به نام خدا

با سلام

همان طوری که به شما قول داده بودم بحث فتواهای وهابی ها را به صورت سلسله وار دنبال خواهیم کرد و شما مشاهده خواهید که کرد که چقدر فتوای وهابی ها با فتوای مسلمانان (شیعه و سنی)فرق می کند.

به ياد داشته باشيد كه اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعى مى شوند و داستان محرميّت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد.

شايد در آغاز از شنيدن و خواندن اين مطلب تعجّب كنيد و به دنبال گوينده و صاحب اين فتوا باشيد، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احكام و دستورات شرع به ناميد.

ولى وقتى كه گوينده اين سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعيل بخارى صاحب و نويسنده كتاب صحيح باشد تعجّب شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.

اين فتوا را سرخسى در كتاب مبسوط از قول بخارى نقل كرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گويد: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و يا گاوى همزمان شير به خورند حرمت رضاع و شير خوارگى محقّق نخواهد شد، زيرا در رضاع و شيرخوارگى نسب شرط است و بين انسان و حيوان نسبتى وجود ندارد.

بنا بر اين خوردن شير حيوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چيزى نخواهد شد.

سپس مى گويد: همين فتوا سبب اخراج و تبعيد بخارى از بخا را شد. 

اندكى تأمّل

آيا مى دانيد وجود اينگونه سخنان و فتواها از فردى سر شناس و معروف و صاحب صحيصترين كتاب فقهى و روايى چه ضربه هاى سهمگينى بر پيكره اعتقادى مسلمانان وارد مى كند؟

آيا فتواهايى از اين قبيل موجب تمسخر و جسارت دشمنان و كج انديشان نسبت به دين و قرآن و شريعت و صاحب شريعت نمى شود؟

آقايان سلفيها و يا همان وهّابيهاى خشن چهره و خشونت طلب پاسخ دهند كه: آيا تا كنون اينگونه سخنان و فتواها را ديده و چاره اى براى آن انديشيده اند؟

 متن عربي

لبن البهيمة ينشر الحرمة ويوجب الأخوة

 وأفتى محمد بن إسماعيل البخاري صاحب الصحيح بأن لبن البهيمة ينشر الحرمة ، فلو شرب اثنان أو أكثر من لبن شاة واحدة صاروا إخوة أو أخوات من الرضاعة.

قال السرخسي في المبسوط : ولو أن صبيين شربا من لبن شاة أو بقرة لم تثبت به حرمة الرضاع ، لأن الرضاع معتبر بالنسب ، وكما لا يتحقق النسب بين آدمي وبين البهائم فكذلك لا تثبت حرمة الرضاع بشرب لبن البهائم.

وكان محمد بن إسماعيل البخاري صاحب التاريخ رضي الله عنه يقول : تثبت الحرمة .

هذه المسألة كانت سبب إخراجه من بخارا ، فإنه قدم بخارا في زمن أبي حفص الكبير رحمه الله ، وجعل يفتي فنهاه أبو حفص رحمه الله ، وقال : لست بأهل له .

فلم ينته ، حتى سئل عن هذه المسألة فأفتى بالحرمة ، فاجتمع الناس وأخرجوه. المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .