاپیش فرا رسیدن نیمه شعبان سالروز ولادت منجی عالم بشریت وامام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به همه مسلمین جهان و بخصوص شیعیان آن حضرت تبریک می گوییم.