وهابیت ومساله شفاعت؟!

طلب شفاعت از غير خداوند به اين نحو كه گفته شود اى اولياء خدا در روز قيامت شفيع من در نزد خدا باشيد تا از عذاب الهى در امان باشم، صحيح نيست و فقط بايد طلب شفاعت از خود خداوند صورت گيرد و خصوصاً اگر طلب شفاعت از روح مرده اى كه به برزخ منتقل شده، صورت پذيرد اين عين شرك محسوب خواهد گرديد.

پاسخ:

اولا- طلب شفاعت همان «طلب دعا» مى باشد يعنى ما از افراد موجه يا ارواح مقدّسه و يا ملائكه الهى مى خواهيم كه براى ما طلب آمرزش و دعا بنمايد، و طلب دعا و آمرزش از پيامبر يا صالحان امرى پسنديده است كه وهابيون نيز در هنگام زنده بودن فرد آن را جائز مى شمرند.

* نيشابورى در تفسير خويش در ذيل آيه شريفه «و من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها...» مى گويد: شفاعت به درگاه خداوند همان دعا كردن شخصى مسلمان مى باشد.

* فخررازى در تفسير آيه شريفه «و يستغفرون للذين آمنوا ربّنا وسعت كل شى رحمةً» مى گويد: اين آيه نشان مى دهد كه ملائكه انسانهاى گناهكار را شفاعت مى كنند. (تفسير مفاتيح الجنان) پس اگر ما از فرشتگان چنين تقاضايى بكنيم مرتكب خلافى نگرديده ايم.

* همچنين خداوند به پيامبر مى فرمايد: «واستغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات».

* نجارى در صحيح بابى دارد بنام «اذ استشفعوا الى الامام يستسقى لهم لم يردّهم».

ثانياً- اينكه وهابيون عنوان مى كنند طلب دعا از فرد پس از مرگ او جايز نيست و لذا نمى توان از پيامبر يا ائمه يا سايرين پس از مرگ طلب دعا نمود، نيز نادرست است چرا كه براساس آيات و روايات پيامبر و ائمه و شهدا و نظاير آنان با مرگ نمى ميرند و بلكه زنده مى باشند.

* «و لاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل اللّه اموات بل هم احياء عند ربهم يرزقون».

* على (ع) پس از تفسيل پيامبر (ص) خطاب به ايشان فرمود:

«بابى انت و امّى اذكرنا عند ربك واجعلنا من بالك»، (نهج البلاغه- خطبه 235)

* ابوبكر نيز پس از وفات پيامبر، خطاب به جسد مطهر ايشان گفت:

«بابى انت و امّى طبت حيّاً و ميّتاً واذكرنا عند ربكً» (السيرة الجبيه- 3/392)

ثالثاً- آنچه شرك محسوب مى شود و توجيه عبادى و توحيد افعالى را مخدوش مى سازد آن است كه ما وقتى طلب شفاعت از غير خدا مى كنيم او را قادر بالاستقلال بدانيم و به جاى خداوند او را قرار دهيم و حال آنكه چنين نيست و ما تنها آنان را به واسطه آبرويى كه در نظر خداوند دارند واسطه بين خود و معبود قرار مى دهيم.

* «والذين لايدعون مع اله الهاً آخر...» (سوره شريفه فرقان- آيه 68)

آيه اشاره دارد كه اگر با خدا و هم عرض او ديگرى را بخوانيد مشرك گشته ايد.

* «و يعبدون من دون اله ما لايفرّهم و لاينفعهم و يقولون هولاء شفعاءنا عنداله» (سوره شريفه يونس- آيه 18)

باز ملاحظه مى گردد كه بحث «عبادت غير خدا» مطرح مى باشد و ملاك شرك عبادت غير او مى باشد.

* «و اذ تخلق من الطينى كهية الطير باذنى نتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى...» (سوره شريفه مائده- آيه 110)

در اين آيه شريفه نيز ديده مى شود كه اگر حضرت عيسى (ع) و يا ساير اولياء الهى قدرتى دارند همه «باذن اللّه» مى باشد و هيچ كس از خود مستقلا قدرتى ندارد، لذا اگر ما با اين ديدگاه از اولياء الهى طلب دعا و شفاعت نمائيم مشكلى ايجاد نخواهد گرديد.

وهابی ها و اعلام جهاد بر ضد شیعه

وهابی ها در صدو ر فتواهای غیر اسلامی و انسانی خود  کار را به جایی رسانده اند که حتی فتوا به جهاد بر ضد شیعه می دهند و می گویند اگر دولت وحکومت به دست سنی ها بیفتد باید بر ضد شیعه قیام کنند؟؟!!

از شیخ عبدالرحمان براک از مفتیان سعودی استفتا شده:«هل یمکن ان یکون هناک جهاد بین فئتین من المسلمین »(ای :السنه مقابل الشیعه؟)

آیا امکان جهاد میان اهل سنت وشیعه وجود دارد؟

وی پاسخ داده :..اگر اهل سنت دارای دولت مقتدری باشند و شیعه برنامه شرک آمیز خود را اظهار نمایند(مانند اعتقاد به وصایت علی بعد از پیامبر و مراسم عزاداری برای حسین و توسل به علی )در این صورت بر اهل سنت واجب است که علیه شیعه اعلام جهاد کرده و آنان را به قتل برسانند.(سایت المنجد سوال ۱۰۲۷۲)

یا صاحب الزمان ادرکنی

خشم وهابيت از اتحاد مسلمانان پشت سر حزب‌الله


«شيخ صفر الحوالي»، مفتي وهابي در وب‌سايت خود اعلام نموده است: حزب‌الله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و همچنين گفته كه براي حزب‌الله دعا نكنيد.

۱۵ مرداد ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۵۶ تعداد بازديد: 32648 كد خبر: ۴۴۸۰۸

 

يكي ديگر از روحانيون وهابي سعودي، كه عقايد او همانند اسامه بن‌لادن است، ديروز فتوايي عليه حزب الله صادر كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، به نقل از آسوشيتدپرس، «شيخ صفر الحوالي»، مفتي وهابي در وب‌سايت خود اعلام نموده است: حزب‌الله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و همچنين گفته كه براي حزب‌الله دعا نكنيد.

اين فتوا بنا بر اين نظريه، از سوي وهابيون صادر شده كه شيعيان رافضي هستند. اين فتوا، پيرو فتواي مشابهي صادر شده كه در سه هفته پيش، توسط روحاني ديگري به نام سعودي «شيخ عبدالله‌ بن جبرين»، صادر شده بود، آمده است.

آسوشيتدپرس مي‌افزايد: اين فتوا در حالي صادر شده كه خيابان‌هاي كشورهاي عربي، در حمايت از حزب‌الله و تقبيح اسرائيل، از تظاهركنندگان سني و شيعه پر شده است و حتي كشوري مانند اردن كه بيشتر جمعيت آن‌ را سني‌مذهبان با گرايش‌ هواداري غرب تشكيل مي‌دهند، در اين تظاهرات‌ها شركت كرده‌اند.

گفتني است، اين گونه فتاوا ، اكنون كه جنگ در مراحل پاياني است، تنها نشانگر خشم سران فرقه وهابيت از اتحاد مسلمانان جهان و حتي شهروندان آزاديخواه غيرمسلمان پشت سر جنبش مقاومت اسلامي حزب‌الله است.

قتل عام مردم طائف

شايد بعضى تصوّر كنند كه وهّابيان فقط بلاد شيعه نشين را مورد تاخت و تاز قرار داده اند، ولى با نگاهى به عملكرد سياه آنان در حجاز و شام روشن خواهد شد كه حتى مناطق سنى نشين نيز از حملات وحشيانه آنان در امان نبود.
«جميل صدقى زهاوى» در حمله وهّابيان به طائف مى نويسد: از زشت ترين كارهاى وهّابيان در سال 1217، قتل عام مردم طائف است كه بر صغير و كبير رحم نكردند، طفل شير خوار را بر روى سينه مادرش سر بريدند، جمعى را كه مشغول فرا گرفتن قرآن بودند كشتند و حتى گروهى را كه در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند، و كتابها كه در ميان آنها تعدادى قرآن و نسخه هايى از صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب حديث و فقه نيز بود در كوچه و بازار افكنده و آنها را پايمال كردند(22).
وهّابيان پس از قتل عام مردم طائف طى نامه اى علماى مكّه را به آيين خود دعوت كردند، آنان در كنار كعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابيان پاسخ گويند كه ناگهان جمعى از ستمديدگان طائف داخل مسجد الحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بيان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند چندان گويى كه قيامت بر پا شده است.
آنگاه علماء و مفتيان مذاهب اربعه اهل سنّت كه از مكّه مكرّمه، و ساير بلاد اسلامى براى اداى مناسك حج آمده بودند به كفر وهّابيان حكم كردند، و برامير مكّه واجب دانستند تا به مقابله با آنان بشتابد، و فتوا دادند كه بر مسلمانان واجب است تا در اين جهاد شركت نمايند، و در صورت كشته شدن شهيد خواهند بود.

منبع:سيف الجبر المسلول على الأعداء: 2، از شاه فضل رسول قادرى.

تکفیر مسلمین از سوی وهابی ها

ابن تيميه و تكفير مسلمين و قتل آنان
خطرناكترين چيزى كه ابن تيميه بنيانگزار فكرى وهابيت در آغاز دعوت خويش مطرح ساخت و افكار عمومى را متشنج و عقائد مردم را جريحه دار كرد، متهم ساختن مسلمان به كفر و شرك بود.
او رسماً اعلام كرد: هر كس كنار قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) يا يكى از افراد صالح بيايد و از آنان حاجت بخواهد مشرك است، پس واجب است چنين شخصى را وادار به توبه كنند، و اگر توبه نكرد، بايد كشته شود.
«من يأتي إلى قبر نبيّ أو صالح، ويسأله حاجته ويستنجده... فهذا شرك صريح ، يجب أن يُستتابَ صاحبُه ، فإن تاب، وإلاّ قُتِل»(1).

محمّد بن عبد الوهّاب و تكفير مسلمين و جهاد با آنان
محمّد بن عبد الوهّاب مجدّد ناشر افكار ابن تيميّه مى گويد:
«وإنّ قصدهم الملائكة والأنبياء والأولياء يريدون شفاعتهم والتقرّب إلى اللّه بذلك، هو الذي أحلّ دماءهم وأموالهم»(2).
(همانا هدف آنان وسيله تقرّب به خداوند و شفيع قرار دادن پيامبران، و صالحان است، به همين جهت خونشان حلال و قتلشان جايز است).

شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت
أحمد زينى دحلان مفتي مكّه مكرّمه مى نويسد: «كان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وكان قد حجّ حجّة الإسلام، يقول له: حجّ ثانياً! فإنّ حجّتك الأولى فعلتها وأنت مشرك، فلا تقبل، ولا تسقط عنك الفرض.
وإذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: اشهد على نفسك إنّك كنت كافراً، وعلى والديك أنّهما ماتا كافرين، وعلى فلان وفلان، ويسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وكان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة، ويكفّر من لا يتّبعه، ويسمّيهم المشركين، ويستحلّ دماءهم وأموالهم»(3).
اگر چنانچه كسى به مذهب وهّابيّت در مى آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى گفت: بايد دوباره به زيارت خانه خدا بروى چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است.
و به كسى كه مى خواست وارد كيش وهّابيّت بشود مى گفت: پس از شهادتين بايد گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده اى و پدر و مادر تو نيز در حال كفر از دنيا رفته اند، و همچنين بايد گواهى دهى كه علماء بزرگ گذشته كافر مرده اند.
اگر چنانچه گواهى نمى داد وى را مى كشتند. آرى او بر اين باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده اند، و هركسى را كه از مكتب وهّابيّت پيروى نمى كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى كرد.

فتوى ابن جبرين در كفر شيعه
ابن جبرين كه يكى از مفتيان بزرگ سعودى است سؤال شده كه آيا به فقراى شيعه مى شود زكات داد؟
پاسخ داده طبق نظر علماء اسلامى به كافر نمى شود زكات داد و شيعيان بدون شك به چهار دليل كافر هستند:
1 - آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگويى مى كنند و معتقد به تحريف قرآن هستند و مى گويند كه دو سوم قرآن حذف شده و هركس به قرآن طعنه زند كافر هست و منكر آيه شريفه «وإنا له لحافظون» مى باشد.
2 - به سنت پيامبر و احاديث صحيح بخارى و مسلم نيز طعنه مى زنند و به احاديثى كه در اين دوكتاب آمده عمل نمى كنند چون بر اين عقيده هستند كه روايات اين كتاب ها از صحابه نقل شده و صحابه را كافر مى شمارند. و معتقد هستند كه پس از پيامبر گرامى همه صحابه جز على و فرزندان او وتعداد اندكى مانند سلمان و عمار همه كافر و مرتد شدند.
3 - شيعيان اهل سنت را كافر دانسته و با آنان نماز نمى خوانند و اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند آن نماز را اعاده مى كنند; بلكه آنان معتقد به نجاست اهل سنت هستند و اگر با يكى از اهل سنت مصافحه كنند، دست خود را آب مى كشند.
4 - شيعيان نسبت به على و فرزندان او غلوّ كرده و آنان را به صفاتى كه ويژه خداوند است توصيف مى كنند و همانند خداوند آنان را صدا مى كنند.
تا آن جا كه گفته: «من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها ; حيث أعطاها من يستعين بها على الكفر ، وحرب السنّة»
اگر كسى به شيعيان زكات بدهد قبول نيست; زيرا او با اين كار خود به كسى كمك كرده كه كفر را تقويت مى كند و با سنت پيامبر در حال جنگ است(4).

اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شيعة
از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودى استفتا شده: «هل يمكن أن يكون هناك جهاد بين فئتين من المسلمين (أي: السنة مقابل الشيعة؟».
آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟
وى پاسخ داده: «... إن كان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشيعة بدعهم ، وشركهم ، واعتقاداتهم ، فإن على أهل السنة أن يجاهدوهم بالقتال...(5).
اگر اهل سنت داراى دولت مقتدى باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت على (عليه السلام) بعد از پيامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.

فتواى هيأت عالى افتاى سعودى بر كفر شيعه
هيأت عالى افتاى سعودى در پاسخ به سؤالى پيرامون شيعه نوشته است:
«إنّ كان الأمر كما ذكر السائل من أن الجماعة الذين لديه من الجعفرية يدعون عليا والحسن والحسين وسادتهم فهم مشركون مرتدون عن الإسلام»(6).
همان گونه كه در سؤال آمده است، آنان كه «ياعلى، ياحسين» مى گويند مشرك، و از ملّت اسلام خارج مى باشند.
و اين فتوى به امضاء چهار تن از اعضاى هيأت عالى سعودى به شرح ذيل رسيده است:
رئيس هيأت: عبد العزيز بن عبد اللّه بن باز.
اعضاى هيأت: عبد الرزاق عفيفى، عبد اللّه بن غَدَيان و عبد اللّه بن قعود.
فتواى زرقاوي بر جهاد بر ضد شيعه
زرقاوى رهبر وهابيون عراقى طى اطلاعيه اى كه از طريق اينترنت منتشر گرديد اعلام كرد: مخالفان (شيعيان): افعي ها و دشمنان در كمين نشسته و عقرب هاي حيله گر هستند، ما اكنون به جنگ با دشمن كافر و جنگ دشوار با دشمن حيله گري كه لباس دوست بر تن كرده و به همدلي دعوت مي كند، وليكن شرور است و ارث اختلاف دروني را به ميراث برده، مي پردازيم.
يك ناظر جستجوگر درك مي كند كه شيعيان خطري آشكار و حقيقي هستند. پيام تاريخ كه واقعيت نيز آن را تصديق نموده، اين امر را روشن ساخته كه تشيع، ديني جدا از اسلام است و با يهود تحت شعار اهل كتاب و مسيحيان ملاقات مي كنند، شرك نمايان شيعيان تا جايي است كه قبرها را مي پرستند و در اطراف قبور ائمه طواف مي كنند، به حدي رسيده اند كه ياران پيامبر را كافر مي دانند و به مادر مؤمنان و صالحان اين امت دشنام مي دهند و قرآن كريم را جعل مي كنند.
و در كتب شيعيان كه تاكنون در حال انتشار است به نزول وحي براي آن گروه ادعا شده است و اين يكي از تصاوير كفر و كفرشناسي است.
كساني كه گمان مي كنند شيعيان مي توانند ميراث تاريخي و كينه سياه خود را فراموش كنند، در توهم به سر مي برند و اين همانند آن است كه اين افراد، (متوهمان) از مسيحيان بخواهند صليب كشيدن مسيح را فراموش كنند. آيا يك عاقل چنين كاري مي كند؟
اين قوم علاوه بر كفر خود، براي افزايش بحران حكومت و موازين نيرو در دولت، از مكر و حيله سياسي استفاده و تلاش مي كنند براي تثبيت شرايط محيطي جديد خود، با استفاده از پلاكاردهاي سياسي و سازمان هاي خود با هم پيمانانشان همكاري كنند.
اين قوم خيانتكار در طول تاريخ، اهل تسنن را به مبارزه مي طلبيده و در هنگام سقوط رژيم صدام، شعار «انتقام از تكريت تا انبار» را سر مي داد كه اين مسأله خود بر ميزان كينه آنها نسبت به اهل تسنن دلالت مي كند(7).

منابع:

(1) زيارة القبور والاستنجاد بالمقبور: 156، قريب منه في الهديّة السنيّة: 40، انظر كشف الارتياب: 214.
(2) كشف الشبهات: 58، ط. دار القلم ـ بيروت، مجموع مؤلّفات الشيخ محمّد بن الوهاب: 6/115، رسالة كشف الشبهات.
(3) الدرر السنيّة: 1/46، الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي: 17، كشف الارتياب: 135 نقلا عن خلاصة الكلام: 229 - 330 لدحلان.
(4) السؤال: ما حكم دفع زكاة أموال أهل السنّة لفقراء الرافضة (الشيعة) وهل تبرأ ذمّة المسلم الموكّل بتفريق الزكاة إذا دفعها للرافضي الفقير أم لا ؟
الجواب: لقد ذكر العلماء في مؤلّفاتهم في باب أهل الزكاة أنهّا لا تدفع لكافر ، ولا مبتدع ، فالرافضة بلا شكّ كفار لأربعة أدلة :
الأول: طعنهم في القرآن ، وإدّعاؤهم أنّه حذف منه أكثر من ثلثيه ، كما في كتابهم الذي ألّفه النوري وسمّاه «فصل الخطاب في إثبات تحريف كتاب ربّ الأرباب» وكما في كتاب الكافي ، وغيره من كتبهم ، ومن طعن في القرآن فهو كافر مكذّب لقوله تعالى : «وإنّا له لحافظون».
الثاني: طعنهم في السنّة وأحاديث الصحيحين ، فلا يعملون بها; لأنّها من رواية الصحابة الذين هم كفّار في اعتقادهم، حيث يعتقدون أنّ الصحابة كفروا بعد موت النبي صلى اللّه عليه وسلم إلاّ عليّ وذرّيته ، وسلمان وعمّار ، ونفر قليل ، أمّا الخلفاء الثلاثة، وجماهير الصحابة الذين بايعوهم فقد ارتدّوا ، فهم كفّار ، فلا يقبلون أحاديثهم ، كما في كتاب الكافي وغيره من كتبهم .
الثالث : تكفيرهم لأهل السنّة ، فهم لا يصلّون معكم ، ومن صلّى خلف السنّي أعاد صلاته; بل يعتقدون نجاسة الواحد منّا ، فمتى صافحناهم غسّلوا أيديهم بعدنا ، ومن كفّر المسلمين فهو أولى بالكفر ، فنحن نكفّرهم كما كفّرونا وأولى .
الرابع : شركهم الصريح بالغلّو في عليّ وذرّيته ، ودعاؤهم مع اللّه ، وذلك صريح في كتبهم ، وهكذا غلوّهم ووصفهم له بصفات لا تليق إلا بربّ العالمين ، وقد سمعنا ذلك في أشرطتهم.
ثمّ إنّهم لا يشتركون في جمعيّات أهل السنّة ، ولا يتصدّقون على فقراء أهل السنّة ، ولو فعلوا فمع البغض الدفين ، يفعلون ذلك من باب التقيّة ، فعلى هذا، من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها ; حيث أعطاها من يستعين بها على الكفر ، وحرب السنّة ، ومن وكلّ في تفريق الزكاة حرم عليه أن يعطي منها رافضيّاً ، فإن فعل لم تبرأ ذمّته ، وعليه أن يغرم بدلها ، حيث لم يؤدّ الأمانة إلى أهلها ، ومن شكّ في ذلك فليقرأ كتب الردّ عليهم ، ككتاب القفاري في تفنيد مذهبهم ، وكتاب الخطوط العريضة للخطيب وكتاب إحسان إلهي ظهير وغيرها . واللّه الموفق. اللؤلؤ المكين من فتاوى فضيلة الشيخ ابن جبرين ص39.
(5) سايت المنجد، سؤال شماره 10272.
(6) فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/373 فتوى رقم 3008.
(7) سايت بازتات «BAZTAB.COM»: مورخ 8/3/1384.

ما بر خلاف دیگران تمام نفد ها و حرف های خود رااز سوی سند و با سند و دلایل روشن بیان می کنیم وامیدواریم شما نیز در جواب به مطالب چنین باشین.


فعالیت وهابیان در موسم حج

یکی از شگردهای تبلیغی وهابیان استفاده فراوان از موسم حج است موسمی که در آن صدها هزار حاجی مسلمان از اطراف عالم جمع می شوند. وهابیان از این موقعیت به خوبی در نشر افکار خود سوء استفاده می کنند .

مبلغین را بین حجاج به زبان های مختلف می فرستند و بابحث علمی و اهدای کتاب و دعوت به مراکز علمی شان به تبلیغ مذهب منحرف خود می پردازند.حتی اخیرا مشاهده شده است که در بین حجاج ایرانی کتاب های فارسی بر ضد شیعه را در تیراژ بسیار بالا به طور رایگان توزیع می کنند کتاب هایی که بسیار مرموزانه نوشته شده و در صدد تثبیت عقاید خود و تخریب عقاید شیعه و مذاهب دیگر اسلامی است.

لازم به ذکر است که عقاید پوچ وهابیان نه تنها به شیعیان تاثیر نمی گذارد بلکه سایر مذاهب اهل سنت نیز از عقاید و عملکرد آن ها بیزار هستندو نمونه شکست آنان را در ایجاد گروه انحرافی طالبان و القاعده و فرجام آنان می توان دریافت....

.....فقط در ایام حج سال ۱۳۸۱ ده میلیون و ۶۸۵ هزار جلد کتاب به ۲۰ زبان زنده دنیا توسط دولت سعودی در میان زائران خانه خدا توزیع شده است....

نظرات شما در مورد نویسنده وبلاگ- حسین مهدوی

نويسنده: نسرین

چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت: 19:54

خدا به شما اجر بده خیلی زحمت می کشین

پست الکترونيک

 

نويسنده: کمیل

چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت: 20:4

وبلاگ خوبی داری ای ول

 

نويسنده: علیرضا

چهارشنبه 17 آبان1385 ساعت: 20:37

فکر کنم آدم منطقی وجدی هستی؟
درسته؟؟

 

نويسنده: شاهین کرمانشاهی

پنجشنبه 18 آبان1385 ساعت: 10:16

موفق باشی

پست الکترونيک

 

نويسنده: هادی هدایت

يکشنبه 21 آبان1385 ساعت: 23:56

به نام خدا - سلام خسته نباشيد جناب آقاي حسين مهدوي !
در بدو راه اندازي وبلاگ بنده ( گفتگوي صميمي با وهابيان) حضرتعالي مرا مورد لطف خويش قرار داده بوديد
‎‎؛ پس از آن نيز چندين بار به وبلاگ ناچيز ما ، سر زده ايد ؛ ضمن تقدير از شما وزحمات قابل تشكر كه در مورد وبلاگ پر محتوا متحمل مي شويد، نهايت پوزش را مي طلبم به خاطر وجود نقص فني در برنامه هاي كامپيوترم و هكذا نوپا بودن در وبلاگ نويسي نتوانسته ام زودتر از اين به الطاف شما پاسخ دهم. به ياري خدا بيش از اين با يكديگر آشنا خواهيم شد . نظرات راه گشايتان را از ما دريغ نفرماييد واستدعا دارم در مورد علوم وبلاگ نويسي اطلاعات و منابع بيشتري در اختيار حقير قرار داده و ما را در جهت رفع نقايص وبلاگ ام ياري نماييد. سايه ات مستدام باد. با احترام مجدد: وبلاگ گفتگوي صميمي با وهابيان ــ هادي هدايت

وب سايت

 

نويسنده: چلنگ

پنجشنبه 25 آبان1385 ساعت: 16:42

از نظر شكل وقد وقواره آدمي خوبي هستي اماازنظره عقيدتي انسان متعصب وشيعه افراطي وبي علم وبيسواد هستيد لذا خواهش ميكنم توبه كن ويا نه باابولولو محشور ميشوي

عمروبن عاص

برخی ها از عمروبن عاص  به عنوان رهبر عظیم اسلام یاد کرده اند (کتاب معاویه شناسی نوشته ابومحسن مروج ص ۵۵)که جای بسی تاسف دارد ما اینجا نکاتی را می آوریم که چهره ی واقعی این یارو را مشخص می کند.

۱.پیامبر اکرم (ص) دستور داده بودند که مسلمانان هر زمان او را به همراه معاویه با هم و کنار هم یافتند بین آن دو جدایی بیندازند چون هرگز بر خیر و صلاح اجتماع اجتماع نمی کنند. لا یجتمعان علی خیر (سیر اعلام النبلا ج ۳ ص ۷۲ و تاریخ دمشق ج ۱۳ ص ۲۶۱)

۲.در جریان قتل حمزه شهید - او همراه ولید بن عقبه مشروب خورد و از کشته شدن حمزه شادی کرده و آواز خواندند.( تفسیر قمی  ج ۲ ص ۳۳۲)

۳.و....

 

 

جنايات وهابيت

1 جنايات وهابيان در كربلا و نجف و ساير بلاد عراق

در سالروز عيد غدير در هيجدهم ذيحجه سال 1216 هجري قمري امير سعود بن عبد العزيز وهابي با سپاهي متشكل از بيست هزار مرد جنگي به شهر كربلا حمله ور شد.

كربلا در اين ايام در نهايت شهرت و عظمت بود و زائرين ايراني و ترك و عرب بدان روي مي آوردند.

«سعود» پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گرديد و كشتار سختي از مدافعين و ساكنين و زنان و كودكان آن نمود و برخي عدد كشته شدگان را يكصد و پنجاه هزار تن!

نوشته اند و مي گويند جوي خون در كوچه هاي كربلا به راه افتاد و جالي اين كه اسم اين كار را «جهاد في سبيل الله» و مبارزه بار نشر توحيد مي گذارند!

  • پس وهابي ها حرم مطهر حسين بن علي عليه السلام فرزند حضرت زهرا دختر پيامبر را ويران نموده و ضريح مبارك آن حضرت را از جاي خود كندند و … حبيب بن مظاهر را سوزاندند و تمام ذخائر و نفائس حرم حسيني را چپاول كرده و اسبانشان را در صحن حرم مطهر بستند و در حرم شريف قهوه دم كردند و آن چنان در حرم مطهر،فساد و ويراني بار آوردند كه فاجعه كربلا و حادثه روز حره و كردارهاي بني اميه و متوكل عباسي تكرار شد.

كربلا پس از اين حادثه به وضعي درآمد كه شعرا براي آن مرثيه مي گفتند.وهابيها در مدت متجاوز از دوازده سال،گاه و ناگاه به شهر كربلا و اطراف و همين طور به شهر نجف حمله مي كردند و غارت و كشتار مي نمودند.

وقايع كربلا را بسياري از مورخان شرق و غرب و حتي مورخان سعودي نوشته اند.مي توانيد به كتابهاي تاريخ المملكه العربيه السعوديه،عنوان المجد في تاريخ نجد،تاريخ العربيه السعوديه نوشته دانشمند مشرق«ناسي ليف»و مفتاح الكرامه سيد جواد عاملي و كتب ديگري مراجع فرماييد.

- در نهم ماه صفر در سال 1221 شبانگاه قبل از صبح،وهابيان به نجف حمله كردند و اهالي نجف را غافلگير نمودند حتي برخي از وهابيان از ديوار سور نجف بالا آمدند و نزديك بود شهر نجف را متصرف شوند و حرم شريف اميرالمؤمنين علي عليه السلام را تخريب نمايند كه از اميرالمؤمنين علي عليه السلام كرامات آشكار شد و معجزات روشن ظاهر گشت و از سپاهيان وهابي بسياري كشته شدند و نااميد برگشتد.

در جمادي الثاني سال 1222 وهابيان به بيست هزار جنگجو – بلكه بيشتر- شبانه به نجف حمله كردند ولي با مقاومت مردم روبرو شدند و به شهر حله حمله كردند و سپس به كربلا حمله نمودند و اين شهر را در روز روشن محاصره كردند.اهالي كربلا پشت دروازه شهر مقاومت كردند كشته ها دادند و از دشمن نيز بكشتند و سرانجام وهابيان بازگشتند و در عراق فساد و تباهي راه انداختند.

  • در شعبان و رمضان 1225 وهابيان غزه،كه توانايي حمله به شهرهاي نجف و كربلا را نداشتند،اطراف نجف اشرف و كربلا را احاطه كرده و راه ها را بستند و در امتداد دو فرسنگ يا بيشتر از كوفه تا كربلا زائرين را محاصره كرده بودند و زائرين امام حسين و اميرالمومنين علي عليه السلام را كه از زيارت نميه شعبان به وطن هاي خود باز مي گشتند اموالشان را غارت نموده و به قتل مي رساندند.
  • در سالهاي 1345 و 1346 نيز بارها وهابيان به نواحي مختلف عراق حمله برده و قتل و غارت مي كردندو گوسفندان و احشامشان را مي گرفت و خودشان را هم كشتار مي كردند.سرانجام كار به جايي كشيد كه عراقي ها به دولت انگليس شكايت كرده و گفتند يا شما جلوي وهابيها را بگيريد و يا ما خود شخصا از خويشتن دفاع كنيم كه در پايان هواپيماي لشكر عراق وهابيان را عقب راند.
  • در روز عاشوراي 1425 هجري قمري وهابيان با نام گروه القاعده با انفجارهاي متعدد در كربلاي معلي ما بين صفوف عزاداران حسيني فاجعه كربلا را تكرار نمودند كه باعث به شهادت رسيدن تعداد زيادي از عزاداران اعم از مرد و زن و بچه شد.
  • در روز 25 رجب 1426 هجري قمري مصادف با شهادت امام موسي كاظم عليه السلام وهابيان با نام گروه القاعده با پخش غداهاي مسمون و ايجاد ترس و رعب و انفجارات متعدد در كاظمين ما بين صفوف عزاداران امام موسي كاظم جنايت ديگري را مرتكب شدند كه باعث به شهادت رسيدن حدود 1500 نفر اعم ا ز مرد و زن و بچه شد.
  • پس از اشغال عراق توسط امريكا و متحدانش،وهابيان از اين فرصت ايجاد شده توسط اربابانشان استفاده كردند و براي اقامه اعتقادات شومشان و ضربه زدن به اسلام و ايجاد تفرقه بين مسليمن بارها و بارها مردم مظلوم عراق اعم از شيعه و سني ما عرب و كرد،زن و مرد،بزرگ و كوچك،پير و جوان را هدف اقدامات تروريستي خود قرار داده اند و آنها را به خاك و خون كشيده اند به حدي كه قلم از ذكر آنها ناتوان و شرمسار است.

2-جنايات وهابيت در طائف

در ذيعقده سال 1217 هجري قمري پس از جنگهاي متعددي كه بين اهالي طائف و سپاه وهابيان جنايتكار رخ داد سرانجام اهالي طائف تسليم شده و درخواست عفو و امان نمودند ولي وهابيان خيانتكار پس از ورود به قلعه طائف با هر كسي كه مصادف مي شدند به قتل مي رساندند و زمين قلعه را با خون مردان،زنان و كودكان رنگين كردند.وهابيان حتي به كودكاني كه در گهواره آرميده بودند و اطفال شيرخواري كه در آغوش مادرانشان بودند رحم نكردند و همه را سر بريدند و به خاك و خون كشيدند و گروهي ا زمردم را كه از شهر خارج شده و فرار كرده بودند دنبال كردند و كشتند.پيكر چاك چاك آن بينوايان را طعمه جانوران نموده،آنچه مال و ثروت يافتند به يغما بردند و مجددا سه روز بعد وهابيها براي افرادي كه در داخل خانه ها مخفي شده بودند امان نامه فرستادند و اين بار نيز وهابيها خيانت كرده و اين افراد بيجاره را كه اكثريت آنها را زنان و كودكان تشكيل مي دادند لخت كرده و به مدت 12 روز بدون آب و نان بر فراز تپه اي محاصره نمودند،گاهي با چوب و چماق آنها را مي زدند و گاهي سنگ جاف به سوي آنها پرتاب مي كردند و سرانجام پس از 12 روز سلحشوران دلاور اهل طائف كه تا آخرين نفس سنگر خود را ترك نكرده بودند، و ديگر اندوخته غذايي و رزمي نداشتند به وعده هاي مزدورانه وهابيهاي بي ايمان اعتماد كرده و با دست خالي از سنگرهاي خود بيرون آمدند و هابيها اينها را نيز بر فراز تپه قرار دادند و همگي را از دم شمشير گذراندند و مدت 16 روز پيكرهايشان بر فراز تپه طعمه درندگان و پرندگان بود.

پس از اين قتل عام ها،وهابي ها در جستجوي خانه به خانه آنچه از مال و منال يافتند غارت و سرقت نمودند و به دنبال به دست آوري اموال تمام خانه هاي شهر و حتي توالت ها را كندند و كتابهاي خطي نفيس و ديگر از قبيل قرآن كريم،كتب تفسير،حديث و ديگر علوم قرآني و اسلامي همگي در زير پاي چكمه پوشان وهابي لگدمال شد،جلدهاي چرمي گران قيمت كه توسط هنرمندان اسلامي براي مصاحف شريفه تهيه شده بود در طول قرون و اعصار همانند مردمك ديدگانشان از آنها محافظت مي كردند تبديل به كفش و چاروق گرديد.

وهابيها چون ا ز قتل عام مردم طائف و تقسيم غنائم جنگي فارغ شدند،براساس عقايد پوچ و باطلشان تمامي گنبد و بارگاهها و قبور متبركه و مراقد مطهره و مساجد و مدارس ديني را ويران نموده و با خاك يكسان نمودند و حتي قبر شريف بسياري از صحابه و علما را نبش نموده و بي حرمتي نمودند.

مجددا وهابيان در سال 1343 هجري قمري طائف را محاصره كردند و به زور وارد طائف شدند و مردم را اعم از مرد و زن و اطفال از دم تيغ گذراندند و رقم كشته شدگان

كه در ميان آنها علما و صلحا كم نبودند نزديك دو هزار نفر بود.آنها اموال مردم را غارت كردند و چنان كارهاي زشت مرتكب شدند كه از شنيدن آنها مو بر بدن انسان راست و دل هر انساني كباب مي شود.چنانكه شافعي ها و برخي پرده داران و خدمتگزاران كعبه مكرمه كه براي ييلاق به طائف آمده بودند ديده مي شدند.طبق متون به دست آمده وهابيان آن چنان جناياتي مرتكب شدند كه زبان از بيان و قلم از جريان شرم دارد.

جنايات وهابيون در سوريه

در سال 1225 هجري قمري وهابيان به شام(سوريه فعلي)يورش بردند و دارائي همه مردم را تاراج كردند و غلات را سوزاندند و مردمان بي گناه را كشتند و زنان را اسير كردند و كودكان را به قتل رساندند و خانه ها را ويران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند.

جنايات وهابيان در اردن

در سال 1343 جمعي از وابيها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بي اطلاع و بي خبر«ام العمد» و همسايه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بي گناه را كشتند و غارت كردند ولي طولي نكشيد كه با رانده شدن برخي و اسارت برخي ديگر عقب نشستند پس اسيران وهابي به فرمان انگليس آزاد شدند و به پناهگاههايشان رسانده شدند.

مجددا در سال 1346 وهابيان با سپاهي متشكل از سي هزار نفر به اردن حمله كرده و قتل و غارت و خونريزي به راه انداختند.

جنايات وهابيان در يمن:

در سال 1341 وهابيان با حجاج يمني كه خلع سلاح بودند و هيچ گونه وسيله دفاعي با خود نداشتند رو برو شدند.آنان ابتدا با حجاج همراه شدند و به ايشان امان دادند ولي بعدا نيرنگ به كار بردند و وقتي كه به دامنه كوه رسيدند وهابيان در قسمت بالا و پهناي كوه قرار گرفتند و حجاج يمني در پايين كوه قرار گرفتند سپس وهابيان دهانه توپ ها را به سوي حجاج يمني گرفته و همه را به گلوله بستند و تمامي حجاج يمني را كه هزار نفر بودند كشتند به جز دو مرد كه فرار كردند و جريان كشتار وحشيانه حجاج يمني را به دست وهابيان به اطلاع مردم رساندند.

جنايت وهابيان در حج و تعطيلي حج

در سال 1219 به سبب فتنه و آشوبهايي كه وهابيان در مسير حجاج و عرفات ايجاد كرده بودند و محاصره مكه توسط وهابيان حتي يك تن از حجاج نتوانستند به زيارت كعبه بيايند.

در سال 1220 هجرق قمري كه وهابيها بر مكه تسلط پيدا كرده بودند عراقي ها از حج و زيارت خانه خدا ممنوع شدد.

در سال 1221 نماينده وهابي ها نزد سرپرست حجاج شامي آمده و گفت:به شرط عدم همراه داشتن محمل اجازه ورود به مكه و انجام حج را خواهيد داشت و در نتيجه حاجيان شامي از همان محل به شام برگشتند و آن سال حج را برگزار نكردند.

در سال 1221 محمل مصري ها به دست سعود حاكم وهابي ها آتش زده شد و پس از پايان برنامه حج كسي از طرف سعود ندا در داد كه سال ديگر كسي كه ريش بتراشد نبايد به حج بيايد و ضمنا اين آيه قرآن را خواند «يا أيها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا السمجد الحرام بعد عامهم هذا» ترجمه: اي مؤمنان بدانيد كه مشركان پليدند پس از اين سال ديگر به مسجد الحرام نزديك نشوند.و از همين سال كاروان حج شامي ها و مصري ها و به طور كلي غير از وهابيان به اتهام شرك از اقامه حج و زيارت خانه خدا ممنوع شدند.

بنابراين كاروان حجاج عراقي از سال 1220 و كاروان حجاج شامي از سال 1221 و كاروان مصر از سال 1222 قطع گرديد.بدين ترتيب برنامه حج از عراق چهار سال،از شام سه سال و از مصر دو سال قطع شد تا اينكه در سال 1224 هجري قمري نخستين دولت سعودي و وهابي سرنگون شد و مدينه منوره و مكه معظمه از آلودگيهاي وهابيان پاك شد و حج آزاد گشت.

به واسطه حمايت هاي انگليس مجددا با تشكيل دومين دولت سعودي و تسلط مجدد وهابي ها بر مدينه منوره و مكه معظمه در سال 1924.م محدوديت هايي براي حجاج ايجاد شد.

در سال 1341 وهابيان با حجاج يمني كه خلع سلاح بودند روبرو شدند و به آنان امان دادند ولي بعدا خيانت كرده و وقتي كه به كوه رسيدند از كوه بالا رفته و دهانه توپ ها را به سوي حجاج يمني گرفته و تمامي حجاج را كه هزار نفر بودند كشتند.

در سال 1343 هجري قمري به دليل جنگ ميان وهابيان و اهالي مكه و جده در اين

سال نير برنامه حج كاملا تعطيل گشت.

6 ذي الحجه – در سال 1344وهابيان به دليل حرام دانستن برخي اعمال حجاج مصري در مني،مصريان را به سنگ بسته و عده اي از حجاج مصري را كشتند.

در سال 1407 وهابيان به حجاج ايراني و سوريه اي و لبناني،در ايام حج و در مكه – حرم امن الهي- به جرم سر دادن فرياد برائت از مشركين و كفار حمله كردند و كشتار فجيعي از حاجيان در حال احرام و در حرم امن الهي كردند و مكهاين حرم امن الهي را بر شور اربابان انگليسي و امريكايي خود ناامن نمودند و ايرانيان را عزادار و قلب مسلمانان آزاده جهان را جريحه دار نمودند و ايرانيان را به مدت 3 سال از به جا آوردن اعمال حج محروم نمودند.

وهابيان را در تعطيلي حج و كشتار حجاج نبايد سرزنش كرد چرا كه آنان فقط به قولي كه محمد بن عبد الوهاب به … و انگليسي ها در مانع شدن مردم از حج داده است عمل مي كنند!!!

جنايات وهابيان در افغانستان:

در اواخر سال 1372 شمسي شخص وهابي به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد گرديد و با گوويج از سوي كشور پاكستان و عربستان سعودي و آمريكاي ام الفساد تقويت شد ودر شهريور 1375 شمسي كابل پايتخت افغانستان را تصرف كرد و سپس به كشتار مسلمانان مجاهد و مجاهدان شيعي مذهب روي آورد. و صدها هزار مسلمان را به خاك و خون كشيد و باعث عقب ماندگي افغانستان شد.جهت اطلاع خوانندگان چند نمونه از كشتار بيرحمانه و جنايات ضد اسلامي و انساني طالبان ذكر مي گردد.

در جهاد سال 1377 شمسي اجلاسيهاي در پيشاور تشكيل دادند و 160 نفر از مفتي هاي درباري مزدور اهل سنت و وهابي جمع شده و به رايزني پرداخته و سرانجام فتوائي را صادر كردند كه همه مردان شيعه و پسر بچه هاي شيعه بالاي هفت سال به قتل برسند و زنان و دختران و پسران كمتر از هفت سال شيعه به عنوان برده و كنيز به اسارت درآيند، پس از صدور فتواي ملاهاي مزدور و از خدا بي خبر كشتار و قتل و غارت شيعيان توسط حكومت طالبان آغاز گرديد.

در روز شنبه 17/5/1377 شمسي زنان و مردان و كودكان شهر مزار شريف از روي بامها به رگبار بسته شدند و اهالي شهر را قتل عام كردند و پس از آن به بيمارستانها رفته و بيمارهاي شيعه مذهب را روي تخت خواب بيمارستان به شهادت رساندند و در روز دوشنبه 19/5/1377 شمسي اجساد هزاران شيعه روي زمين انباشته شده و طعمه درندگان شده بود.

در شهر ميمنه هم طالبان به محله شيعيان رفته و تعداد زيادي از زنان و مردان و كودكان آنان را در تكيه خان جمع كرده و بر سر آنها نفت ريخته و طعمه حريق نمودند.

ملا منان نيازي در سخنراني خود رسما اعلام كرد كه هر كس يكي از اهالي هزاره يا يك شيعه را در خانه خود پنهان كند ما آن خانه را با اهلش به آتش مي كشم.سپس گفت:اميرالمؤمنين ما(يعني ملا عمر)براي مردم مزار شريف عفو عمومي داده اما اين عفو شامل شيعه ها و هزاره اي ها نمي شود.

در سنگچارك و بلخاب و باميان و يروان و كاپيسا و … شكم بانوان حامله شيعه را پاره مي كردند و جنين آنان را بيرون آورده و سرش را مي بريدند.زبان مردان و پستان زنان شيعه را نيز مي بردند و چشمهاي آنان را از حدقه بيرون مي آوردند.(اين مطالب در ابتداي عنوان «جنايات افغانستان» بيايد:

در روز جمعه عاشوراي سال 1267 هجري قمري شيعيان قندهار در حسينيه ها جمع و سرگرم عزاداري براي عترت طاهره و ذراري پاك پيغمبر و سبط رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بودند كه ناگهان وهابيان جنايتكار و سني هاي متعصب با انواع اسلحه به حسينه ها وارد شدند و جمع كثيري از شيعيان بي دفاع حتي اطفان آنان را به فجيع ترين وضعي به قتل رسانيدند و اموالشان را به تاراج بردند و سالها شيعيان آزادي عمل نداشتند و حتي در روزهاي عاشورا دو،سه نفري در سردابهاي خانه ماجراي ريحانه رسول الله و مقتولين و مظلومين كربلا عزاداري مي نمودند(1)

(1)نقل از شبهاي پيشاور- چشمديدها تأليف عبد القيوم فدوي – عزاداري سنتي شيعيان.

جنايات وهابيان در پاكستان:

در سال 1979 ميلادي با تأسيس سپاه صحابه – اين ارتش نظامي و تروريستي- در كشور پاكستان تا به امروز هزاران نفر از شيعيان مظلوم و بي گناه پاكستان اعم از مزد و زن و پير و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشيع و دفاع و حمايت از ولايت اهل بيت رسالت عليهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشكر جنگ لي»كه از عمال وهابيت مي باشند در نقاط مختلف پاكستان ترور شده و به شهادت رسيده اند.

مزدوران كوردل وهابي سپاه صحابه،هر روز تني جند از شيعيان شيفته و عاشقان دلسوخته حسيني را به شهادت مي رسانند و غالبا مغزهاي متفكر را نشانه مي روند.تعداد جوانان و فرهيختگان شيعه،كه با ترور ناجوانمردانه سپاه صحابه،شربت شهادت نوشيده و به پيشواي محبوب خود حضرت اباعبدالله الحسين پيوسته اند از شعار بيرون است.

بر اساس گزارش «هرالد» گروه وهابي سپاه صحابه در شهر «هري پور»يك حسينيه،شش خانه و دو مغازه شيعيان را به آتش كشيدند،در شهر «مالو والي»به حسينيه شهر حمله كرده و گروهي را مجروح و شهيد نمودند،و در «كوهات»نيز با نارنجك به حسينيه شهر حمله كردند و شعيان را به شهادت رساندند و در«حيدر آباد» به دسته عزاداران حمله ور شده،24 نفر را مجروح و شهيد نمودند و در 4 جمادي الاول 1424 هجري قمري به مسجد جامع كويته حمله نموده و بيش از پنجاه نفر از نمازگزاران را به جرم ارادت به خاندان عصمت و طهارت به خاك و خون كشيدند.و در ميان شهدا تعداد بسياري زن و بچه به چشم مي خورد.(1)

(1)نقل از كتاب عزاداري سنتي شيعيان.

جنايات وهابيان در مكه

در هشتم ماه محرم سال 1218 وهابيان سرانجام با تهديدات و ادعات فراوان وارد مكه معظم شدند و تمامي مسلمانان و اهالي مكه را كافر خواندند مادامي كه به فرقه ضاله وهابيت نپيوندند و عصر همان روز سعود حاكم وهابي ها گفت:فردا اين قبه و بارگاه ها و اين بت هايي را كه درست كرده ايد بدست خود ويران كنيد تا براي شما جز خدا معبودي نماند. صبح فردا وهابيان متحجر و خرافي به همراه مردم مكه كه از ترس وهابيان را همراهي مي كردند،بيل و كلنگ به دست راه افتادند و گنبدهاي زيادي را كه در گورستان مقلي بود با خاك يكسان كردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خديجه ام المؤمنين و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب كردند.در تاريخ حيرتي آمده:«وهابيان گنبد روي زمزم و نيز گنبدهايي را كه در اطراف كعبه قرار داشت ويران كردند.»

وهابيان تمام مكانهايي را كه مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو كردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب كردن سرود مي خواندند و طبل مي زدند و آواز مي خواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط مي سپردند و مي گفتند:«ان هي الا اسماء سميتموها» يعني اين ها نام هايي است كه شما از پيش خود در آورديد. حتي گفته شده آنها روي قبر سيد محبوب بول كردند! سه روز نگذشت كه تمام آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامي بود ويران شد و از برگزاري نمازهاي متعدد در مسجد الحرام جلوگيري به عمل آمد و ذكر صلوات بر پيامبر و ذكر يا ارحم الراحمين پس از اذان جلوگيري نمودند و به علماي مكه دستور دادند كه عقايد و كتابهاي محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشريع نموده و كتاب «كشف الشبهات»او را تدريس نموده و مخالفت نمودند و بر مردم مكه جور و ستم فراوان روا داشتند و بر اثر همين اذيت و آزارها سرانجام مردم مكه با كمك شريف غالب(والي جده)توانستند وهابيها را از مكه بيرون برانند ولي مجددا وهابيان در سال 1219 ق با چند گروه از نواحي مختلف به سوي مكه معظمه حمله ور شده،شهر مكه را به محاصره خود درآوردند. در اين محاصره كه ماه به طول انجاميد، اهالي مكه فشارهاي طاقت فرسايي را متحمل شدند به صورتي كه در اوايل محاصره،گوشت پرندگان چون كبوتر،در اواسط گوشت حيواناتي چون گربه و سگ و در اواخر گياهان و برگ درختان به عنوان رفع گرسنگي مورد استفاده قرار مي گرفت تا بدانجايي رسيد كه مردم از ترس اينكه مبادا وهابيان بر آنها تسلط پيدا كنند از شدت گرسنگي مي مردند،برخي همين طور كهراه مي رفتند مي افتادند و مي مردند و مرده بچه ها كوچه ها را پر كرده و حتي صف اول نماز جماعت در مسجد الحرام به دشواري پر مي شد و سرانجام اهالي مكه ناچار به امضاي مصالحه با وهابيان در سال 1220 هجري قمري شدند و وهابيان تا سال 1224 هجري قرمي بود مكه تسلط داشتند و در اين مدت اذيت هاي فراواني را بر مردم مكه روا داشتند.از دانشمندان اهل سنت توسط وهابيان بي دليل به شهادت رسيدند و بسياري از اعيان و اشراف بدون هيچ اتهامي به دار آويخته شدند و هر كه در اعتقادات مذهبي ثابت قدم بود به انواع شكنجه ها تهديد مي شد و در مدت اين چهار سال حج تعطيل شد تا اينكه دولت عثماني به كمك اهالي مكه آمده و در سال 1224 هجري قمري سرزمين مقدس مكه را از لوث وهابيان جنايتكار پاك نمود.

مجددا با حمايتهاي سخاوتمندانه نيروهاي انگليسي وهابيان در سال 1343 وارد شهر مكه شدند و جنايات خود را از سر گرفتند و در همان سال برنامه حج تعطيل گشت و در سال 1344 وهابيان برخي از اعمال حجاج مصري را در مني حرام دانسته و آنها را به سنگ، بستند و عده اي از حجاج مصري را در مني كشتند.

6 ذي الحجه در سال 1407 وهابيان حجاج ايراني و حجاج آزاده ديگر كشورها را به جرم سر دادن فرياد برائت از مشركين در مكه به خاك و خون كشيدند و حرم امن الهي را به دستور اربابان خود(آمريكا و انگليس و اسرائيل)با خون حجاج رنگين نمودند.

جنايات وهابيان در مدينه:

در سال 1220 سعود حاكم وهابي ها پس از تصرف مكه دو گردان وهابي به قصود مدينه به سوي دار الهجره رسول اكرم گسيل داشت و نامه اي براي اهالي مدينه فرستاد كه آنان را به اطاعت از خود ترغيب نمايد ولي اهالي مدينه بر اثر جنايات وهابيان در طائف دچار وخشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزيز جواب ندادند و در نتيجه سپاهيان وهابي مدينه را محاصره نمودند و راههاي ورودي مواد غذايي و بشر چشمه«زرقا»را و يران نمودند و بدين ترتيب اهالي مدينه را دچار قحطي، گراني و بي آبي نمودند و پس از ماهها اهالي مدينه مجبور به تسليم و قبول شرايط وهابيان شدند ولي هرگز از ظلم و تعدي وهابيان رهايي نيافتند.

در سال 1221 وهابيان كليه جواهرات و اشياي گرانبهاي حرم مطهر پيامبر و حرم مطهر ائمه بقيع عليهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفيس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشياي غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردين،كه به جاي شمع در آنها يك قطعه الماس شب ها و درخشنده بود سيصد دانه مرواريد بزرگ،يك پارچه سنگ زمرد بزرگ،يك ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و مرصع به الماس و ياقوت با دسته هايي از زمرد و پشم و با آهني از «موصوف»كه نام خلفا و شاهان گذشته روي آنها كنده كاري شده بود كه ابدا نمي شد آنها را قيمت گذاري كرد.

وهابيان پس از اين عمل قبيح مردم را از زيارت قبر پيامبر منع و جلوگيري نمودند و بسياري از گنبد و بارگاههايي را كه در شهر مدينه و بقيع بود ويران كردند و در سال 1221 زوار شامي و در سال 1222 زوار مصري از زيارت مدينه منوره و حرم پيامبر اكرم ممنوع شدند.

سرانجام وهابيان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالي مدينه با حمله عثمانيها از بين رفتند.

ولي متأسفانه مجددا در سال 1343 هجري قمري وهابيها با حمايتهاي بي دريغ و سخاوتمندانه انگليسي ها به مدينه منوره وارد شدند و با گرفتن فتواي زور از علماي مدينه بر جواز ويران كردن قبور و زيارتگاهها در هشتم شوال 1343 هجري قمري تمامي گنبدها و بارگاه ها و ضريح هايي كه در مدينه و اطراف آن بود ويران كردند از جمله ويراني ها وهابي ها در مدينه عبارتند از خراب كردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پيامبر و مزار اسماعيل بن جعفر الصادق و ديگر بزرگان و حتي گنبد مرقد مطهر نبوي را هم به توپ بستند و از همه اين موارد دردناكتر تخريب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ائمه بقيع عليهم السلام و اهل بيت رسول الله بود وهابيان حتي ديوارها و صندوق و ضريحي را كه روي قبرهاي شريف قرار داشت و براي آن هزار ريال مجيدي صرف شده بود.

كاملا از بين بردند و از اين زيارتگاه جز تلي از سنگ و خاك باقي نگذاشتند. و 8 شوال 1343 هجري قمري به خاطره اي تلخ و دردناك براي جهان تشيع تبديل گشت.

تخريب آثار تاريخي و باستاني اسلام:

اينك جهت رعايت اختصار توجه خوانندگان ارجمند را به فهرست برخي از آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن اسلامي بود و به واسطه تحجر و كوته فكري فرقه ضاله وهابيت ويران شده جلب مي كنيم:

1- بارگاه و مسجد حضرت حمزه سيدالشهداء در احد

2- بارگاه ام المؤمنين حضرت خديجه كبري بنت خوليد عليها السلام.

  • بارگاه آمنه بنت وهب مادر پيامبر گرامي اسلام
  • بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامي اميرالمؤمنين
  • بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پيامبر گرامي اسلام و اميرالمؤمنين
  • بارگاه حضرت حوا در جده
  • بارگاه حضرت عبد الله پدر پيامبر در مدينه
  • بيت الاحزان،خانه اي كه حضرت زهرا عليها السلام در آنجا در سوگ پدرش مي گريست.
  • مسجد سلمان در مدينه منوره
  • خانه حضرت زهرا عليها السلام در كوچه حجر در مكه مكرمه
  • جايگاه نفس الزكيه در مدينه منوره
  • خانه رسول الله در مدينه،خانه اي كه حضرت هنگام هجرت به مدينه در آنجا مستقر شد.
  • خندقي كه مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند
  • بارگاه پيامبر خدا،يسع عليه السلام،در روستاي اوجام در قطيف
  • مسجد جوانان در احساء،دومين مسجدي كه پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد.
  • مسجد عباس بن علي در روستاي مطيرفي در احساء
  • زادگاه پيامبر اسلام،خانه اي كه در آن پيامبر گرامي اسلام در شعب هواشم در مكه مكرمه متولد شد
  • خانه ام المؤمنين حضرت خديجه بنت خويلد در مكه مكرمه
  • مسجد الشمس در مدينه منوره محل يكي از معجزات بزرگ رسول خدا
  • خانه حمزه بن عبد المطلب عموي گرامي پيامبر
  • خانه ارقم،كه پيامبر و يارانش در آغاز بعثت در آن گرد مي آمدند
  • بارگاه شهداي بدر و جايگاهي كه براي پيامبر در غروه بدر نصب نمودند
  • خانه حضرت علي عليه السلام كه امام حسن و امام حسين عليهم السلام در آن متولد شدند
  • ديوار اطراف شهر مدينه منوره
  • خانه حضرت امام جعفر صادق در مدينه منوره
  • محله بني هاشم در مدينه منوره
  • مسجد تنبه الوداع
  • مسجد البغله و بسياري ديگر از بقاع متبركه و اماكن مقدسه
  • قرستان المعلي در مكه مكرمه كه بارگاه و مقبره برخي از اهل بيت علهيم السلام و ياران پيامبر در آن قرار دارد.
  • نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين پس از تولد آن حضرت از كعبه
  • بارگاه هاي متعدد در قبرستان بقيع
  • بارگاه ملكوتي ائمه بقيع عليهم السلام

نكته قابل توجه اينكه اين ويرانگري هاي آثار تاريخي اسلام در حالي صورت مي گيرد كه رژيم سعودي و وهابيان از آثار يهوديان در مدينه منوره حافظت و نگهداري مي كنند؛ و با نصب تابلوهاي هشدار دهنده مردم را از نزديك شدن به آنها باز مي دارند

یادبودها

وهابی ها مراسم بزرگداشتی را که از سوی مسلمانان در زاد روز یا ایام وفات مردان الهی برپا می شود بدعت و حرام می شمارند چندان که گویی با بزرگان دین و اولیای خدا دشمنی دیرینه دارند.

محمد حامد فقی از علمای وهابی در پاورقی های خود در کتاب فتح المجید می نویسد:مراسم یادبودی که به نام اولیا همه سرزمین ها را پر کرده عبادت و گرامیداشت آنان است.

ملاحضه می کنید که اشتباه آشکار این عالم وهابی در کجاست ! وی همچون هم باوران خود تعظیم وبزرگداشت را با عبادت یکی دانسته است. خود به خود از سخن او استفاده می شود که این گونه مراسم حرام و غیر شرعی است.؟؟!!

دلیل شرعی بودن بزرگداشت ها و یادبودها :

در این باره دلایل متعددی در قرآن و سیره مسلمانان وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

* دوستی کردن با پیامبر (ص) و اهل بیت او از فرائض دینی و مورد تایید خداوند کریم درقرآن است:«بگو من از شما پاداشی جز دوستی خویشاوندانم نمی خواهم»(شوری /۲۳)

حال اگر کسی بخواهد پس از گذشت چهارده قرن از حیات رسول خدا (ص) و خاندانش به این دستور الهی عمل کند وبه دوستی با آنها اقدام کند راهش چیست؟؟جز این که در روزهای شادمانی آنان شادی کند و در روزهای اندوهشان اندوهگین باشدو...  

تبرک

تبرک جستن به نیکان و برگزیدگان و مکان ها و حرم های مقدس از جمله مسائل اعتقادی است که از سوی معاندان مکتب شیعه هدف سوالات و شبهه های گوناگون قرار گرفته و عاملی برای تفرقه میان برادران مسلمان بوده است.

تبرک جستن به مقدسات به چه دلیل است؟

با رجوع به سیره مسلمانان صدر اسلام به ویژه صحابه رسول خدا (ص) روشن می شود که تبرک جستن آنان به پیامبر (ص) و وسایل متعلق به ایشان کاری پسندیده بوده که در حیات حضرت انجام می شده و ایشان نیز نهی نمی فرموده اند.

عایشه می گوید: نوزادها را نزد رسول خدا (ص) می آوردند و ایشان کام آنها را بر می داشت و تبرکشان می فرمود.(مسند احمد ج۷ ص ۳۰۳)

مسور بن مخرمه گوید:چون پیامبر(ص) وضو می گرفت مردم برای تبرک جستن به آب وضوی آن حضرت با هم درگیر می شدند(صحیح بخاری ج۱ ص ۵۵)

هم چنین یکی از محدثان بزرگ اهل سنت به نام ابن عساکر از علی (ع) روایت کرده است که چون پیامبر (ص) از دنیا رفت فاطمه کنار قبر پدر ایستاد و مشتی خاک از آن قبر برداشت و بردیدگانش نهاد و گریست و در رثای آن حضرت دو بیت شعر خواند...(تاریخ بغداد ج۱ ص ۱۲۰)

با این حساب وبا وجود دلایل فراوان نمی دانم حرف حساب وهابی ها چیست وبا وجود همه این دلایل چندین بار با نظراتی که تو این وبلاگ دادن ما رو متهم به قبر پرستی کرده اند خدایا نمی دانیم با این وهابی ها چه کنیم که توطئه امریکا و اسرائیل و... هستند خدایا به تو پناه می بریم از دست این بشرهایی که با اسم مسلمانی تیشه به ریشه اسلام می زنند.

خدایا در امر ظهور ولیت حجه بن الحسن تعجیل بفرما وبه داد مسلمان هایی برس که روزانه به دست چنین شیاطینی شهید و کشته می شوند....