دعوت نامه

به نام خدا

با سلام خدمت همه برادران و خواهران .شیعه و سنی و... از همه شما صمیمانه می خواهم هر گونه انتقاد و پیشنهاد خود جهت بهتر شدن این وبلاگ برایمان بنویسید در ضمن از مطالب شما  در صورت داشتم قابلیت در این وبلاگ استفاده می کنیم واز عزیزانی که در زمینه وهابیت مقالاتی نوشته اند یا می نویسند جهت درج در این وبلاگ استفاده و استقبال می کنیم.خلاصه این که ما را یاری کنید تا بتوانیم بهتر در خدمت شما باشیم.

انشا الله از امروز بحث های خود را به صورت سلسله وار و به طور دقیق و باری دیگر بهتر از انچه در ماه های گذشته برایتان نوشته بودم خواهم نوشت البته با بهره گیری از یکی از دوستانم که او نیز در زمینه وهابیت مطالعات بسیار داشته است.

منتظر نظرات شما عزیزان هستم.

حسین مهدوی

ابن حنبل حتی بخاری را هم کافر می داند!!

ابن حنبل يكفر البخاري الذي قال إن ألفاظنا بالقرآن مخلوقة ، ولاحظ تشدد ابن حنبل وجهله في الدين !

وهابيون و توبه بخاطر تكفير مسلمين هنگام مرگ  

رقص و آواز


روشهايى كه جهت شادى آفرينى همراه با گناه در بعضى از جوامع مرسوم و معمول است از نظر شريعت اسلامى مردود و ممنوع است مانند: مجالس رقص و پايكوبى و آواز خوانى كه زمينه آلودگيها و دورى از ارزشهاى الهى را در انسان تقويت و او را غرق در مسايل جنسى و تلاش براى ارضاى غريزه سيرى ناپذير شهوت مى كند.

و لذا فقيهان و كارشناسان حقوق اسلام با الهام از آيات قرآن و سنّت پيامبر اعظم(ص) و روش وسيره و دستورات بهترين و پاكترين تربيت يافتگان مكتب نورانى قرآن و اسلام يعنى رهبران و پيشوايان دوازده گانه پس از پيامبر اعظم(ص) در برابر اعمال و كارهاى لغو و مفسده انگيز ايستاده و با آن مخالفت كرده اند و آنچه كه شايسته انسان موحّد و متناسب با شخصيّت او است بيان فرموده اند.

ولى با كمال تأسّف كتابهاى فقهى و روايى مدّعيان پيروى از سنّت و سيره اسلاف مطالبى را به دين و شرع در ارتباط با رقص و غنا و موسيقى نسبت داده اند كه هر مسلمان با غيرت و متشرّع را شرمنده مى كند.

ابتدا حلّيّت غنا و رقص را به مردم حجاز نسبت داده سپس براى تأييد به سخن يا سخنانى از رسول اعظم(ص) استناد جسته اند.

رسول خدا(ص) كنيزى از كنيزان حسّان ثابت را ديد كه آواز مى خواند فرمود: إن شاء اللّه گناه ندارد.

از عائشه نقل است كه مى گويد: دو كنيز از كنيزان من مشغول آواز خوانى بودند، ابوبكر وارد شد، گفت: از خانه رسول خدا(ص) صداى آواز شيطان شنيده مى شود، پيامبر فرمود: ايّام عيد و شادى است رهايشان كن.

و از عمر نقل شده است كه گفت: آوازخوانى توشه مسافر است.

عثمان نيز دو كنيز داشت كه شبها براى وى آواز مى خواندند.

مردم حجاز كه معاصر با صحابه پيامبر و فقيهان بزرگ بودند فراوان از رقص زنان و آوازخوانى آنان بهره مى بردند و اگر منع شرعى داشت بايد آنان را نهى مى كردند كه چنين نكرده اند.

نقل شده است كه عبد اللّه بن جعفر زنان آوازخوان و رقّاصه زيادى داشت، معاويه از اين خبر آگاه شد، به عمرو عاص گفت: مرا نزد عبد اللّه ببر، وقتى كه بر وى وارد شدند، كنيزان مشغول رقص و آوازخوانى بودند، به آنان دستور داد تا ساكت شوند. معاويه گفت: آنان را باز گردان تا آواز به خوانند، كنيزان باز گشتند و به كارشان ادامه دادند، معاويه كه بر تخت نشسته بود به وجد آمده بود و پاهايش را حركت مى داد، عمرو عاص او را از اين عمل نهى كرد، معاويه گفت: رهايم كن، خداوند نيز بسيار شاد است. 

اندكى بينديشيم

آيا قصّه ها و داستانهايى كه شنيديد با روح بندگى و خدا پرستى سازگارى دارد؟

لحظه اى بينديشيم، پيامبرى كه به تصريح قرآن وظيفه اش پاكسازى محيط طبيعى و روحى و روانى جامعه از آلودگيهاى شيطانى و بيمارگونه است و بايد ديگران را از كارهاى لهو و لعب و پوچ نهى كند، آيا پذيرفتنى است كه چنين تصويرى از آن حضرت نشان داده شود؟

وآيا نقل و بيان داستان رقّاصى و آوازخوانى در محضر پيامبر و تأييد آن توسّط آن حضرت جسارت به مقام شامخ رسالت و شخص رسول اللّه(ص) نيست؟

البتّه در مذهبى كه همه صحابه و راويان حديث در رتبه عصمت و عارى از اشتباه تلقّى شوند انتظارى غير از اين نيست.

ولى در فقه متأثّر از خاندان رسول و اهل بيت عليهم السلام و بر گرفته از بيان و قلم أصحاب راستين و با اخلاص، نه از جواز رقّاصى اثرى وجود دارد و نه از آوازخوانى تمجيدى و نه از پيامبر سخنى

إباحة الغناء

إباحة الغناء: فأباحه أكثر أهل الحجاز ، واستدل من استباح الغناء بما روي عن النبي أنه مر بجارية لحسان بن ثابت تغني فقال رسول الله: لا حرج ، إن شاء اللّه. وروى الزهري عن عروة عن عائشة قالت : كانت عندي جاريتان تغنيان فدخل أبو بكر فقال: أمزمور الشيطان في بيت رسول اللّه! فقال رسول اللّه: دعهما فإنها أيام عيد. وقال عمر: الغناء زاد المسافر . وكان لعثمان جاريتان تغنيان في الليل . ولأنه لم يزل أهل الحجاز يترخصون فيه ويكثرون منه وهم في عصر الصحابة وجلة الفقهاء فلا ينكرونه عليهم ولا يمنعونه منه ، كالذي حكي أن عبد الله بن جعفر كان منقطعا إليه ومكثرا منه ، فبلغ ذلك معاوية فقال لعمرو بن العاص : قم بنا إليه ، فلما استأذنا عليه وعنده جواريه يغنين فأمرهن بالسكوت ، فقال معاوية : يا عبد الله مرهن يرجعن إلى ما كن عليه ، فرجعن يغنين ، فطرب معاوية حتى حرك رجليه على السرير . فقال عمرو : إن من جئت تلحاه أحسن حالا منك ، فقال معاوية : إليك عني يا عمرو فإن الكريم طروب . الحاوي الكبير للماوردي 21 / 22 - 204 .

يقول الميلاني : وأنت ترى أن لا شئ من هذه الفتاوى الشنيعة وأمثالها - التي يقف عليها المتتبع في كتب القوم ، ولربما هناك أمور أشنع وأفظع لا يقف عليها لعدم العثور على كثير من كتبهم - بمنقول عن أئمة أهل البيت عليهم السلام ، وحاشاهم من أن يقولوا شيئا من هذا القبيل ، فإنهم مهابط الوحي ومعادن العلم الإلهي ، ولذا أمرنا بالرجوع إليهم ، والأخذ عنهم ، والتمسك بهم ، والانقياد لهم ، فإنهم لا يقولون شيئا من عندهم ، ولا يفتون بالرأي والقياس ، وهم دائما يستحضرون الشرائع والأحكام ، ولا يخطأون ، ولا يحتاجون إلى غيرهم في شئ من ذلك ، بل الكل محتاجون إليهم . شرح منهاج الكرامة - العلامة الحلي ص 116 - 117.

مسافرت براى زيارت پيامبر (ص) سفر معصيت است


ابن تيميّة در يكى از فتواهايش مى گويد: مسافرت به قصد زيارت قبر رسول اللّه (ص) جايز نيست و سفر معصيت و گناه است، زيرا مسلمانان بر حرمت آن اتفاق دارند و چنين مسافرتى مشروع نيست.

هواداران انديشه ها و تفكّرات نژاد پرستانه ابن تيميّه يعنى وهّابيها كه متأثّر از آراء وى هستند دقيقاً اين عقائد و آراء را پياده مى كنند و از حضور يافتن ارادتمندان به نبيّ اكرم (ص) كنار قبر و روضه مطهّر جلوگيرى مى كنند.

ولى اين انديشه منحط و متكبّرانه نه تنها با قرآن شريف و عقل بشرى سازگارى ندارد بلكه سنّت نبوى و روايات نقل شده در كتب روائى اهل سنّت نيز آن را طرد و رد مى كند، از جمله اين حديث شريف از رسول گرامى اسلام(ص) كه فرمود: (من زار قبرى وجبت له شفاعتى) اين حديث در بيش از چهل كتاب از كتب حديثى و روايى اهل سنّت نقل شده است كه نويسندگان آن همه از پيشوايان حديث و حافظان آن هستند، از جمله: تاريخ ابن عساكر، دولأبي در الكنى والأسماء، ماوردى در أحكام السلطانيّة ودار قطنى در سنن و....

ونيز اين حديث از ابن عمر: (من حجّ فزار قبري بعد وفاتي كان كمن زارني في حياتي).

اين حديث در بيش از بيست و چنج مصدر از كتب اهل سنّت آمده است، از جمله در مسند أبو يعلى، كامل ابن عدى، تاريخ ابن عساكر، سنن بيهقى و...

علاوه بر اين احاديث عمل صحابه نيز مؤيّد مشروعيّت زيارت است.

ابن عمر پس از بازگشت از فتح شام نزد مقبره رسول اللّه(ص) آمد و بر آن حضرت سلام كرد.(سُبكى، شفاء السقام: 44).

هنگام بازگشت از مسافرت نزد قبر مى آمد و مى گفت: السلام عليك يا رسول اللّه و...( وفاء الوفاء: 4/1340).

و.....

السفر لزيارة النبي صلى الله عليه وآله وسلم يعد معصية

وأفتى ابن تيمية أن إنشاء السفر لزيارة النبي صلى الله عليه وآله وسلم غير جائز ، ويعد معصية. وقد وصف زيارته صلى الله عليه وآله وسلم بأنها غير واجبة باتفاق المسلمين، بل ولم  يشرع السفر إليها ، بل هو منهي عنه. قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة ، ص 73،  اقتضاء الصراط المستقيم ، ص 430 .

ترويج زنا با فتواهايى غير شرعى

اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد سپس با زنى نزديكى كند ومنى اش را داخل رحم نريزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.

اين سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تميمى كه سُبكى نويسنده كتاب طبقات الشافعيّة او را پيشوايى بزرگ وجليل القدر و دانشمندى كه آوازه علمى اش گيتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى شد معرّفى كرده است.

ابن نُجيم حنفى با يك درجه تخفيف همين فتوا را بگونه اى ديگر صادر كرده ومى گويد: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد و با زنى نزديكى كند پس اگر احساس لذّت كند و حرارت و گرماى درون را لمس كرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت.

أبو حنيفه نيز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزديكى نمايد زناكار نخواهد بود و حدّ زناكار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد و با زنى همبستر شود زناكار نيست و حدّ بر او جارى نمى شود.

توضيحى بر اين اباطيل

1 ـ ازدواج با محارم از قبيل مادر و خواهر و غير آن دو از محرّمات قطعى فقه اسلام است.

2 ـ زناشوئى و نزديكى به هر شكلى و با هر زنى بدون شرايط شرعى آن از قبيل عقد از دواج و غير آن زنا محسوب مى شود.

3 ـ استفاده از پارچه براى پوشيدن آلت، مجوّزى براى نزديكى نمى شود.

4 ـ نريختن آب منى در رحم زن نيز نمى تواند ملاك حليّت زناشوئى باشد.

5 اين سخنان و فتواها حريم قانون خدا را مى شكند و فحشا و گناه را در بين جامعه اسلامى گسترش مى دهد.

6 ـ آيا اسلام نابى كه از او دم مى زنيد همين است؟

عدم وجوب الغسل على  من لفّ ذكره بحريرة وأولجه في فرج ولم ينزل


قال السبكي المتوفى 771، فى طبقات الشافعية عند ترجمة عبد القاهر بن طاهر بن محمد التميمي: الإمام الكبير الاستاذ أبو منصور البغدادي إمام عظيم القدر جليل المحل كثير العلم حبر لا يساجل في الفقه وأصوله والفرائض والحساب وعلم الكلام اشتهر اسمه وبعد صيته وحمل عنه العلم أكثر أهل خراسان. طبقات الشافعية الكبري 5/136.

إلى أن قال: وقال في كتاب الوطء التام: من لفّ ذكره بحريرة وأولجه في فرج ولم ينزل، لا غسل عليه ولا حدّ على الأصح إن كان في حرام ولايفسد به شىء من العبادات وعن أبي حامد الغزالي المروزي إيجاب ذلك. طبقات الشافعية الكبري لتاج الدين علي بن عبد الكافي: 5/143. ط. هجر للطباعة والنشر بتحقيق د. محمد الطناحي.

قال ابن نجيم الحنفي المتوفى 970: ولو لفّ ذكره بخرفة وأدخله إن وجد حرارة الفرج واللذة، يفسد (أي الحج) وإلاّ فلا. البحر الرائق: 3/16،  ط. دار المعرفة ـ بيروت.

قال أبو حنيفة : لو أن رجلا تزوج أمه على عشرة دراهم لم يكن زانيا، ولم يجب عليه الحد، ولو أن رجلا لف ذكره بحريرة ثم أدخله فرج امرأة لم يكن زانيا ولم يجب عليه الحد. الايضاح  - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.

حكم كسى كه داخل شكم همسرش شده باشد

وهابیت را بهتر بشناسیم:

اگر مردى از قسمت پايين بدن همسرش داخل شكمش شود آيا غسل بر وى واجب است، يا نه؟

جواب داده اند: اگر از پاهايش داخل شده باشد غسل واجب است و اگر با سرش داخل شده باشد واجب نيست.

نبوغ را مى بينيد، گويا پاسخ دهنده حتّى يك لحظه هم به خودش اجازه انديشيدن نداده است كه آيا چنين عملى اساساً امكان دارد يا نه؟

متن عربی:

حكم رجل دخل في بطن امرئته


و أن رجلا دخل بطن امرأة من أسفل ، فهل يجب عليه الغسل أم لا؟ فأجاب : إنه لو دخل من رجليه وجب عليه الغسل ، وإذا دخل من جهة الرأس فلا يجب عليه الغسل. ما لا يجوز فيه الخلاف لعبد الجليل عيسى / صفحة 90.