اول. برخورد مستدل و برهاني با آراء و نظريات وهابيت مي باشد. در اين باره همانطور كه شما در كتاب وهابيان، تأليف علي اصغر فقيهي، مطالعه نموده ايد، (ص 27-30 و نيز ص 194-199) اولين حركت بر عليه وهابيت از ناحيه خود اهل سنت بوده است. هر چند به قول محمدجواد مغنيه در كتاب اين است آيين وهابيت ص 14، دولت صعودي از ورود كتابهايي كه حتي يك كلمه راجع به عقايد وهابي ها در آن نوشته شده. جلوگيري مي كند. بنابراين كتابها و سخن هايي كه اين آيين خانمان برانداز را به صورت مستدل و مبرهن، ردّ نموده اند. فروان بوده و اگر گوش شنوايي باشد به خوبي ضعف و سستي اين آيين روشن خواهد شد.
دوم. اين كه شما تعجب نموده ايد چگونه يك عالم روحاني وهابي به مجرد برخورد با افكار مخالف، سر تسليم فرود آورده، در شگفت مانديم. چرا كه بسياري از اعتقادات واهي كه در پناه پذيرش و باورهاي محيطي، جاي محكمي را در اذهان باز نموده، تا آنجا كه برخي با آن جامة علم را به تن نموده اند، در برابر استدلال هاي محكم و برهاني به گل نشسته و از آتش چشم نواز آن، جز خاكستري در مسير طوفان علم و معرفت، چيزي باقي نمي ماند.
چنانكه دعوت محمد بن عبدالوهاب نيز اولين بار در منطقه نجد كه غرق در جهالت بود مورد پذيرش واقع شد. (رجوع شود به كتاب وهابيان، علي اصغر فقيهي، ص 130-131 و شرح مفصل ايشان در زمينة مركز انتشار مذهب وهابي در فصل ششم همان كتاب)
سوم. قصد شيعه از گذاشتن پيشاني بر خاك و مهر، تيمّن و تبرك جستن به آن نمي باشد، شيعه براساس حديثي از پيامبر اكرم كه اهل سنت نيز آن را نقل نموده اند كه فرموده: و جعلت لي الارض و مسجداً و طهوراً (صحيح بخاري، ج 1، كتاب تيمم، حديث2) به هنگام نماز بر خاك يا مهري كه از خاك درست شده، سجده مي كند. سنگ و خاك به نظر شيعه «مسجود عليه» است نه «مسجود له».
چهارم. از آنجا كه عدل صفتي است كه خداوند خود را به آن متصف نموده و مي فرمايد: ان الله لايظلم مثقال ذرّة (خدا به اندازه ذره اي ستم نمي كند) نساء / 40 و ان الله لايظلم الناس شيئا (خدا هرگز به مردم ستم نمي كند) يونس/ 44، و شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكة و اولوالعلم قائماً بالقسط (خدا، فرشتگان و صاحبان دانش، گواهي مي دهند كه جز خدايي نيست و او قائم به قسط است) آل عمران / 18 تمام مسلمانها بر عدل الهي اتفاق نظر دارند واختلاف آنها دربارة نوع برداشت از عدل الهي است. از آنجا كه اشاعره حسن و قبح عقلي را قبول ندارند، عدلي الهي را به نوعي تفسير كرده اند كه در واقع انكار عدل الهي است، دربارة توضيح ديدگاههاي مختلف دربارة عدل الهي و بيان نظرية درست مي توان به كتاب ارزنده عدل الهي شهيد مطهري مراجعه نمود.
پنجم. وجود بلاياي طبيعي از قبيل زلزله، سيل، توفان و نظاير آن، اشكال بر عدل الهي محسوب نمي شود. از آنجا كه نظام هستي، يك نظام اندام وار و تجزيه ناپذير است، وجود اين گونه حوادث طبيعي نقش مهمي در توازن طبيعت دارد كه دانشمندان تاكنون به مقداري از اسرار آن پي برده اند. عصبانيت بشر از اين پديده ها، بخشي از آن مربوط به عدم تجهيز محيط زندگي خود در برابر خسارات ناشي از آن، و بخشي ديگر مربوط به عدم وجود امكاناتي است كه دانش بشر به آن رسيده است. از اينها گذشته وجود اين پديده ها، نقش مهمي در شكوفايي و پيشرفت دانش بشري داشته است. و اين كه گفته شد گناهكاران و بي گناهان در برابر اينگونه حوادث يكسان به زحمت مي افتند، ناشي از عدم درك درست نسبت به قوانين طبيعي و اجتماعي است قوانين طبيعي يك سري امور ذاتي بوده نه نسبي و قراردادي، و به همين دليل براي همه افراد يكسان عمل مي كند. فرضاً آب براي مؤمن و كافر در صد درجه به جوش مي آيد. قرآن از اين قوانين به عنوان سنت الهي ياد مي كند كه تغييرپذير و دلبخواه نمي باشد. (ر.ك. سوره احزاب / 62 و فتح/3، و فاطر/43) از طرف ديگر لازمه زندگي اجتماعي انسان در دنيا، مشترك بودن سرنوشت انسان ها مي باشد. اين در جهان آخرت است كه سرنوشت هر فردي جداي از ديگران رقم مي خورد.
ششم. شيطان برخلاف نظر ثنوي كه اهريمن را قطبي در مقابل يزدان مي داند، قطبي در مقابل خداوند نيست. شيطان، آفريده اي از آفريدگار الهي و تحت تسلط و قدرت خداوند است، قلمرو عمل شيطان تنها به محدوده تشريع است نه تكوين. در تشريع نيز آنچه مربوط به عمل شيطان است ايجاد وسوسه و جلب دوستي ديگران به طرف خود مي باشد. و اين به دليل جريان طبيعي اختيار و انتخاب است كه بشر را بر سر دوراهي مي گذارد. تا ارزش پاداش الهي را با انتخاب و اراده بدست آورد. مراجعه به سوره نحل، آيات نود و نه و صد و سورة ابراهيم، آيه بيست و دوم اين معنا را كاملاً برايمان روشن مي سازد.
هفتم. اين كه مصوبات مجلس شوراي اسلامي، به دليل كفر كشورهاي عربي، از سوي شوراي نگهبان ردّ مي شود. كذب محض است كه از ناحيه دشمنان خارجي وحدت اسلامي و دوستان ناآگاه آنها تبليغ مي شود. ايران تا آنجا كه در قدرت داشته و شرايط سياسي اجازه داده به دليل دين مشترك و نيز دليل عقلي حسن همجواري، همواره سعي نموده بالاترين همكاري با كشورهاي مسلمان را داشته باشد.
هشتم. دربارة وجود خرافات در جامعه، بايد بدانيم كه اسلام به عقل و فرهنگ صحيح اسلام و اجتناب از امور بي پايه و اساس، تأكيد ورزيده است. شاهد بر اين مدعا وامداري فرهنگ غرب در زدودن خرافات از جامعه خود، به تمدن اسلامي است. (رجوع شود به كتاب تأثير اسلام بر اروپاي قرون وسطي، مونتگمر وات، ترجمه عبدالمحمدي) اگر چه در زمان حاضر وجود كم و بيش خرافات را در جوامع اسلامي شاهديم، ولي اينها در مقابل سيل بيداري و آگاهي جريان اسلام شناسي كه توسط عالمان بيدار حوزه اسلام، در سال هاي اخير به راه افتاده مايه و رنگ خود را براي عقب ماندگي مسلمانها، از دست داده است.