توافق محمد بن عبدالوهاب با محمد بن سعود براى كشتن مسلمانان
ابن سعود پيشنهاد زن خود را پذيرفت و در خانه عبدالله بنسويلم به ديدن شيخ رفت و به عزت و نيكى به او مژده داد، شيخنيز قدرت و تسلط بر همه بلاد نجد را به وى بشارت داد و دربارهروش پيامبر(ص) و اصحاب آن حضرت در امر به معروف و نهى از منكرو جهاد در راه خدا سخن گفت و همچنين به او يادآور شد كه هربدعتى گمراهى است و اين كه مردم نجد بدعتهائى بكار مىبرند، ومرتكب ظلم مىشوند و دچار اختلاف و تفرقه هستند.
محمد بن سعود، سخنان شيخ محمد را به مصلحتخود تشخيص داد وآنها را پذيرفت و به وى اطمينان داد كه به ياريش برخواهد خاستو بامخالفان، جهاد خواهد كرد ولى به دو شرط: يكى آن كه وقتىكارها رو به راه شد، شيخ از او جدا نشود و با ديگرى رابطهبرقرار نكند. دوم اين كه مجاز باشد خراجى را كه همهساله ازاهل درعيه، دريافت مىدارد، بازهم دريافت كند. شيخ شرط اول راپذيرفت و درباره شرط دوم گفت: اميد استخداوند فتوحات و غنائمبسيارى بيشتر از خراج درعيه نصيب تو گرداند (1) . بدين ترتيبمحمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود در مورد جنگ با مخالفان وامر به معروف و نهى از منكر و اقامه شعائر دين (طبق عقايدخود) با يكديگر بيعت كردند.
بعضى از مستشرقين مثل «فيليپ حتى» (2) و «گلدزيهر» (3) وبرخى ديگر گفتهاند: محمد بن سعود پسر خود عبدالعزيز را دامادشيخ ساخت و اگر اين امر صحيح باشد، موجب رابطه نزديكترى ميانآن دو گرديد و اين عهد و پيمان ميان آل سعود و عائلهعبدالوهاب تا به امروز همچنان استمرار دارد و روابط فاميلىنيز همچنان ميان آنها در جريان است (4) .