محمد بن عبدالوهاب -شرح حال مختصری از پایه گذاران فرقه وهابیت
بعد از وفات پدر زمینه تبلیغ مذهب خود را فراهم دید ودر بین مردم عوام به دعوت پرداخت.شیخ محمد از این فرصت استفاده کرد و قسمتی از عقاید و اعمال مردم را که با اندیشه هایش تنافی داشت انکار کرد و عده ای از مردم از او پیروی کردند و کم کم کار او بالا گرفت و شهرتی یافت.
امیر شهر عیینه در آن زمان او را گرامی داشت و خواهرش را به ازدواج اش در آورد؛ولی مردم عیینه نتوانستند عقاید و افکارش را تحمل کنند و با این که داماد امیر بود،او را از شهر بیرون کردند.او از آن شهر به درعیه از شهرهای شرقی نجد رفت. از عجایب روزگار این است که این بلاد در گذشته به بلاد مسیلمه کذاب معروف بود؛چنان که گروهی از مسلمانان آن جا را به ارتداد کشاند.او پس از ورود به درعیه به دیدار امیر و حاکم آن جا محمد بن مسعود (جد آل سعود)رفت و در این دیدار با محمد بن مسعود توافق کردند که پشتیبان هم باشند و عزت و غلبه بر نجد را شیخ به محمد بن مسعود بشارت داد و او نیز عزت و عظمت را به وی مژده داد وبدین ترتیب ارتباط بین این دو آغاز گردید و در نتیجه این همبستگی و توافق عموم مردم این بلاد از این فرقه تبعیت کردند و کم کم حمله به مسلمانان قبایل و شهرهای دیگر نجد شروع شد و تحت عنوان طرف داری از توحید و مبارزه با شرک و کفر جنگ های زیادی در نجد و خارج از آن از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراق به راه افتاد و کسانی که با عقاید شیخ محمدبن عبدالوهاب موافقت نمی کردند و حاضر نبودند با اوبیعت کنند و یا به مقابله بر می خاستند کشته شده و اموالشان را به عنوان غنایم جنگی تصرف می کردند.صدها نفر را در شهرها و قبایل به قتل رساندند مثلا در قریه ای به نام "فصول" در شهر احسا سیصد نفر را کشتند و اموال آنها را به غارت بردند.(آلوسی تاریخ نجد ص 111-113 و فتنه الوهابیه ص 5)
شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 در گذشت و پس از او پیروانش این روش را ادامه دادند در سال 1216 قمری سپاهی مرکب از بیست هزار مرد جنگی تجهیز و به شهر کربلا حمله کردند. کربلا که در آن ایام مملو از زائران ایرانی و ترک وعرب بود محاصره گردید و سرانجام وارد آن شهر شدند و کشتار زیادی از ساکنان ،زائران و مدافعان شهر نمودند.پس از کشتن پنج هزار نفر یا بیشتر که تا بیست هزار نفر هم نقل شده است به طرف خزینه های حرم مثل انسان های وحشی حمله برده وهمه اشیای نفیس و اموال آن را به غارت بردند به نحوی که شعرا برای این فاجعه هولناک مرثیه ساختند و کربلا وضع بسیار هولناکی پیدا کرد...
از زمانی که محد بن عبدالوهاب عقاید خود را ابراز نمود عده ای از علمای بزرگ اهل سنت با عقاید او به مخالفت پرداختند اولین کسی که به شدت با او به مخالفت برخاست پدرش و بعد برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بود که هر دو از علمای حنبلی بودند.شیخ سلیمان بن عبدالوهاب کتابی در رد او به نام "الصواعق الاهیه فی الرد علی الوهابیه تالیف نمود و در این کتاب عقاید برادرش را رد کرد او در عبارت کوتاه و جامعی در تعریف وهابیت و موسس آن می گوید:"الیوم ابتلی الناس بمن ینتسب الی الکتاب والسنه و یستنبط من علومها و لا یبالی من خالفه و من خالفه فهو عنده کافر"
یعنی :امروز مردم مبتلا شده اند به کسی که منسوب است به کتاب و سنت و از علوم آنها استنباط می کند و باکی ندارد که با او مخالفت کند و کسی که با او مخالفت کند نزد او کافر شمرده می شود.
در ادامه می گوید:"و هو لم یکن فیه خصله واحده من خصال اهل الاجتهاد و لا و الله عشر واحده و مع هذا فراج کلامه علی کثیر من الجهال فانالله وانا الیه راجعون"
یعنی:در او یک صفت از صفات اهل اجتهاد نیست و به خدا قسم در او یک دهم از این خصلت ها و صفات هم وجود ندارد. با این حال کلام او در میان عده کثیری از نادانان رواج یافته است.(شیخ سلیمان بن عبدالوهاب کتاب الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه ص 4 )
مقاله از: آقای عارف اسدی بیله سواری 09192527142 : تلفن
منابع:
1.آلوسی تاریخ نجد ص 111-113 و فتنه الوهابیه ص 5
2.شیخ سلیمان بن عبدالوهاب کتاب الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه ص 4
3.الاسلام فی القرن العشرین ص 126-127
4-تبیین باورهای شیعی ص 28-29