عثمان بن معمر نخستين قربانى اين توافق
توافق محمد بن عبدالوهاب با محمد بن سعود براى كشتن مسلمانان
ابن سعود پيشنهاد زن خود را پذيرفت و در خانه عبدالله بنسويلم به ديدن شيخ رفت و به عزت و نيكى به او مژده داد، شيخنيز قدرت و تسلط بر همه بلاد نجد را به وى بشارت داد و دربارهروش پيامبر(ص) و اصحاب آن حضرت در امر به معروف و نهى از منكرو جهاد در راه خدا سخن گفت و همچنين به او يادآور شد كه هربدعتى گمراهى است و اين كه مردم نجد بدعتهائى بكار مىبرند، ومرتكب ظلم مىشوند و دچار اختلاف و تفرقه هستند.
محمد بن سعود، سخنان شيخ محمد را به مصلحتخود تشخيص داد وآنها را پذيرفت و به وى اطمينان داد كه به ياريش برخواهد خاستو بامخالفان، جهاد خواهد كرد ولى به دو شرط: يكى آن كه وقتىكارها رو به راه شد، شيخ از او جدا نشود و با ديگرى رابطهبرقرار نكند. دوم اين كه مجاز باشد خراجى را كه همهساله ازاهل درعيه، دريافت مىدارد، بازهم دريافت كند. شيخ شرط اول راپذيرفت و درباره شرط دوم گفت: اميد استخداوند فتوحات و غنائمبسيارى بيشتر از خراج درعيه نصيب تو گرداند (1) . بدين ترتيبمحمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود در مورد جنگ با مخالفان وامر به معروف و نهى از منكر و اقامه شعائر دين (طبق عقايدخود) با يكديگر بيعت كردند.
بعضى از مستشرقين مثل «فيليپ حتى» (2) و «گلدزيهر» (3) وبرخى ديگر گفتهاند: محمد بن سعود پسر خود عبدالعزيز را دامادشيخ ساخت و اگر اين امر صحيح باشد، موجب رابطه نزديكترى ميانآن دو گرديد و اين عهد و پيمان ميان آل سعود و عائلهعبدالوهاب تا به امروز همچنان استمرار دارد و روابط فاميلىنيز همچنان ميان آنها در جريان است (4) .
سوال از وهابی ها در مورد رویت خدا!!
باسمه تعالي
در ادامۀ مبحث گذشته لازم است سؤال از وهابيان در خصوص رؤيتِ خدا با چشم ظاهري، مورد بررسي اجمالي قرار گيرد؛ شما كه قائل به ديدن وجود خداوند متعال در دنيا يا آخرت هستيد(؟) آيا منظور تان، رؤيتِ قسمتي از وجود باريتعالي مي باشد؟ اگر قائل شويد به اين كه رؤيتِ شما فقط به يك قسمت از وجودِ خدا تعلّق مي گيرد نه به تمام قسمت هاي او؛ لازمه اش اين است كه وجود خداي لايزال، داراي جزء و تركيب باشد يعني مركّب از اجزاءِ مختلف بوده و نقطۀ معيّني را اشغال كند. در حالي كه اين قول نه تنها عقلاً محال است بلكه بر خلاف آيات صريح قرآن مي باشد. شما كه به ظواهر قرآن قائل هستيد چه طور شد وقتي به چند حديثِ جعلي كه رؤيت خدا را تأييد مي كنند، برخورد مي كنيد، از قرآن مجيد اعراض نموده، به دنبال احاديثِ جعلي، راه افتاده و بر خداوند حكيم، اعضاء و جوارح، قائل مي شويد؟ قرآن به طور صريح از وجود خداوند متعال، تعبير به نور مي كند - آيۀ 24 سورۀ نور – از مباحث دو قسمت گذشته مي توان نتيجه گرفت كه خداوند نه محدود است ونه فقط در يك نقطه وجود دارد؛ خداوند متعال، بسيط است نه مركّب تا داراي اعضاء و جوارح باشد؛ خدا نه در مكاني هست و در مكانِ ديگر نيست بلكه در همه جا هست و بر تمام عالم هستي و مخلوقات، احاطه دارد. گذشته از اين ها، اشياء و موجودات، براي اين كه ديده شوند بايد داراي لون و رنگ باشند، و تعلّق هرگونه رنگ و لوني نسبت به وجود پروردگار حكيم، محال است.
بنابر این، اعتقاد به رؤیت خدا با چشم ظاهری، پوچ و بی اساس است. و خدا با دل و چشم يقين، قابل رؤيت مي باشد كه از آن به " عين اليقين " و شُهودِ قلبي " تعبير مي شود.
نقد نظر وهابی ها در مورد اعتقاد به رویت خدا
باسمه تعالي
منشأِ اعتقاد به رؤيت خداوند متعال - چه در دنيا و چه در آخرت- تعدادي حديث جعلي است كه در كتب اهل سنّت وجود دارند لذا وهابيان و بيشتر اهل سنّت بر آن معتقد بوده و مدّعي هستند كه ما به ظواهر آيات قرآن عمل مي كنيم ولي در اين موضوع، حتي بر خلاف ادّعاي خود، با ظواهر آياتِ قرآن هم مخالفت مي كنند.در قرآن آيات متعدّدي، رؤيت خدا را نفي كرده و آن را محال اعلام مي كنند؛ از جمله در آيات 54 و 55 سورۀ بقره می فرماید: وَإذ قالَ مُوسي لِقَومِهِ يا قومِ إنَّكُم ظَلَمتُم أنفُسَكُم بِاتِخاذِكُمُ العِجلَ فتُوبُوا إلي بارئِكُم فَاقتُلُوا أنفُسَكُم ذالِكُم خَيرٌ لَكُم عِندَ بارئِكُم فتابَ عَلَيكُم إنّهُ هُوَالتّوّابُ الرَّحيمُ(54) وَإذ قلتُم يامُوسي لَن نُّؤمِن لَكَ حَتّي نرَي اللهَ جَهرَةً فَأخَذَتكُمُ الصّاعِقَة وَ أنتُم تَنظُرُونَ(55)
يعني: و زماني كه موسي به قومش گفت اي قوم! شما با اخذ نمودن گوساله و پرستش آن، بر خودتان ظلم نموديد، پس به سوي پروردگار خود بازگشت كنيد، پس خودتان را بكشيد، آن، براي شما در نزد پروردگار بهتر است، سپس توبۀ شما را پذيرفت زيرا اوست توبه پذير و رحم كننده.[1]
و هنگامي كه گفتند: اي موسي! بر تو ايمان نمي آوريم تا خدا را آشكارا ببينيم، پس صاعقه اي شما را فرا گرفت در حالي كه شما نگاه مي كرديد.[2]
اين دو آيۀ شريفۀ متّصل و مربوط به همديگر، دليل بر محال بودن رؤيت خداوند است زيرا در آيۀ اوّلي (54) به عقوبت و عذاب افرادي كه گوساله پرستي را آئين خود قرار داده اند تصريح كرده و توبۀ آنان را به سخت ترين مجازات كه خودكشي است مقيّد و مشروط ساخته است، و در آيۀ دوّم (55) عذاب و عقوبتِ كساني را كه خواستار رؤيتِ خدا بوده اند بيان نموده، و مجازاتِ آنان را نزولِ صاعقه و گرفتاري بر يك بلاي آسماني قرار داده است.
آيۀ 55 بقره ما را با وضوح و روشني هرچه تمام تر بر اين حقيقت راهنمائي مي كند كه تنها گوساله پرستي نيست كه كفر و ارتداد و موجب عذاب است بلكه تقاضاي رؤيتِ خدا نيز همانند گوساله پرستي، بزرگ ترين گناه و موجب نزولِ عذابِ آسماني است.
جالب توجّه اين كه در قرآن مجيد در مواردي كه به موضوع تقاضاي محال( رؤيت خدا ) از طرف بني اسرائيل اشاره شده است، تعبيراتي به كار برده شده كه بزرگي اين گناه و تمرّد را بيشتر روشن مي كند.
در جايي مي گويد: « اهل كتاب از تو مي خواهند كه بر آنان كتابي از آسمان فرود آوري، به تحقيق بزرگتر از اين را از موسي خواستند، زيرا به موسي گفتند خدا را بر ما آشكارا نشان بده و آنان در مقابل اين ظلمشان گرفتار صاعقه گرديدند.»[3]
و در جاي ديگر ي ميگويد: « آنان كه اميدِ ملاقاتِ ما را ندارند گفتند: چرا بر ما ملائكه نازل نمي گردد، و يا خدا را نمي بينيم؛ اينان در دلِ خود زياده روي كردند و تمرّد و سركشي را پيش گرفتند.»[4]
اگر رؤيتِ خدا امكان پذير بود، تقاضاي آن، استكبار و تجاوز از حدّ و تمرّدِ بزرگ، محسوب نمي گرديد.
البته آيات متعدّد ديگري هم در قرآن، رؤيت خدا را نفي مي كنند به عنوان نمونه فعلاً يكي از آن آيات را مطرح نموديم.
آيا وقت آن نرسيده تا قائلين به رؤيت خداوند متعال از عقايد خرافي و انحرافي خود دست كشيده و در اين خصوص راه صواب را در پيش گيرند؟!
والسّلام علي مَن التّبع الهُدي
پاورگي:
1- سورۀ بقره، آيۀ 54
2- سورۀ بقره، آيۀ 55
3- سورۀ نساء، آيۀ 153
4- سورۀ فرقان، آيۀ 21
دانلود کتب اسلامی به صورت رایگان(3)
حكومت فرزانگان شهيد سيد مرتضي آوينى
آذرخش مهاجر زندگينامه شهيد حاج احمد متوسليان
اسطوره ها به کوشش: خلیل اسفند یاری
شانه های خاک نویسنده: محمد عزیزی
نگین های ارغوانی مجموعه شعر: حمیدرضا حامدی
هفتمین نفر نویسنده: محمدرضا بایرامی
لاله های حوزه به کوشش : اسفندیار مبتکر سرابی
امير دلاور نويسنده: اميرحسين انبارداران
سه روایت از یک مرد نویسنده: محمدرضا بایرامی
آموزش معارف قرآن (1) نويسنده: سيدمحسن ميرباقري
آموزش قرآن (1)، راهنماي معلم تهيه و تنظيم : آقاي سيدمهدى سيف
آن نامهها كه از بهشت ميآيند...نويسنده: محمدرضا محمدي پاشاك
آن مرد در باران رفت نويسنده: شهرام شفيعي
ارغواني بر خاكريز نويسنده: سيدمحمدصادق موسوي گرمارودي
آن روزها رفتند...نويسنده: عبدالحسين رحمتي
آزمايشي ديگر نويسنده: نادره عزيزينيك
عطر شهادت مجموعهاي از سخنان مقام معظم رهبري
برف گل ياس نويسنده: حميد هنرجو
با خورشيدهاي هميشه نويسنده: محمدباقر پورمند
آيت كمال نويسنده: غلامعلي رجايي
بهشت عدن نويسنده:غلامرضا قاسمي كبريا
با عبادت تا معراج سرگذشتنامه شهيد سرلشكر رسول عبادت
نمايشنامه با تولد مريم نويسنده: مجيد جعفري (پورحيدر)
دانشآموختگان مدرسه عشق تهيه وتنظيم: اداره كل بنياد شهيد بوشهر
عارفان بيدار يادواره شهيد مدني
امام(ره) در آيينه شهيدان گردآورنده: محمدحسين عباسي ولدي
مروري بر رسالت بنياد شهيد در نظام اسلامي نوشته: محمدحسن رحيميان
نمايشنامه فرودگاه نويسنده: مرتضي داريوندنژاد(سخاوت)
در انتهاي افق به كوشش: حسين بهزاد
حماسه ميمك به كوشش: سعيد بساطي
گلاب اشك گلچين مراثي حضرت سيدالشهداء
هزار حنجره آواز نويسنده: محمد خامهيار
هفتمين نفر نويسنده: محمدرضا بايرامي
حكايت آن مرد غريب نويسنده: محمود جوانبخت
جاودانهها معاونت فرهنگي پژوهشي استان فارس
خاطرات سردار شهيد رضا نورمحمدي مقدمه و تصحيح:محمد عزيزي
هزار حنجره آواز، دفتر چهارم به كوشش: محمد خامهيار
علم اخلاق اسلامی جلد 1 تاليف: عالم ربانى علامه مولى مهدى نراقى
علم اخلاق اسلامی جلد 2 تاليف: عالم ربانى علامه مولى مهدى نراقى
علم اخلاق اسلامی جلد 3 تاليف: عالم ربانى علامه مولى مهدى نراقى
معراج السعادة تاليف: عالم ربانى ملا احمد نراقى (قدس سره)
اللمعة الالهية تاليف: عالم ربانى علامه مولى مهدى نراقى
ملا مهدى نراقى منادى اخلاق عبد الرحيم اباذرى
جامع السعادات (الجزء الأول ) المولى محمد مهدي النراقي
جامع السعادات (الجزء الثاني ) المولى محمد مهدي النراقي
عوائد الأيام المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الأول )المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الثاني ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الثالث ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الرابع ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الخامس ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء السادس ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء السابع ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الثامن ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء التاسع ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء العاشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الحادي عشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الثاني عشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الثالث عشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الرابع عشر )المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء الخامس عشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء السادس عشر ) المولى أحمد النراقي
مستند الشيعة في أحكام الشريعة (الجزء السابع عشر ) المولى أحمد النراقي
أبو طالب حامي الرسول (مجلّد واحد) نجم الدين العسكري
أبو هريرة (مجلّد واحد) السيد شرف الدين
إثبات عذاب القبر (مجلّد واحد) البيهقي
إثنا عشر رسالة ـ الجزء1 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء2 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء3 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء4 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء5 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء6 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء7 المحقق الداماد
إثنا عشر رسالة ـ الجزء8 المحقق الداماد
إجازات الحديث (مجلّد واحد) العلامة المجلسي
أجوبة مسائل جار الله (مجلّد واحد) شرف الدين
أجود التقريرات ـ الجزء1 تقرير السيد الخوئى
أجود التقريرات ـ الجزء2 تقرير السيد الخوئى
الآحاد والمثاني ـ الجزء1 الضحاك
الآحاد والمثاني ـ الجزء2 الضحاك
الآحاد والمثاني ـ الجزء3 الضحاك
الآحاد والمثاني ـ الجزء4 الضحاك
تأويل الآيات ـ الجزء1 شرف الدين الحسيني
تأويل الآيات ـ الجزء2 شرف الدين الحسيني
تأويل مختلف الحديث (مجلّد واحد) ابن قتيبة
تاج المواليد (المجموعة) (مجلّد واحد) الشيخ الطبرسي
تاريخ أسماء الثقات (مجلّد واحد) عمر بن شاهين
تاريخ آل زرارة ـ الجزء1 أبوغالب الزراري
تاريخ آل زرارة ـ الجزء2 أبوغالب الزراري
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء1 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء2 ـ ق1 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء2 ـ ق2 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء3 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء4 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء5 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء6 ابن خلدون
تاريخ ابن خلدون ـ الجزء7 ابن خلدون
تاريخ ابن معين، الدارمي (مجلّد واحد) يحيى بن معين
تاريخ ابن معين، الدوري ـ الجزء1 يحيى بن معين
تاريخ ابن معين، الدوري ـ الجزء2 يحيى بن معين
تاريخ الأئمة (المجموعة ) (مجلّد واحد) الكاتب البغدادي
التاريخ الصغير ـ الجزء1 البخاري
التاريخ الصغير ـ الجزء2 البخاري
تاريخ القرآن الكريم (مجلّد واحد) محمد طاهر الكردي
التاريخ الكبير ـ الجزء1 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء2 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء3 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء4 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء5 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء6 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء7 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء8 البخاري
التاريخ الكبير ـ الجزء9 البخاري
تاريخ المدينة ـ الجزء1 ابن شبة النميري
تاريخ المدينة ـ الجزء2 ابن شبة النميري
تاريخ المدينة ـ الجزء3 ابن شبة النميري
تاريخ المدينة ـ الجزء4 ابن شبة النميري
تاريخ اليعقوبي ـ الجزء1 اليعقوبي
دانلود کتاب های اسلامی(2)
ترجمه نهج البلاغه ناصر احمد زاده
ترجمه نهج البلاغه حسين بن شرف الدين اردبيلي
ترجمه نهج البلاغه اميراسماعيلي
ترجمه نهج البلاغه ناهيد آقا ميرزايي
ترجمه نهج البلاغه محمد مهدي فولادوند
ترجمه نهج البلاغه حسين انصاريان
ترجمه نهج البلاغه محمد علي انصاري قمي
ترجمه نهج البلاغه عبدالمحمد آيتي
ترجمه نهج البلاغه عباس ايراندوست
ترجمه نهج البلاغه سيدنبي الدين اوليايي
ترجمه نهج البلاغه محمدتقي جعفري تبريزي
ترجمه نهج البلاغه عزيزالله جويني
ترجمه نهج البلاغه احمد سپهر خراساني
ترجمه منظوم نهج البلاغه اميدمجد
ترجمه منظوم نهج البلاغه حميد قاضي خاكياسري
ترجمه نهج البلاغه داريوش شاهين
ترجمه نهج البلاغه محمد علي شرقي
ترجمه نهج البلاغه محمد جواد شريعت
ترجمه نهج البلاغه سيد جعفر شهيدي
ترجمه نهج البلاغه سيد عبدالمطلب شيرازي
ترجمه نهج البلاغه سيد محمود طالقاني
ترجمه نهج البلاغه کاظم عابديني مطلق
ترجمه نهج البلاغه عزيزالله کاسب
ترجمه نهج البلاغه حسين عمادزاده
ترجمه نهج البلاغه علي اصغر فقيهي
ترجمه نهج البلاغه فتح الله كاشاني
ترجمه نهج البلاغه فضل الله كمپاني
ترجمه نهج البلاغه ناصر مكارم شيرازي
ترجمه نهج البلاغه ذبيح الله منصوري
لحظه های آسمانی به کوشش: غلامعلی رجایی
چهل پنجره-طاهره ايبد-محمدرضا لواساني
امام رضا(ع)دررزمگاه اديان-سهراب علوي
امام در عينيت جامعه-استاد محمدرضا حكيمي
ولايتعهدي امام رضا(ع)-شهيد مرتضي مطهري-قسمت اول
ولايتعهدي امام رضا(ع)- شهيد مرتضي مطهري- قسمت دوم
شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها از بيانات علامه حسن زاده آملى
دانلود کتب اسلامی(1)
امامت,غيبت ظهور واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران
امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام سيد شريف مرتضى علم الهدى
اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن مهدى فقيه ايمانى
انتظار بهار و باران واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران
جلوه هاى پنهانى امام عصرحسين على پور
چهل حديث امام مهدى از زبان امير المومنين سيد صادق سيد نژاد
حضرت مهدى فروغ تابان ولايت محمد محمدى اشتهاردى
رجعت در انديشه شيعى محمد هادى معرفت
سوز هجران ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى
شيوه هاى يارى قائم آل محمد ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى
ظهور حضرت مهدي عليه السلام از ديدگاه اسلام و مذاهب سيد اسد الله هاشمى
على و پايان تاريخ آخرين امام در نگاه اولين امام سيد عبدالمجيد فلسفيان
كرامت هاى حضرت مهدى عليه السلام واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران
گفتمان مهدويت آيت الله لطف الله صافى گلپايگانى
مهدى عليه السلام تجسم اميد و نجات عزيز الله حيدرى
نا پيدا ولى با ما واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران
نشانه هاى يار و چكامه انتظار مهدى
بحار الانوار ج 51 لعلامة المجلسي
بحار الانوار ج 52 العلامة المجلسي
بحار الانوار ج 53 العلامة المجلسي
معجم احاديث الامام المهدي ج 1 موسسة المعارف الاسلامية
معجم احاديث الامام المهدي ج 2 موسسة المعارف الاسلامية
معجم احاديث الامام المهدي ج 3 موسسة المعارف الاسلامية
معجم احاديث الامام المهدي ج 4 موسسة المعارف الاسلامية
معجم احاديث الامام المهدي ج 5 موسسة المعارف الاسلامية
سجاده عشق(داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه )
فرشتگان و تحقيقى قرآنى ، روايى و عقلى
توبه (الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة )
دريـاى عـرفـان (زنـدگـى نـامـه و شـرح احوال آيت الله سيد على قاضى )
سوخته (شرح حال عارف سالك محمد جواد انصارى همدانى )
عصر زندگي و چگونگي آينده انسان و اسلام
راه سبز (احكام ويژه دختران دوره دبيرستان )
آنچه يك جوان بايد بداند (ويژه جوانان دانشجو)
مشيت الهى در سبب سازى و سبب سوزى
نماز و عبادت امام حسين عليه السلام
امام مهدى عليه السلام از ولادت تا ظهور (بخشي از كتاب)
حيوة القلوب (جلد1) تاريخ پيامبران عليهم السلام و بعضى از قصه هاى قرآن
حيوة القلوب (جلد2) تاريخ پيامبران عليهم السلام
الروضة من الكافي يا گلستان آل محمد
شرح و تفسير دعاي مكارم الاخلاق از صحيفه سجاديه
كودك از نظر وراثت و تربيت جلد 2
حيوة القلوب ج 3 (تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ) مكه
معرفت يافتگان (از مجموعه شميم عرش )
حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت1 سید نژاد سید صادق
حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت2 سید نژاد سید صادق
كرامتهای حضرت مهدی علیه السلام بخش تحقیقات مسجد مقدس جمكران
شیوه های یاری قائم آل محمد فقیه ایمانی مهدی
زندگانی بقیةالله الاعظم امام مهدی (عج) مدرسی آیت الله سید محمد تقی
غیبت ، ظهور، امامت واحد تحقیقات مسجد مقدس جمكران
امامت مهدی و آینده زندگی حكیمی مهدی
امامت و غیبت از دیدگاه علم كلام علم الهدی سید شریف مرتضی
انتظار واحد تحقیقات مسجد مقدس جمكران
امام مهدی در حدیث ثقلین جمعی از نویسندگان
مهدی منتظر در نهج البلاغه فقیه ایمانی مهدی
زنان در حكومت امام زمان علیه السلام طبسی محمد جواد
ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان هاشمی شهیدی سید اسد الله
ولادت حضرت حجة بن الحسن العسكری (عج) زیر نظر سید محمد رضا آقامیری
ملاقات با امام زمان (عجلّ اللّه تعالى فرجه الشّریف) ابطحی سید حسن
شفاعت در روایات و گفتار صحابه
1.انس مي گويد:از پيامبر صلي الله عليه واله وسلم درخواست كردم كه در قيامت درباره من شفاعت كند وي پذيرفت و فرمود:من اين كار را انجام مي دهم.به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم گفتم:شما را كجا جست و جو كنم ؟ فرمود: در كنار صراط
.(الجامع الصحيح ج4ص 621ح2433)
2.سوادبن قارب نزد پيامبر امد و در ضمن اشعاري از وي درخواست شفاعت كرد:اي پيامبر:روز قيامت شفيع من باش.روز شفاعت ديگران به حال سوادبن قارب به مقدار رشته وسط خرما سودي نمي بخشند.(و كن لي شفيعا يوم لا ذو شفاعه:بمغن فتيلا عن سواد بن قارب در بعضي از نسخه ها سواد بن عاذب و در بعضي سواد بن قارب ثبت گرديده است.
(الدرر السنيه ص 29 كشف الارتياب ص 263 الاصابه ج2 ص 96 اسدالغابه ج3 ص 375)
3.ابن عباس مي گويد: وقتي علي عليه السلام از غسل دادن پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم فارغ شد.فرمود:پدر و مادرم فداي تو.تو پاك و پاكيزه هستي هم در حال حيات و هم در حال ممات. ما را نزد پروردگارت ياد كن.
(امالي شيخ مفيد 105 و بحارالانوار به نقل از امالي ج 22 ص 527)
4.ابوبكر كفن را از روي پيامبر صلي الله عليه واله و سلم باز كرد و پيامبر را بوسيد و همان سخن علي عليه السلام را گفت.
(كشف الارتياب 265 )
5.در خلافت عمربن خطاب مردم دچار قحطي شدن.بلال بن حارث كه از اصحاب پيامبر بود نزد قبر نبي اكرم آمد و گفت اي فرستاده خدا براي امت خود طلب باران كن چرا كه آنها هلاك شدند پيامبر در خواب اين شخص امد و خبر داد كه به زودي باران مي بارد.
(فتح الباري ج 2 ص 398- السنن الكبري ج 3 ص 351 – وفاء الوفا ج4 ص 1374)
6.روايتي از پيامبر صلي الله عليه واله و سلم است كه فرمود:«اعطيت خمسا...و اعطيت الشفاعه فادخرتها لامتي فهي لمن لا يشرك بالله شيئا» خداوند بزرگ به من پنج امتياز داده است ... كه يكي از آنها شفاعت است و آن را براي امت خود نگه داشته ام . شفاعت براي كساني است كه شرك نورزند.
(مسند احمدج1 ص 301- سنن نسائي ج1 ص 172- سنن دارمي ج1 ص 323)
و...
وظایف ما درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
دوست محترم
درباره وظایف و تکالیف شیعیان در دوران غیبت، سخن های بسیاری گفته شده است و حتی در بعضی کتاب ها از جمله کتاب «مکیال المکارم» تا هشتاد وظیفه برای منتظران حضرت مهدی (عج) شمرده شده است. ما در این جا به تعدادی از مهم ترین این وظایف اشاره می کنیم:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام مهدی (ارواحنا فداه)
نخستین وظیفه ما، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است این موضوع تا بدان درجه اهمیت دارد که در روایات آمده هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. (بحارالانوار، ج8، ص 368)
2 ـ دوری از بدی ها و آراستگی به خوبی ها؛
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس دوست دارد از یاران قائم (عج) باشد، باید که منتظر باشد و در این حال پرهیزکاری و اخلاق نیکو داشته باشد... (غیبة نعمانی، ص 200)
انجام واجبات و ترک کارهای حرام اهمیت بسیار زیادی دارد.
3 ـ دعا برای تعجیل در فرج؛
یکی از وظایف شیعیان که خیلی تاکید شده، دعای فرج است. امام مهدی (عج) می فرمایند: برای تعجیل در فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما همان است. (غیبة طوسی، ص 176).
در کنار همه این وظایف باید به خودسازی مشغول بود و اطرافیان را هم نسبت به این امر مهم راهنمایی کرد.
در پناه امام مهدی (عج) موفق باشید.
کتابشناسی وهابیت(2)
به نام خدا
با سلام خدمت برادران و خواهران مسلمان (شيعه و سني) همان طوري كه قبلا به شما قول داده بودم تا كتبي را كه به نحو مطلوبي در مورد وهابيت و نقد اين فرقه نوشته شده براتون معرفي كنم.لذا امروز دوره 5جلدي كتابي مختصر و مفيد در مورد نقد وهابيت را خدمت شما معرفي مي كنم:
جلد اول:
موضوع بحث:توحيد و زيارت
موضوعات كلي مورد بحث در اين جلد:
- توحيد وشرك در عبادت
- اقسام توحيد و شرك
- اهميت توحيد در عبادت
- عبادت چيست؟
- علماي شيعه و زيارت مرقد رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم
- اجماع و اتفاق علماي اهل تسنن بر جواز زيارت رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم
- عمل اصحاب و تابعين در مورد زيارت
- كيفيت زيارت مرقد رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم
- آثار زيارت
- جواز زيارت قبور مومنين
- جشن ، سوگواري و تبرك جستن
- تبرك جويي در آيات و روايات
- بنيان گذاران مخالفت با توسل و تبرك
- زيارت وتبرك به قبور در فتاوا

جلد دوم:
موضوع بحث:دعا و توسل
موضوعات كلي مورد بحث در اين جلد:
- حاجت خواستن از پيامبر واولياي خدا عليهم السلام
- حاجت خواستن از پيامبر صلي الله عليه واله وسلم بعد از وفات ان حضرت
- توسل به انبيا و اولياي خدا در دعا
- توسل چيست؟
- جواز توسل از ديدگاه روايات
- توسل به پيامبر صلي الله عليه واله وسلم بعد از وفات آن حضرت
- سيره و اقوال علما

جلد سوم:
موضوع بحث:تبرك وقبور
موضوعات كلي مورد بحث در اين جلد:
- شيعه ومسئله بناي بر قبور
- تعمير قبور
- براهين وهابي ها براي تخريب قبور
- نمونه هاي از برخورد مسلمين با قبور انبيا و اوليا عليهم السلام
- نگاهي به تاريخ اسلام وتكريم قبور
- احداث مسجد بر قبور
- نماز خواندن در مشاهد مشرفه
- بررسي مسئله از ديدگاه فقهي واصولي
- تاريخ اسلام ونماز در كنار قبور
- دعا كردن در كنار قبور
- اعتكاف در كنار قبور
- بررسي مسئله از ديدگاه فقه اماميه

جلد چهارم:
موضوع بحث:شفاعت
موضوعات كلي مورد بحث در اين جلد:
- شيعه و شفاعت
- شفاعت خواهي از ائمه از نظر وهابي ها
- طلب شفاعت از پيامبر در زمان حيات و ممات
- طلب شفاعت در كلام علماي عامه
- سيري در سخنان علماي مذاهب اربعه
- پاسخ اشكالات مربوط به اصل شفاعت
- تمايزهاي شفاعت حق و شفاعت باطل
- شرايط شفاعت

جلد پنجم:
موضوع بحث:عدم تحريف قرآن
موضوعات كلي مورد بحث در اين جلد:
- افتراي تحريف قران به شيعه
- بررسي واژگاني تحريف
- اعتقاد بزرگان شيعه به تحريف ناپذيري قرآن
- نگاهي به روايات تحريف
- اقسام تحريف قران
- تحريف قران از ديدگاه اهل تسنن
- دلايل عدم تحريف قرآن
- دلايل قائلين به تحريف
برادران وخواهران عزيز جهت دسترسي به اين كتاب مي توانيد با شماره تلفن دفتر پخش اين كتاب تماس بگيريد و مراحل خريد آن را خودتان انجام دهيد. موفق باشيد و پيروز در پناه حق.
شماره 7743426-0251-0098
مغالطه های محمد بن عبدالوهاب
به نام خدا
با سلام خدمت همه كاربران اينترنتي به خصوص برادران شيعه و سني كه در مورد نقد وهابيت بنده را همراهي مي كنند .وهابيتي كه دشمن شيعه و سني و اسلام است . وهابيتي كه با حمايت دشمنان اسلام به وجود امد و اكنون با برنامه ريزي و حمايت هاي دشمنان اسلام تيشه به ريشه اسلام و مسلمانان مي زنند.
موضوعي كه امروز مي خواهم در مورد ان برايتان بنويسم در پي موضوعات گذشته و ادامه مطالب پيشين است.
موضوع امروز ما:مغالطه هاي محمد بن عبدالوهاب(در مورد مساله شفاعت)
محمد بن عبدالوهاب ظاهرا متوجه اشكال شده . لذا در كتاب كشف الشبهات درصدد پاسخ بدان برامده است.دراين كتاب بعد از آن كه مي گويد:«شفاعت را بايد از خدا خواست» چنين ادامه مي دهد:
«اگر كسي به شما گفت:خداوند به پيغمبرش محمد اذن شفاعت داده است و من از او چيزي را طلب مي كنم كه خدا به او عطا كرده است،اين چه اشكال دارد؟پاسخ اين است كه:بله خداوند به پيغمبر قدرت شفاعت داده اما در ضمن تو را از طلب شفاعت نهي كرده و فرموده :با خدا و به همراه خدا هرگز كسي را نخوانيد واز كسي طلب نكنيد»(كشف الشبهات ص 15)
محمد بن عبدالوهاب در اين جا به جاي پاسخ صحيح به اشكال ، روش بحث و جدل را به پيروانش تعليم مي دهد و مي گويد:اين طور بحث كن.
اين اشكال به انان وارد مي شود كه وقتي خداوند به پيغمبرش اذن و قدرت شفاعت داده پس طلب شفاعت از او طلب فعلي است كه خدا قدرتش را به او عطاكرده و اين نبايد شرك باشد به جاي پاسخ از اين اشكال مي گويد:تو نهي شده اي پس طلب نكن! واين يك مغالطه است.
پاسخ ديگري كه براي رفع اشكال مي دهد اين است كه مي گويد:
«شفاعت به غير پيامبر هم داده شده است پس صحيح است كه ملائكه و اوليا شفاعت كنند اما آيا معناي ان اين است كه خداوند به آنان حق شفاعت داده و من هم از انان طلب شفاعت كنم؟اگر چنين عقيده اي داشته باشي پس دچار عبادت صالحين شده اي و اين همان شركي است كه خداوند در كتابش آن را غير قابل بخشش ذكر كرده است.و اگر بگويي:نه، سخن خودت باطل خواهد شد كه مي گفتي خدا به او شفاعت را داده است ومن از او چيزي را طلب مي كنم كه خدا به او عطا كرده است.»(كشف الشبهات ص 15)
اگر دقت كنيد مي بينيد اين نحوه استدلال محمد بن عبدالوهاب يك استدلال مصادره به مطلوب است.
اصلا بحث اين است كه ايا طلب شفاعت از پيغمبر يا اوليا يا ملائكه شرك است يا شرك نيست؟
وي در پاسخي كه داده مسلم گرفته كه شرك است.مي گويداگر طرف مقابل تو گفت بله ما طلب شفاعت مي كنيم به او بگو پس تو دچار پرستش صالحين شده اي كه خداوند ان را شرك قرار داده است.
بحث ما همين است كه ايا طلب شفاعت عبادت و پرستش است يا نه؟
آن وقت ايشان همين را به عنوان دليل ذكر كرده است كه چون طلب شفاعت عبادت است پس شرك است در حالي كه ما طلب شفاعت را اصلا عبادت نمي دانيم .پس دليل او عين مدعاست.
ما مي گوييم:
خير ! شرك نيست ، خداوند شفاعت را به صالحين عطا كرده همان طور كه به پيغمبر هم عطا كرده است پس هم از پيغمبر و هم از صالحين مي توان طلب شفاعت كرد.اين كه گفته است «دچار پرستش صالحين شدي»اين اول كلام است و مورد قبول ما نيست زيرا مصادره به مطلوب ومدعا را دليل قرار دادن است.
ما مي پرسيم در كجاي قران است كه اگر از صالحين طلب شفاعت كنيد او را عبادت كرده ايد؟
كدام مفسري اين را گفته است كه به قران نسبت مي دهيد ومي گوييد:
«خداوند در كتابش ذكر كرده اين شركي است كه ان را نمي بخشد»
لطفا جواب بدهيد؟؟
گریه پيامبر بر متوفى و ترغيب بر گریه
در صحيح مسلم از عبدالله بن عمر روايت كند كه گفت :
سعد بن عباده بيمار شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله ، براى عيادت ، همراه با عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص و عبدالله بن مسعود به ديدار او رفتند. بر بالينش كه رسيدند مدهوشش يافتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
آيا جان سپرده است ؟ گفتند: نه ، اى رسول خدا!
پيامبر صلى الله عليه و آله به گريه افتاد.
مردم نيز كه گريستن رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدند به گريه افتادند. فرمود: آيا نمى شنويد؟ خداوند بر سر شك ديده عذاب نمى كند، و بر اندوه دل نيز، ولى به خاطر اين - با اشاره به زبان خود - عذاب مى كند يا مى بخشايد. (1)
2 - گريه پيامبر صلى الله عليه و آله بر پسرش ابراهيم :
در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، سنن ابى داود و سنن ابن ماجه از انس بن مالك روايت كنند كه گفت : (2)
با رسول خدا صلى الله عليه وآله وارد شديم ...ابراهيم در حال جان سپردن بود.
چشمان پيامبر اشك ريزان شد،
عبدالرحمان بن عوف گفت : اى رسول خدا! شما هم ؟!
فرمود: پسر عوف ! اين رحمت است سپس بر آن افزود و فرمود:
درست مى بينى ديده گريان است و دل اندوهبار، ولى هرگز چيزى - جز آنچه كه پروردگارمان را خشنود كند - بر زبان نياوريم . اى ابراهيم ! براستى كه ما از جدايى تو اندوهگينيم . (3)
اين روايت در سنن ابن ماجه چنين است :
انس بن مالك گويد: هنگامى كه ابراهيم پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله جان سپرد، پيامبر صلى الله عليه و آله به حاضران فرمود: او را در كفن هايش نپوشانيد تا براى آخرين بار ديارش كنم . سپس بر بالينش آمده بر روى او خم شد و گريست . (4)
در سنن ترمذى آمده است :
جابر بن عبدالله گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله دست عبدالرحمان بن عوف را گرفت و با وى بر بالين پسرش ابراهيم آمد و او را كه در حال جان سپردن بود در بر گرفت و بر دامن نهاد و گريستن آغازيد. عبدالرحمان بن عوف گفت : آيا گريه مى كنى ؟ مگر شما نبودى كه از گريه كردن باز مى داشتنى ؟!
فرمود: نه ، من از فغان و فرياد دو گروه احمق و سفيه گناهكار باز داشتم : آنان كه هنگام مصيبت چهره مى خراشند و گريبان مى درند و ناله هاى شيطانى سر مى دهند. (5)
3 - گريه پيامبر صلى الله عليه و آله بر نوه خويش :
در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، سنن ابى داود و سنن نسائى روايت كنند:
دختر پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن حضرت پيام داد: نزد ما بيا كه ، پسرى از من جانسپار است . پيامبر برخاست و همراه با سعد بن عباده و مردانى از اصحاب خويش به ديدار آنها آمدند.
كودك را كه در حال نفس زدن و جان دادن بود نزد آن حضرت آوردند. سرشك ديدگان پيامبر صلى الله عليه و آله به جوشش آمد.
سعد گفت : اى رسول خدا! چه مى بينم ؟!
فرمود: اين رحمت و عطوفتى است كه خداوند در دلهاى بندگانش قرار داده است ، و خداوند تنها بندگان رحيم و مهربان خود را مورد رحمت و بخشايش قرار مى دهد. (6)
پی نوشتها :
--------------------------
1-صحيح مسلم ، جلد دوم ،ص 636، كتاب الجنائز، باب 6.
2-عبارت از صحيح بخارى است .
3-صحيح مسلم ، جلد 4،ص 1808، كتاب الصبيان ، سنن ابى داود، جلد 3،ص 193، باب البكاء على الميت ، سنن ابن ماجه ، جلد 1،ص 507. صحيح بخارى ، جلد 1،ص 158.
4-سنن ابن ماجه ، جلد 1(ص ) 473، كتاب الجنائز.
5-سنن ترمذى ، جلد 4 ص 226، كتاب الجنائز، باب الرخصه فى البكاء على الميت . اين حديث نزد علماى حديث شناس مكتب خلفا حديثى حسن است .
6-صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب قول النبى صلى الله عليه و آله : يعذب الميت ببعض بكاء اهله عليه . كتاب المرضى ، باب : عباده الصبيان جلد 4،ص 3 و 191. كتاب التوحيد، باب : ان رحمه الله قريب من المحسنين . صحيح مسلم ، كتاب الجنائز، باب : البكاء على الميت جلد 2 ص 636 حديث 11. سنن ابى داود، كتاب الجنائز، باب : البكاء على الميت جلد 3 ص 193 حديث 3125. سنن النسائى ، جلد 4 ص 22، كتاب الجنائز، باب الامر بالاحتساب و الصبر. مسند احمد، جلد 5 ص 204 و 206 و 207.
شیعه وشفاعت(ادامه پست قبلی)
توحید افعالی معنایش همین است . این مطلب در افعال خودمان نیز صادق است من اگر تصورم این باشد که چیزی را می توانم بدون این که قدرت و توانایی از ناحیه خدا به من داده شده بردارم این شرک است. چرا می گوییم :
«بحول الله و قوته اقوم و اقعد» - «اقوم» یعنی من قیام می کنم . «اقعد» یعنی من می نشینم اما به حول و قوه خدای متعال.
اما
اما
اما
اما
اما کدام مسلمان است که این گونه از پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم درخواستن کند؟
مگر وقتی از پیغمبر یا امام حاجت می خواهیم یا طلب شفاعت می کنیم چنین اعتقادی داریم؟
اگر این اعتقاد را داشته باشیم که پیغمبر صلی الله علیه واله و سلم بدون این که خدا به او اذن و قدرت دهد قادر بر شفاعت است یا قادر است بیمار ما را شفا بدهد یا حضرت ابوالفضل علیه السلام بدون این که خدا به او این قدرت را داده باشد و بدون این که دعا کند و از خدا بخواهد قادر است شفا بدهد این شرک است.
اما واقعا اگر از شخص عوامی بپرسیم که حضرت ابوالفضل علیه السلام چطور فرزندت را شفا می دهد ؟ مسلما خواهد گفت:از خدا می خواهد و خدا شفایش می دهد و یا ممکن است بگوید: خداوند به او چنین قدرتی داده است.
این بحث ادامه دارد....
شیعه و شفاعت
البته از آنجایی که دلایل روشن و محکمی ندارند بیشتر به خطابه و شعار متوسل شده اند در عین حال دلایل آنها را ذکر می کنیم و سپس به آنها پاسخ می دهیم.
دلیل اول : شفاعت مخصوص خداست.
یکی از مطالبی که از کلماتشان استفاده می شود این است که می گویند:«الشفاعة کلها لله» شفاعت به طور کلی از آن خداست.
و بر ابن مطلب به آیاتی از قران هم تمسک می جویند منظور از این که شفاعت برای خداست . این نیست که خداوند نزد کسی شفاعت کند زیرا کسی بالاتر از خداوند نیست که خدا نزد او شفاعت کند بلکه می گویند امر شفاعت به دست اوست و بدون اذن خدا هیچ کس حق شفاعت ندارد. اصل این مطلب اساسا صحیح است از آیات قرآنی نیز همین مطلب استفاده می شود مثل این آیه شریفه :
«.....من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه ...»
کیست که نزد خداوند شفاعت کند مگر به اذن او
اما سخن اینان آن است که شفاعت فعل خداست و به همین دلیل درخواست چنین فعلی از غیر خدا شرک است .بازگشت این سخن به یک قیاس است:
صغرای این قیاس این است که:شفاعت فعل مخصوص خداست.
وکبرای قیاس نیز این است:هر فعلی که مخصوص خداست طلب ان از غیر خدا شرک است.
نظیر این قیاس را در غیر شفاعت نیز قائلند:مثل طلب حاجت از پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم و یا ائمه علیهم السلام و می گویند از آن جا که فعل مخصوص خدا را از غیر خدا درخواست کرده مشرک است.
برای روشن شدن این دلیل ابتدا چند سوال مطرح می سپس به پاسخ می پردازیم :
سوال اول:مقصود از کبرای این دلیل چیست؟ البته صغرا را قبول داریم که شفاعت فعل خداست و امر شفاعت به دست اوست و این مطلب صریح ایات قران است اما این که می گویند در خواست فعل خدا از غیر خدا شرک است یعنی چه؟؟
درباره این مطلب که آیا طلب غیر مقدور از کسی شرک است یا نه در کلمات محمدبن عبدالوهاب و دیگران توضیحی دیده نمی شود وحتی می توان گفت نوعی اجمال و اختلاف در سخنان انان به چشم می خورد ولی در ضمن جستجو در کلماتشان به تعبیری بر می خوریم که شاید بتوان با ان این دلیل را به نوعی توجیه کرد وتوضیح داد.می گویند:
هر فعلی که غیر خدا بر آن قدرت ندارد در خواست چنین فعلی از غیر خدا شرک است. (کشف الارتیاب ص ۲۰۷-۲۰۸)
این بحث ادامه دارد
وهابیت در یک نگاه اجمالی
شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۶در عونيه نجد متولد شد و در دمشق بتحصيل پرداخت و از علماء حنبلی اراء ابن تيميه متوفی در سال ۷۲۸ و ابن قيم الجوزيه شاگرد او متوفی در سال ۷۵۱ را آموخت. ابن عبدالوهاب به بغداد و بصره مسافرت کرد و مذهب حنبلی را تکميل کرد و در بازگشت، محمد بن سعود را که بر قبائل عتوب و عنزه امارت داشت به وهابیت دعوت کرد. و او نيز این عقیده را با جان و دل پذیرفت و افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب را شعار حکومت خود کرد و برای نشر آن با شهر های مجاور خود پيکار ها کرد و مرکز حکومت خود را درعيه قرار داد، در آنزمان رياضی ها از دعوت او سرپيچيدند و دهام بن دواس امير رياض با ابن سعود سالها پيکار کرد تا عاقبت مغلوب شد و حکومت رياض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزيز بن سعود به امارت رسيد. او نيز برای نشر آئین وهابيت کوششها و جنگها کرد. در سال ۱۲۱۵ پانزده هزار تن از وهابیون برای پاک کردن شهر کربلا از "نمادهای شرک" به شهر کربلا حمله کرده و خزينه و حرم حسين پسر علی را بکلی تخریب کردند. [نیاز به ذکر منبع] چون اين خبر منتشر شد فتحعليشاه قاجار، پادشاه وقت ایران، صد هزار لشگر فراهم کرد و سليمان پاشا والی بغداد نيز لشگری جدا برانگيخت که با لشکر وحابیون در صحرای نجد رزم کنند لکن در ايران جنگ روسيه پيش آمد و در عراق جنگ کردها برای برپایی کشور مستقل خودشان برپا شد و بدين صورت تفکر وهابیت به شکلی قدرتمند ظهور کرد.
بنابر روایات شیعیان، افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب منجر به نزاعهای خونینی در عراق و کشته شدن هزاران نفر از شیعیان در شهرهای شیعه نشین عراق و طائف و همچنین در میان مناطق صوفیه کردستان عراق و ترکیه شد.
وهابیت در ۵۰ سال گذشته مذهب درباری سعودی بوده است، اما گروهی تندرو از این میان بنام القاعده و سلفیهای تکفیری (سلفی جهادی) ظهور نموده و باعث انشعاب در مکتب وهابیت شده اند.
![]()
توحید و زیارت
با سلام خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان وبلاگ.
امروز هم با یه کتاب خیلی خوب در خدمت شما عزیزان هستم امیدوارم که این کتاب را مطالعه کنید.
نام کتاب:توحید و زیارت
نویسنده:آیة الله سیدحسن طاهری خرم آبادی
ناشر:موسسه بوستان کتاب
مراکزپخش:تهران-خ فلسطین جنوبی-دست چپ کوچه دوم تلفن ۶۶۴۶۰۷۳۵
قم-چهار راه شهدا بوستان کتاب
مشهد-چهار راه خسروی مجتمع یاس جنب دفتر تبلیغات اسلامی تلفن ۲۲۳۳۶۷۲
و...
![]()
فهرست کلی که نویسنده به آن در کتاب پرداخته است:
شرح حال مختصری از پایه گذاران فرقه وهابیت
توحید وشرک
زیارت
جواز سفر برای زیارت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم
جواز زیارت قبور مومنین
جشن و سوگواری . تبرک جستن
و...
