به نام خدا با سلام و پوزش بیسار به خاطر این که چند روزی در به روز شدن مطالبم وقفه ایجاد شد. ادامه بحث توسل و طلب حاج و استمداد را با هم مرور کنیم:

* ابن تیمیه گوید:اگر شخصی خطاب به مرده ای که در برزخ به سر می برد بگوید:مرا دریاب یا کمکم کن   یاشفیع من باش و یا مرا بر دشمنم یاری گردان و مانند این جملات  که انجام آنها فقط در قدرت خداوند است از اقسام شرک است.(الهدیة السنیه ص ۴۰)

* از جمله شگفتی های  ادعای ابن تیمیه این است که :طلب  استغاثه در قرآن و سنت نیامده و امت اجماع نکرده است چنین عملی شرک اکبر است که پیامبر (ص) با آن مقابله نموده است!

* وی (ابن تیمیه) در رساله زیارة القبور و الاستنجاد بالمقبور می نویسد:کسی که نزد قبر نبی یا انسان صالحی آید و از وی کمک بطلبد مثلا بگوید مرضش را زایل کند یا قرض او را ادا کند و مانند آن-  که فقط خداوند قادر بر انجامش است - که گوینده آن باید توبه کند و اگر توبه نکند باید کشته شود.

* و نیز  می نویسد : بسیاری از افراد گمراه می گویند:این شخص از من به خداوند نزدیک تر است و من از خداوند دورتر هستم و من نمی توانم او را بخوانم مگر به واسطه این شخص و مانند این جملات. این ها همه از گفتار مشرکان است.(کشف الارتیاب ص ۲۱۴)

* محمد بن عبدالوهاب نیز می گوید:خواندن و استغاثه به غیر خداوند موجب خروج از دین و دخول در جرگه مشرکان و پرستش کنندگان بت ها می شود و مال  وخون  چنین شخصی مباح است مگر آنکه توبه کند!(کشف الارتیاب ص ۲۱۴)

 

نقد وبررسی این دیدگاه:

استمداد و یاری طلبیدن از غیر به سه صورت است:

۱.صرفا اسم شخص را صدا می زند و مثلا می گوید: یا محمد یا عبدالقادر یا اهل البیت.

۲.یک وقت ندای او به این صورت است که می گوید:ای فلانی شفیع من باش یا ای  فلانی  خداوند را بخوان تا حاجتم را ادا کند.

۳.گاهی بدین صورت استمداد می طلبد قرضم را اداکن و مریضم را شفا ده و ای محمد از فضل خودت مرا بی نیاز نما.

هیچ یک از این سه قسم منعی ندارد چون مسلمان موحد که دارای عقیده ای سالم است اعتقاد دارد. غیر از خداوند احدی به طور مستقل و بدون در نظر گرفتن پروردگار توانایی ندارد که نفعی به خود یا به دیگران برساند و یا ضرری را از خود یا از دیگران بر طرف سازد.اگر شخص امید دارد کسی نفعی به او برساند و یا ضرری از او دفع نماید این بدون مشیت خداوند نیست بلکه خواست او را در نظر داردو اگر خدا خواست دفع ضرر و یا جلب منفعت کند و اگر نخواست انجام ندهد. در نتیجه توجه به آن شخص ـ که مورد رضایت پروردگار است و خدا  او را برگزیده و بر آفریدگان برتری داده است - از این جهت است که آن شخص (مانند پیامبر و ...) واسطه شود تا حاجت های او هر چه سریع تر بر آورده گردد.

اگر مسلمانی این را بخواهد باید فعلش را صحیح دانست و فورا نباید فتوا بر ارتداد او صادر کرد وخون ومال و ناموسش را مباح شمرد!

اگر کسی بگوید ای محمد ! از خدا بخواه تا حاجتم را ادا کند مقصود حقیقی اش خداوند است که تمام کارها به دست او است اگر کسی می گوید: ای محمد  حاجتم را روا کن از باب اسناد فعل به سبب است مثل آنجا که می گوید:بهار سبزی را رویاند.

آیات زیادی وجود دارد که در ظاهر فعل به بندگان نسبت داده شده است مانند:

- « ومت نقموا الا ان اغناهم الله و رسوله»(توبه / ۷۴) آنان فقط  از این انتقام می گیرند که خداوند و رسولش انان را به فضل خود بی نیاز ساختند.

ـ «وارزقوهم فیها و ماکسوهم» (نسا/۵) و از آن به آنها روزی دهید و لباس بر آنان بپوشانید.

و....

این بحث با دلایل  فراوان و بی شماری از بزرگان وعلمای اهل سنت که دال بر جواز استغاثه و توسل و طلب حاجت است ادامه دارد..........