عقاید محمد بن عبدالوهاب
آیا میدانید که علمای مکه حکم به الحاد و کفر محمدبنعبدالوهاب و شقاوت او دادهاند و او را خبیث، بیحیا، کوردل و گناهكار معرفی نموده و گفتهاند که او شخصی دروغگو، تحریفکننده آیات قرآن، تهمتزننده بر خدا و منکر قرآن است و او را همواره و بارها لعن کردهاند؟
آری، آنچه بدان اشاره شد تمام و حتی بیشتر از آن را، معینالحق شاهفضل رسول قادری در کتاب سیفالجبارالمسلولعلیاعداءالابرار ،چاپ ترکیه، سال 1979، به رشته تحریر در آورده است.
شیخجمیل افندی صدقی الزهاوی (علامه و نابغه عراقی) در کتاب ارزشمند خود بنام الفجر الصّادق (صفحه17) در شرح حال محمدبن عبدالوهاب چنین گفته است:
« او در ابتدای کار خود از طلاب علوم دینی بود که بین مکه و مدینه به قصد کسب علم از علمای آن دو شهر، رفت و آمد میکرد و یکی از کسانی که محمد در مدینه از وی کسب علم میكرد، شیخمحمدبنسلیمان کردی و شیخمحمد حیاهسندی بود و این دو شیخ و سایر اساتیدی که وی از آنها کسب علم میکرد همواره در سیمای او خلافکاری و کفر میدیدند؛ و میگفتند که به زودی خداوند این فرد را گمراه خواهد کرد و به وسیله او افراد شقی و بدنیت نیز گمراه خواهند شد و عاقبت کار او به همینگونه خاتمه یافت»
همچنین پدرش که از علمای نیکوکردار بود، در سیمای او کفر و الحاد میدید و مردم را از او بر حذر میداشت و برادرش شیخسلیمان، نهایت کار او را چنین پیشبینی میکرد و کتابی در رَدّ بدعتها و عقائد و آرای تنگنظرانه او تألیف نمود. شیخ سلیمان در صفحه 18 کتاب خویش گفته است: « محمد برادرم، که بر او باد از خدا آن چه را که استحقاق دارد، پیغمبرr را همواره به عبارتهای گوناگون مورد عیبجوئی قرار میداد و یکی از آن عبارتها این بود که میگفت: او طارش است و این لغت در اصطلاح عوام به معنای شخصی است که کسی او را به نزد فرد دیگر بفرستد، و در این استعمال تحقیر و استخفاف منظور میکنند. حتی اینکه بعضی از پیروانش در حضور او میگفتند: عصای من بهتر است از محمد r چون که من از این عصا استفاده میکنم ولی محمد مرده است و هیچ فایدهای نمیدهد.(العیاذ بالله) و شخص محمدبنعبدالوهاب این گفتار را میشنید و کلام او را میپسندید. و این چنین گفتاری در نزد مذاهب چهارگانه، کفر و انکار به حساب میآید. دیگر اینکه او صلوات بر پیغمبر اسلامr را دوست نمیداشت و همواره از فرستادن صلوات بر سر منبرها جلوگیری میکرد، و هر کسی که این کار را انجام میداد، مورد عقوبت شدید او قرار میگرفت. حتی مردکوری را که در حال اذان بر پیغمبر اسلام r صلوات فرستاده بود،کشت. آیا میدانید که اسماعیل پاشای بغدادی در کتاب هدیۀالعارفین جلد 2صفحه 350، آورده است: « محمدبنعبدالوهاب کتابی نوشته،که در آن بر سر مسائل متعددی با رسول خدا r مخالفت کرده و بدون شک این مخالفت، دشمنی و کینهتوزی و برخورد خصمانه با آن حضرت میباشد که با استناد به آیهای که پیش از این ذکر گردید (نساء /115)، چنین شخصی مستوجب عذاب الهی بوده و به او وعده جهنم داده شده است.»