ادامه بحث قبلی...

 

5. در فتح شام بعد از ان که عمر با اهل  بیت المقدس  مصالحه کرد کعب الاحبار نزد او امد و اسلام اورد و عمر به اسلام او خرسند گردید و به او گفت:ایا می خواهی با من سیر کنی تا مدینه و زیارت کنی قبر پیامبر صل الله علیه واله وسلم را و به زیارت او بهره مند شوی؟

او گفت:آری ای امیر مومنین من انجام می دهم آن را و هنگامی که عمر وارد مدینه شد اول کسی بود که به مسجد آمد و بر رسول خدا صل الله علیه واله وسلم سلام کرد.(وفا الوفاءج4 ص 1357)

6.علامه امینی می گوید:

به نحو مستفاض روایتی که به طور شایع نقل شده باشد از عمربن عبدالعزیز نقل شده است که او همواره از شام به سوی رسول خدا قاصد می فرستاد تا بر پیامبر سلام کند و برگردد در عبارت دیگری است که او همواره قاصدی از شام به مدینه به محضر رسول خدا روانه می کرد این مطلب رابیهقی در کتاب شعب الایمان و ابوبکر احمد بنعمرونیلی در مناسکش و قاضی عیاض در کتاب شفا السقام و دیگران نیز ذکر کرده اند.(الغدیر ج5 ص 127 ونیز وفاالوفا ج4 ص 1357)

از تعبیر نقل شده معلوم می شود که این عمل مکرر انجام شده زیرا می گوید وکان عمربن عبدالعزیز یبعث. این تعبیر کان دلالت بر استمرار و تکرار دارد نه این که یک بار انجام شده باشد.

بنابراین شبهه ابن تیمیه مبنی بر بدعت بودن زیارت مرقد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و این که تعظیم غیر خداوند منجر به شرک شده و حرام است شبهه ای بی پایه واساس است چرا که هرگز نمی تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

 

بحث آینده:

مبحث سوم:آرا واقوال علمای اهل تسنن درباره زیارت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم