باسمه تعالي

      در ادامۀ مبحث گذشته لازم است  سؤال از وهابيان در خصوص رؤيتِ خدا با چشم ظاهري، مورد بررسي اجمالي قرار گيرد؛ شما كه قائل به ديدن وجود خداوند متعال در دنيا يا آخرت هستيد(؟) آيا منظور تان، رؤيتِ قسمتي از وجود باريتعالي مي باشد؟ اگر قائل شويد به اين كه رؤيتِ شما فقط به يك قسمت از وجودِ خدا تعلّق مي گيرد نه به تمام قسمت هاي او؛ لازمه اش اين است كه وجود خداي لايزال، داراي جزء و تركيب باشد يعني مركّب از اجزاءِ مختلف بوده و نقطۀ معيّني را اشغال كند. در حالي كه اين قول نه تنها عقلاً محال است بلكه بر خلاف آيات صريح قرآن مي باشد. شما كه به ظواهر قرآن قائل هستيد چه طور شد وقتي به چند حديثِ جعلي كه رؤيت خدا را تأييد مي كنند، برخورد مي كنيد، از قرآن مجيد اعراض نموده، به دنبال احاديثِ جعلي، راه افتاده و بر خداوند حكيم، اعضاء و جوارح، قائل مي شويد؟ قرآن به طور صريح از وجود خداوند متعال، تعبير به نور مي كند - آيۀ 24 سورۀ نور – از مباحث دو قسمت گذشته مي توان نتيجه گرفت كه خداوند نه محدود است ونه فقط در يك نقطه وجود دارد؛ خداوند متعال، بسيط است نه مركّب تا داراي اعضاء و جوارح باشد؛ خدا نه در مكاني هست و در مكانِ ديگر نيست بلكه در همه جا هست و بر تمام عالم هستي و مخلوقات، احاطه دارد. گذشته از اين ها، اشياء و موجودات، براي اين كه ديده شوند بايد داراي لون و رنگ باشند، و تعلّق هرگونه رنگ و لوني نسبت به وجود پروردگار حكيم، محال است.                                                                                            

بنابر این، اعتقاد به رؤیت خدا با چشم ظاهری، پوچ و بی اساس است. و خدا با دل و چشم يقين، قابل رؤيت مي باشد كه از آن به " عين اليقين " و شُهودِ قلبي " تعبير مي شود.