بازهم از توحيد ومعرفي خدا از فرمايشات جناب بن باز بشنويد که مي گويد: عقيده اهل سنت و جماعت اين است که خدا بر عرش قرار دارد و  داخل در عالم نيست بلکه جدا از دنيا و موجودات است و بر همه چيز آگاه است و بر همه مخلوقات برتر و بالاتر است و دليل بر بالا بودنش نزول قرآن از اوست که نزول هم نيست مگر از بالا.

آيا از مجموعه اين سخنان خداي داراي ابعاد و صاحب مکان چيز ديگري فهميده مي شود؟ و آيا استواء بر عرش به اين معني است که در نقطه اي خاص صندلي و جايگاهي مخصوص وجود دارد و خداوند بر آن تکيه زده است؟ تعجب نکنيد اين نتيجه ناتواني آنان در توجيه و  تفسير آيات و رواياتي است که در آن سخن از دست و پا و چشم و گوش و غير آ ن  براي خداوند است.

عرش کنايه از قدرت و مظهر سلطه او بر عالم است چنانکه خود فرمود «وسع کرسيه السموات والارض» او خارج از اشياء است و از جنس موجودات مادي نيست ولي در همه جا با آنها است و اين احاطه احاطه علم و قدرت است ، پس بيقين از درک مفهوم عرش و کرسي عاجز شده اند.